پایان نامه حقوق درباره : مبارزه با تروریسم

No Comments
دانلود پایان نامه

مسالمت آمیز می تواند برای مقابله با آنها سودمند تر باشد.
با در نظر گرفتن این که تروریسم گونه ای از جنگ روانی است نمی توان با این جنگ از طریق موشک و بمب و ابزارهایی نظیر این مبارزه کرد بلکه باید مقابله، روانی باشد. هیچ راه حل کوتاه مدتی برای حل معضل تروریسم وجود ندارد. زمانی که فردی در فضای پر فشار یک گروه تروریستی قرار می گیرد، معمولاً نفوذ در وی بسیار مشکل است. در نتیجه مؤثرترین سیاست ضد تروریستی آن است که از همان ابتدا مانع ورود اعضای جدید به این گروه ها شد. همان طور که تروریست ها از رسانه ها و رادیو و تلویزیون برای اشاعه افکار خود و توجیه آرمان و مشروعیت اهداف گروه استفاده می کنند و، دولت هم می تواند از همین روش با گسترش اطلاعات مؤثر و آموزش عمومی، زمینه های تحقیر تروریست ها و نشان دادن چهره واقعی آنها به مردم را فراهم آورند.
بند دوم- بعد سیاسی تروریسم

تروریسم روشی است که ریشه در نارضایتی های سیاسی داشته که در خدمت عقاید، باورها، دکترین و ایدئولوژی های مختلف برای مشروع انگاشتن توسل به خشونت که تداوم آن قرار می گیرد.
می توان با قاطعیت گفت که همه ایدئولوژی های ملی، انقلابی، دینی و دفاع سرزمینی منجر به ایجاد تروریسم شده اند.
چنانچه گروه های سیاسی دریابند امکان انجام تغییرات مورد نظر را در حکومت نداشته یا هیچ روزنه ای برای دستیابی به قدرت نیابند و یا با اهداف و آرمان هایشان از سوی دولت سرکوب می گردد، قطعاً به تروریسم متوسل خواهند شد.با این مقدمات می توان دریافت که رژیم های دموکرات که امکان رقابت همه افراد وجود دارد و اصول تساهل و تسامع از اصول بنیادین آن می باشد علی الاصول نباید شاهد بروز تروریسم باشیم. اما عکس این امر مصداق دارد، همه دموکراسی ها لزوماً پلورایسم نبوده و به حقوق اقلیت ها احترام نمی گذارند. اما جامعه ای بیشترین آسیب را از حمله های تروریستی می بیند که اصول دمکراسی در آن ریشه نگرفته و ضعیف باشد.
علاوه بر سیاست های داخلی و سیاست های خارجی نیز باعث بروز تروریسم می گردد. جهانی شدن خود مسأله ای است که باعث ظهور گروههای تروریستی بسیاری با بهانه با استیلای غرب شده است.
کشورهایی که در اثر مسایل اقتصادی، جنگ یا اغتشاش داخلی ضعیف هستند در نتیجه امکان کنترل مؤثر بر امنیت و ثبات داخلی خود را ندارند تبدیل به بهشت امنی برای گروههای تروریستی می شوند. همانگونه که افغانستان برای گروه القاعده بود. درگیری های داخلی طولانی و بی ثباتی داخلی باعث سیل آوارگان و پناهندگان می گردد که تروریست ها به راحتی می توانند در میان آنها خود را پنهان کنند.
چنانچه اقدامات دولت در عرصه بین الملل واجد مشروعیت نبوده و مردم آن را ظالمانه تشخیص دهند امکان تبدیل گروههای بنیادین به گروه های تروریستی وجود دارد.
دکترین و اندیشه دینی را نیز می توان عنصر مهمی دیگر در بسیج نیروهایا توجیه تروریسم دانست. بدین معنا که معمولاً نارضایتی از وضعیت سیاسی یا اقتصادی باعث می شود گروههای بنیادگرا ایجاد شوند اما دین به خودی خود دلیل بنیادگرایی سیاسی نیست.
انگیزه های دینی با سایر اهداف سیاسی همچون ملی گرایی، حق تعیین سرنوشت مبارزه با استعمار و . . . . عجین می گردد بگونه ای که برای بنیادی از ناظران نه تنها اهداف مشروع می نماید بلکه روشی مورد استفاده هم مشروع خواهد بود به ویژه هنگامی که دولتی مبادرت به نقض حقوق بنیادین بشر و سرکوب مردم کرده است.
نحوه مقابله یک دولت با تروریسم به رژیم سیاسی آن دولت بستگی تام دارد. سیاست های اجباری و یا سرکوب گرانه برای تحدید یا نابودی گروه های تروریستی ممکن است در کوتاه مدت مؤثر باشد اما به دلیل ماهیت ظالمانه ایی که دارد باعث می شود افراد بیشتری با تروریست ها همدردی کرده و بر تعداد آنها افزوده شود.
سیاست های اجباری و یا سرکوب گرانه برای تهدید یا نابودی گروه های تروریستی ممکن است در کوتاه مدت مؤثر باشد اما به دلیل ماهیت ظالمانه ایی که دارد باعث می شود افراد بیشتری با تروریست ها همدردی کرده و بر تعداد آنها افزوده شود.
بند سوم- بعد اقتصادی
فقر یکی از عوامل ایجاد جرم در هر جامعه ایی است. هنگامی که جوانان امکانات مالی و معیشتی مناسب ندارند توسل به اقدامات نامشروع امری سهل تر می گردد. با اینحال مطالعات نشان می دهد فقر به تنهایی دلیل تروریسم نیست اما امکان وقوع آن در کشورهای در حال توسعه و با اقتصاد ضعیف تر بسیار بیشتر از سایر کشورهاست. به ویژه آنکه بسیاری از کسانیکه به گروههای تروریستی می پیوندند عموماً از میان طبقات پایین و کم درآمد جامعه می باشند. گروههایی که معمولاً از لحاظ اقتصادی تحت فشار باشند و دریابند فشار اقتصادی ناشی از تدابیر مثبت یا منفی دولت نسبت به گروهی خاصی یا منشاء قومی نژادی و ملی است سریع تر به گروههای تروریستی می پیوندند .

در نتیجه می توان دید که اقتصاد بین المللی نیز می تواند خود عامل بر انگیزاننده تروریستها باشد. عوامل اقتصادی را از ناحیه دیگری نیز می توان مدنظر قرار داد بدین معنا که همه گروههای تروریستی برای انجام عملیات خود به منابع مالی نیاز دارند در نتیجه وجود منابع و دارایی های کافی می تواند اهداف و برنامه های تروریستی را به راحتی به اجرا درآورد. از آنجا که فعالیت های تروریستی باید به طور کاملاً مخفیانه انجام شود در نتیجه منابع مالی کافی از لوازم فعالیت گروههاست. به همین دلیل یکی از اقدامات اخیر جامعه بین المللی در مبارزه با تروریسم ممنوعیت حمایت مالی از تروریست هاست که معمولاً تحت لوای چهره دروغینی چون انجمن های خیریه انجام می شود.
بند چهارم – دین
اگرچه امروزه تصور می شود که تروریسم پدیده نوینی است اما ریشه اقدامات تروریستی به دوران پیش از تاریخ مدرنیته و به دین بر می گردد. به ندرت می توان موردی را یافت که دین تنها عامل ارتکاب تروریسم باشد معمولاً دین انگیزه ایی می گردد برای نیل به اهداف یا آرمان خاصی بدین معنا که آنگاه که گروهی برای دستیابی به اهداف سیاسی یا ملی به پا می خیزند دین انگیزه آنها می گردد. گروههای تروریستی دینی معمولاً اقدامات تروریستی را نوعی « قربانی کردن» در راه خدا می دانند که امری مقدس و پسندیده است.قربانی کردن می تواند هم شامل خود فرد تروریست باشد و هم شامل افراد دیگر گردد. در نتیجه این مفهوم باعث می شود که « کشتن» به امری مثبت تبدیل شود.
در گروههای تروریستی دینی توسل به خشونت و حتی کشتن افراد بی گناه به دلیل آنکه در راه دین صورت گرفته امری مشروع و مورد تایید خداوند است اما گروههای تروریستی غیر دینی عموماً از نادرست و نامشروع بودن اعمال خودآگاه هستند.
کارل مارکس تروریستهای دینی را «رویابینان خطرناک مطلق» می خواند.
با توجه به ویژگی های گفته شده در مورد تروریسم دینی و نظر به اعتقاد راسخ پیروان آن و آمادگی همه جانبه آنها برای قربانی کردن و خدمت در راه آرمان های خود اتخاذ اقدامات خشن در مورد این گروه نمی تواند روش مناسبی باشد چرا که همانطور که بیان شد دین خود از عوامل موجد تروریسم نیست بلکه برای نمونه وجود عوامل دیگر چون سرکوب سیاسی باعث برانگیخته شدن این جریانات می گردد. به نظر می رسد باز کردن فضای گفتمان با گروههای تروریستی و مذاکره و مشاوره با متخصصان و کارشناسان دینی و استفاده از روش های آموزشی مناسب می تواند ابزار مناسب تری در این راه باشد.
مبحث چهارم: راهکارهای منطقه ای و بین المللی مقابله با تروریسم
رژیم حقوقی بین المللی مقابله با تروریسم را عهدنامه ها و کنوانسیون های بین المللی تشکیل می دهد. و موفقیت در امر مقابله با تروریسم، به میزان تعهد کشورها به اجرای مصوبات این عهدنامه ها وابسته است. در عهدنامه ها تأکید فراوانی به پایبندی اعضا نسبت به اجرای مصوبات شده است.
مبحث نخست: تروریسم در کنوانسیون های منطقه ای

  پایان نامه حقوق درباره : اقدامات تروریستی

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تاکنون معاهدات و کنوانسیون های منطقه ای متعددی شکل گرفته که پرداختن به تمامی آنها در حوصله این نوشتار نمی گنجد، لذا می کوشیم تا توضیح مختصری پیرامون برخی از مهمترین کنوانسیون های منطقه ای را ارائه نمائیم.
بند اول- کنوانسیون اروپایی استراسبورگ در سرکوب تروریسم
کنوانسیون اروپایی به منظور تسهیل استرداد مرتکبین جرایم تروریستی تهیه گردید. اعضای اتحادیه اروپا با هدف پیگرد و مجازات مرتکبین جرایم تروریستی کنوانسیون مزبور را به امضاء رسانده اند.
این کنوانسیون بدون اینکه تعریفی از تروریسمآراءِ نماید اقدام به بیان برخی مصادیق این گونه جرایم که درکنوانسیون های بین المللی تا آن زمان آورده شده بود، نمود.
ماده اول این کنوانسیون جرایمی که خارج از مقوله جرم سیاسی دانسته و کشورهای عضو را ملزم به پیگیری کیفری چنین اعمالی نموده است، بیان می کند.
همچنین کشورهای عضو به منظور استرداد مجرمین نسبت به سیاسی نبودن آنها و عدم ارتباط آنها با جرایم سیاسی و عدم شناخت آنها به عنوان جرایمی با انگیزه سیاسی تعهد نموده اند.
آنها بر این اساس اعمالی همچون ربودن، گروگان گیری و بازداشت غیر قانونی و جرایمی که در آنها از بمب، سلاح های جنگی و بسته های پستی بمب گزاری شده استفاده شده و زندگی افراد را با خطر مواجه می کند را غیر قانونی اعلام نموده اند. همچنین در این کنوانسیون شروع به جرم و شرکت در آن نیز جرم تلقی شده است.
بند دوم- کنوانسیون منطقه ای جنوب آسیا در سرکوب تروریسم
این کنوانسیون که در شهر کاتماندو در سال 1987 میان اعضای سارک امضا شده است با برشمردن کنوانسیون های بین المللی سابق و با برخی اعمال همانند جرائم ارتکابی با سلاح یا مواد انفجاری به منظور اعمال خشونت بی هدف که به مرگ یا جراحت افراد بینجامد یا منجر به آسیب به اموال گردد را در ردیف جرم تروریستی آورده است.
بند سوم –کنوانسیون عربی مبارزه با تروریسم
تلاشی جدی کشورهای عربی در مبارزه با تروریسم بسیار باتأخیر و در سال 1994 آغاز گردید. پیش از این و در سال 1965 و در چارچوب اتحادیه عرب سازمانی تحت عنوان سازمان دفاع اجتماعی بر ضد جرم تشکیل شده بود و دارای 3 رکن بود:
مرکز عربی مبارزه با جرم که مقر آن در بغداد بود.
مرکز عربی مبارزه با مواد مخدر در عمان
مرکز عربی پلیس جنایی که مقر آن در دمشق بود و در زمینه های مبارزه با تروریسم بین المللی از طریق همکاری بین پلیس کشورهای عضو و تعقیب مجرمین و همکاری با پلیس بین الملل همکاری می نمود.
لکن این سازمان به جرایم تروریستی نه به عنوان جرمی مستقل بلکه به عنوان بخشی از جرایم بین المللی پرداخت.
در سال 1994 در نشست وزرای عرب ضرورت و اهمیت تعیین خط مشی و استراتژی امنیتی عربی برای مبارزه با تروریسم و نگارش کنوانسیون مشترک برای مبارزه با این پدیده مطرح گردید.
سرانجام در آوریل 1998 کنوانسیون عربی مبارزه با تروریسم شامل دیباچه ها چهار فصل و 42 ماده تصویب گردید.
در ماده یک کنوانسیون تروریسم این گونه تعریف شده است:
«هر عمل خشونت آمیز و یا تهدید به آن با هر هدف و انگیزه ای که باشد، در راستای ارتکاب جرمی فردی و یا گروهی، به هدف ایجاد هراسی و دلهره بین مردم و یا تهدید به آزار و یا ایجاد خطر نسبت به جان، آزادی یا امنیت آنان، و یا آسیب به محیط زیست، اموال عمومی یا خصوصی، تصرف یا سیطره بر آنها و یا به مخاطره انداختن سرمایه های ملی.»
بند 3 ماده یک این گونه توضیح می دهد، جرایم تروریستی جرم و یا شروع به جرمی است که در راستای اجرای اهداف تروریستی صورت می گیرد و به موجب قوانین داخلی کشورهای عضو، جرم انگاری شده اند. وارد بیان شده در بند 3 ماده یک این کنوانسیون برخی از

دیدگاهتان را بنویسید