پایان نامه با کلمات کلیدی آداب و رسوم، شعر و آواز

No Comments
دانلود پایان نامه

تا 722) در حلقه مریدان شیخ نظام الدین اولیا قرار داشت و تعلیمات شیخ خود را گرد می آورد. همیشه در جستجوی زمین? فلسفی طرز زندگی صوفیان اهل چشتیه بود و در آداب و رسوم، بر طریق? چشتیان زیست.
امیرحسن همچون دیگر شاعران عارف مسلک فارسی، نقاب عاشق دلسوخته را که از جور معشوق لذت میبرد، به چهره می زند. در شعر غنایی و عارفان? فارسی، شاعر با به چهره گذاشتن نقاب عاشق مشتاق و آرزومند، از راه گفتگوهای عاشقانه، در مقابل نقاب معشوقی بی وفا و گریزپا قرار می گیرد تا صدای درونی و اشتیاق شاعر بازتاب یابد. در واقع چالش درونی شاعر در پی رسیدن به تعالی روح است. از این رو، در غزلهای عرفانی که بیشترین غزل های امیرحسن نیز در زمر? آنهاست، معشوق خاصی مطرح نیست و معشوق عمومیت دارد.
در شعر عرفانی، گویی شاعر بدنبال نیمه دیگر خود است تا به کمال برسد. بیشتر از نود درصد از غزل های امیرحسن، بیانگر تلاش های پیگیران? وی برای رسیدن به شهودهای روحانی است که بصورت گِله، شکایت، عرض نیاز و اشتیاق وصل است و لذت شاعر از آزارهای معشوق، نشانگر اشتیاق بی حد و حساب شاعر برای رسیدن به کمال و دریافت تجربه های روحانی است.

فصل پنجم:
مستحسنات صوفیان
در غزلیات امیرحسن

مقدمه
تصوف و عرفان در قرن ششم هجری قمری، گسترش قابل توجهی یافت و اصطلاحات متصوفه، شایع و زبانزد همگان شد و تمامی شاعران، از این اصطلاحات و تعبیرات عارفانه دراشعار خود بهره برده اند. مشایخ تصوف و عرفان در خلال قرون متمادی، از کیفیت این سیر روحانی، مقامات و طی منازل و احوال سالکانِ طریق، سخن ها گفته و کتاب ها نوشته اند. اقوال، در کیفیت احوال واصلان و رسیدن به کمالات مختلف است. مستحسنات صوفیه، امور و رسوم و اعمالی است که صوفیان، پسندیده و برای سالکان مقرر داشته اند. “مراد از استحسان، استحباب امری و اختیار رسمی است که متصوفه، آن را از جهت صلاحِ حالِ طالبان، بی آنکه دلیلی واضح و برهانی لایح از سنت بر آن شاهد باشد، به اجتهاد خود وضع کرده اند، مانند پوشیدن خرقه و بنای خانقاه و اجتماع از بهر سماع و …، هرچند از تثبیت و تمسک به سنت خالی نبود”(کاشانی،1381: 102). حال در این پایان نامه، دربار? این مستحسنات و اصطلاحات و رموز عارفانه در آثار امیرحسن سجزی دهلوی بحث خواهیم کرد.
5-1 خرقه
خرقه در لغت به معنی پاره و قطعه پارچ? تکه ای لباس و جامه ای که از قطعات دوخته می شود، اما در اصطلاح صوفیه، جام? دوخته شده از تکه هاست که به وسیل? پیر ومرشد و مراد، به طالب و سالک – در صورت لیاقت و بیرون آمدن از آزمایش – پوشانده می شود و پیرِ خرقه پوشاننده را “پیرخرقه ” می گویند.
خرقه پوشی یکی از اصول مهم تصوف است که تا زمان شیخ نصیرالدین چراغ‌ دهلی، از آداب بسیار مهم بود و سعی می‌شد خرقه را که میراث مقدّس خواجگان چشت بود، به جوانان ندهند و از خرقه ‌بازی به ‌شدت‌ جلوگیری میشد. “برای خرقه، اصلی الهی قائل بودند و منشأ آن را به شب معراج می‌رساندند که پیامبر اسلام (صلی‌ اللّه‌ علیه ‌و آله ‌و سلم)، از خداوند دریافت کرد، سپس آن را که امانت و سرّ الهی بود، به علی(علیه‌السلام) پوشاند”(میرخورد، 1357: 351، 41).
انواع خرقه
1- خرق? فقر: خرقه ای است که پیامبر اسلام (صلی‌ اللّه‌ علیه ‌و آله‌ و سلم)، در شب معراج از خداوند دریافت کرد.
2- خرق? خلافت رحمانی: به نوعی از خرقه گویند که از جانب خداوند بر دل پیر الهام می‌شود و از همه معتبرتر است.
3- خرق? اجتهاد: خرقه ای که پیر، بر اثر کوشش و عمل نیک مرید به او می‌دهد، خرق? اجتهاد میگویند.
4- خرق? ارادت: این نوع خرقه، به مریدانی که تابع اراده شیخ بوده و از دستورات مراد خود، ذره‌ای سرپیچی نمی‌کنند، داده می شود.
5- خرق? تبرک: خرقه ای است که بر اثر توصیه و به عنوان تبرک، به فردی داده می‌شود و چندان اعتباری هم ندارد.

  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعزبان و فرهنگ، رفتار انسان، جبران خسارت، جامعه مقصد

5-2 پیر یا شیخ و مرشد
هیچ سلوک معنوی معتبری بدون دستگیری مرشد و راهنما تحقق نمی پذیرد و یقیناً تصوف نیز از این قاعد? عام مستثنی نمی باشد. پیر در تصوف، نماینده رسالت باطنی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است و از این طریق، تجلی لطف و رحمت الهی است که به طالبانِ آن عطا می گردد. شریعت یا قانون الهی برای هم? مسلمین نازل شده است و در معنایی وسیع تر، در نظرگاه اسلام برای هم? بشریت آمده است، اما طریقت یا سلوک روحی، ویژ? کسانی است که در همه حال در جست و جوی خداوند هستند که هرچند در همه جا حاضر است، در عین حال، فراتر از همه و سرمنشأ ازلی و ابدی هم? الهامات و مکاشفات است. از اینرو طریقت، وسیله ای است که انسان می تواند از طریق آن، به سرمنشأ خود، وحی، دست یابد و یا به اصطلاح عارفان، خود، صحابی و خلیف? پیامبر و اولیا گردد.
نقش مرشد روحانی-که در زبانهای عربی، فارسی و دیگر زبان های مسلمین، به شیخ، مرشد، مراد یا پیر شهرت دارد- فراهم کردن زمین? تولد معنوی و دگرگونی احوال است. پیر با رابطه ای که از طریق سلسل? معنوی با پیامبر و نقش ولایی اصلی پیام او دارد، می تواند آدمی را از محدودیت ها و قیود بی شمار مادیات رهایی بخشد و به ساحت فوق العاده نورانی حیات معنوی واصل گرداند. پیر، همچنین به عنوان نایب پیامبر، بوسیل? فضیلت “برکت” که در اختیار اوست، موت و تولد معنوی را برای سالکان میسر می گرداند.
سُبحه چه در دستم دهی، خرقه چه در پیشم نهی؟ با زاهدان نسبت مکن این پیر شاهد باز را
(غزل10)
5-3 سماع
سماع در لغت به معنی ش
نیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است. در اصطلاح صوفیان، سماع به معنی خواندن آواز و یا ترانه های عرفانی توسط قوّال یا قوّالان (گاه همراه با نغم? ساز) و به وجد آمدن شنوندگان در مجالس “ذکر جلی” است. “از آنجا که این به وجد آمدن، گاه به رقص و دست افشانی می‌انجامد، به مجموع? قوّالی، نغم? ساز، به وجد آمدن و رقص، سماع گفته می‌شود”(دهخدا. بازبینی‌شده در ?? می????). “در این مجالس، قوّالی بود که ترانه هایی عاشقانه یا عارفانه- همراه و یا بدون ساز- می خواند و صوفیان، حلقه وار بر زمین می نشستند و خاموش و آرام، سرها به زیر افکنده، نفَسها را حبس می کردند و سعی می ورزیدند تا سکوت و سکون جمع را بهم نزنند. اما این سکوت و سکون، در میان آن شور و هیجان دوام نمی آورد. ناگاه یک صوفی به وجد می آمد، صدای تحسین بر می آورد، نعره می زد و به رقص بر می خاست. این شور او در دیگران هم می گرفت و حتی شیخ نیز که حاضر بود، گاه به موافقت اصحاب، به وجد و رقص در می آمد و بدینگونه تمام حاضران به پایکوبی و دست افشانی بر میخاستند. در این موارد، گاه حالتهای شگفت روی میداد، صوفیی بیخودانه خرق? خود را پاره می کرد، دیگری نعره های بیهشانه میکشید و شاید گهگاه یک دو تن هم از غلب? شور، هلاک می شدند. گاه یک بیتِ مناسب یا یک نعر? جانانه سبب می شد که صاحبدلی در مجلس سماع جان می داد”(زرین کوب، 1389: 95). مجالس سماع صوفیه، گاه با بیخودیهایی شگفت همراه می شد. آهنگ نی و رباب با ترانه های کوبنده و غزلهای هیجان انگیز، محیطی پر از شور و حال بوجود می آورد و مکرر می شد که در همین حالات، صوفیای، شطحیات8 میگفت که مکرر موجب خشم و لعن عامه در حق صوفیه می شد و غالباً پر از دعوی وحدت و اتحاد و حلول و اتصال بود. سماع، از آداب‌ بسیار متداول‌ این‌ سلسله‌ و سنّت‌ پیران‌ چشتیه است‌ که‌ در کشورهایی نظیر ایران، پاکستان، مصر، ترکیه و علی الخصوص هند، به‌ سبب‌ شرایط‌ مساعد آنجا، رشد بیشتری‌ پیدا کرد و یکی‌ از اصول‌ مهم تعلیمات و آداب این‌ سلسله‌ شد. “در ایران و پاکستان و هند و مصر و ترکیه نمونه هایی از این مجالس هنوز هست که شور و موسیقی است و رقص و قوالی. مجالس قوالی در اجمیر و دهلی و لاهور هنوز یادآور شور و حرارت مجالس عهد امیرحسن و نظام الدین اولیاست. صوفیه، برای تحریک اعصاب و رسیدن به حالی که از آن تعبیر به بیخودی می کنند، گاه به مواد تخدیر کننده و سکرانگیز متوسل میشده اند. از این گذشته، رقص و سماع را وسیله ای برای رفع قبض و ملال قرار داده بودند. با این اوصاف در بین صوفیه کسانی بودند که تحت تأثیر شعر و آواز، بیشتر واقع می شدند تا تحت تأثیر قرآن، چنانکه یوسف بن الحسین الرازی، از تأثیر اشعاری که با شور و حال قوّالانه خوانده می شد، به گریه می افتاد، در حالی که از خواندن قرآن، به این حال نمی رسید. همین نکته بود که صوفیه را به مجالس سماع و قوالی می کشانید”(زرین کوب، 1389: 95-94). مشایخ چشتیه از جمله ابو احمد ابدال‌ چشتی‌، ابویوسف‌ چشتی‌، خواجه‌ شریف‌ زندنی‌، شیخ‌ قطب‌الدین‌ بختیار کاکی‌، شیخ‌ نظام‌ الدین‌ اولیا، شیخ‌ علی‌ احمد صابر و بسیاری‌ دیگر از مشایخ‌ چشتیه‌ به‌ سماع‌ اعتقاد داشتند و آن‌ را یکی‌ از اصول‌ طریقت‌ می‌دانستند. قابل ذکر است که برخی از مشایخ، شرایطی نیز برای سماع قایل بودند که عدم حضور زنان و پسران جوان که ممکن است مای? تشویش شیوخ شود، از آن شرایط است. “برخی‌ از مشایخ، از جمله‌ شیخ ‌نظام‌الدین‌ اولیا و امام غزالی برای‌ سماع، شروطی‌ قایل‌ شده‌اند”(میرخورد، 1357: 503-501). امروزه‌ در بسیاری‌ از مراکز و خانقاههای‌ چشتیه‌، بطور خصوصی‌ یا عمومی‌، به‌ ویژه‌ در اعیاد و ایامِ عُرْس9‌، مجالس‌ سماع‌ برپا می‌شود و قوّالان‌ در حضور مشایخ‌، غالباً اشعار عرفانی با ابیاتی‌ در مدح اهل بیت علیهم‌السلام‌ می‌خوانند و ساز می ‌زنند. اکثر مجالس‌ سماع‌ و قوّالی، همراه‌ با وَلیمه‌ است. “سماع، نه تنها در نشستهای درویشان، بلکه در مجالس و نشستهای همگانی که در خانقاه ها تشکیل می گردید، ترتیب می یافت… بیشتر کسانی که در این مجالس حضور می یافتند، از پیشه وران و گروههای کم درآمد بودند، از اینرو البته می بایست اشعار و ترانه ها چنان برگزیده شوند که تا اندازه ای برای گردآمدگان، مفهوم و موافق ذوق و رسوم آنان باشد”(ادواردویچ، 1387: 54)
5-4 رابطه مرید و مراد
ساده بودن روابط مرید و مراد در بعضی از شاخه‌های این سلسله و راههای آسان برای پذیرش مرید، یکی از عوامل تمایل مردم به این سلسله بوده است. گرچه بعضی از اقطاب، مانند بابافرید گنج ‌شکر، روش غیابی را رد کرده اند، اما بعضی دیگر، مانند سیدمحمد گیسودراز، معتقد بودند که لازم نیست مرید و طالب، مرشد و پیر را زیارت کند، بلکه غیابی هم می‌توان با وی بیعت کرد. در گذشته، برای ورود به این سلسله، آداب دیگری از قبیل ریاضت کشیدن و انجام اعمال طاقت فرسا نیز وجود داشت. “مرید می‌بایست مدتها در خانقاه در خدمت شیخ می‌بود و اعمالی هم که جنبه ریاضت داشت، انجام می‌داد، اما به مرور زمان این قبیل آداب دگرگون شد”(میرخورد، 1357: 334-330). “در این سلسله وقتی سالک قدم در سیر و سلوک می‌گذارد، ابتدا باید توبه نموده و خود را از معاصی “تخلیه” کند تا شایستگی آن را داشته باشد که نفس را به حلیه عبادت آراسته سازد”(آریا، 1365: 197-196). طبق آداب چشتیه، مرید درجاتی دارد:
1- مرید سالک
2- مرید واقف
3- مرید راجع
“مرید سالک، راه معرفت را بدون وقفه طی می‌کند، اگر وقفه‌ای در این راه ای
جاد شود، وی را واقف می‌خوانند و چنانچه این وقفه را با توبه همراه نسازد و بر آن استمرار ورزد، به او راجع می‌گویند”(میرخورد، 1357: 334).
از دیگر مواردی که در این سلسله ضروری به نظر می رسد این است که مرید تا از ابتدا تا انتها، میبایست تحت تربیت یک پیر باشد. “بیعتِ دومِ مریدی که با دو پیر بیعت می‌کرد، معتبر نبود، زیرا مرید می‌بایست به یک حلقه متصل باشد”(میرخورد، 1357: 345).

  منبع تحقیق با موضوعبهبود مستمر، سلسله مراتب، آموزش ضمن خدمت، ضمن خدمت

5-5 ذکر
در سلسل? چِشتیه‌، شریعت‌ مقدّم‌ بر طریقت‌ است‌ و نه‌ تنها مریدان،‌ بلکه‌ مرشد هم‌ باید تمام واجبات و فرایض دینی و حتی مستحبات شرعی را با دقت بجا آورد. افزون بر این، مرید باید طبق دستور مرشد، اذکار و اوراد ویژه‌ای را در اوقات خاص، بصورت خفی یا جلی10 بر زبان جاری سازد. این اوراد از شیخی به شیخ دیگر و از مریدی به مرید دیگر متفاوت است. مشایخ چشتیه، غالباً این اذکار را به رسول اکرم نسبت می‌دهند و معتقدند که آن حضرت آنها را به علی(علیه‌السلام) تعلیم داده است”(آریا، 1365: 203). تعلیم ذکر از همان زمانی که طالب، بیعت می‌کند، شروع می‌شود. “ابتدا ذکر از راه تلقین و در خلوت انجام می‌گیرد، سپس طبق دستور، مرید بعد از نماز یا در ساعاتی خاص، اورادی بخواند. در گذشته، اذکار منظومی ‌به زبان فارسی، مخصوصاً در حوالی دِکَن11، در مجالس عمومی و خصوصی خوانده می‌شد”(آریا، 1365: 207، 203)
5-6 مراقبه
گرچه بعضی از بزرگان چشتیه، مراقبه را مقدّم بر ذکر می‌دانند، ولی اصل آن است که نخست، مرید را با ذکر و دعاهای گوناگون و اوراد خاصی به جوش و خروش درآورند، سپس او را به حال مراقبه و تفکر وا دارند. “از نظر بعضی از پیران این سلسله، مراقبه از ذکر مهم‌تر است، زیرا ذکر، کار زبان است، اما مراقبه عملِ دل و درون”(آریا، 1365: 208).
مراقبه، که‌ بعد از مجاهده است، انواع مختلف دارد و خود، مقدمه ‌ای برای مشاهده و مکاشفه است. “برای مراقبه، ?? نوع برشمرده‌اند، از جمله مراقب? حضور، مراقب? قلبی و مراقب? قربت”(آریا، 1365: 209). بعضی از انواع مراقبه در این سلسله، بی‌شباهت به برخی از اعمال مرتاضان هندی نیست، چنان که در حالتهای مختلف مراقبه، گاهی مرید صورتِ نوشته”لا اله الا الله”یا اسم “الله” و حتی صورت شیخ را در خیال خود مجسم نموده و پیوسته به آن توجه می‌کند تا حال غیبت به او دست دهد. “در حالِ مراقبه، سالک در حالت سکون و تفکر با چشمان بسته می‌نشیند و فقط به باطن نظر می‌کند”(جهان آبادی، 1398ق: 41-38).

  تحقیق رایگان درموردسرعت پردازش، قابلیت اطمینان، اجرای برنامه، مطالعه موردی

فصل ششم:
مقامات عرفانی
در غزلیات امیرحسن

مقدمه
مقام عرفانی جایگاه والایی است که همه طالبان و سالکان سلسله های مختلف صوفیه، به این مرتبه نمیرسند. اما خداوند بر حسب کرم و رحمت خود، به مریدی که متصف به این صفات شود، لمعه ای از انوار الوهی تخصیص می دهد، تا اینکه برای لحظه ای جان او را منور سازد و به مرتبه ای فراتر از وجود خویش پای نهد. مقامات را با ویژگی دوام و ثباتی که دارند، در قیاس با احوال، راحت تر می توان به شمارش درآورد. گرچه در اینجا نیز به طرق بسیار می توان مراتبی که آدمی را از خداوند جدا می کند توصیف کرد، مانند اینکه کسی بخواهد شمار گام هایی را توصیف کند که برای رسیدن به قل? کوهی لازم است برداشته شود. گرچه آغاز و انجام این سفر و خصوصیات عمد? آن مشخص است، اما تعداد حقیقی گام ها و جزییات هرگام، بستگی به فرد کوه پیما، مسیر و آغاز و انجام راه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید