یکنواختی و دلزدگی در رابطه + راه های حل مشکل

یکنواختی و دلزدگی در رابطه + راه های حل مشکل

couple

راحتی زیاد شور و اشتیاق رو کم می کنه

در هر مرحله ای از زندگی، و در هر موقعیت جدید، همه آدمها باید بطور همیشگی بین امنیت و قابل پیش بینی بودن از یه طرف و تشنگی ماجراجویی و رقابت از طرف دیگه انتخاب کنن.

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمون؛ وقتی افراد امنیت زیاد داشته باشن، ممکنه دچار یکنواختی کُشنده ای شن که ذهن رو تیره و تار کرده و روحیه رو از بین می برد. اگه از طرف دیگه، زندگی سراسر رقابت و ماجراجویی داشته باشن، ممکنه منابع شون شدیدا تخلیه شه و زندگی پرهرج مرج و غیرقابل پیش بینی رو بگذرونن. هدف عالی واسه هر فرد پیدا کردن بهترین تعادل بین این دو انتخابه.

وقتی قرار باشه فقط خودمون رو در نظر داشته باشیم، این روند به اندازه کافی مشکل هستش. وقتی وارد یه رابطه نزدیک می شیم، از اون سخت تر شده و مجبور هستیم به طور دوطرفه بین تعارضاتمان با طرف مقابل تعادل بسازیم.

زوج ها در اول رابطه تا حد زیادی واسه استقبال از ماجراجویی هایی که ارتباطشونایجاد می کنه علاقه دارن. اونا جذب سختی کشف همدیگه می شن و به طور پیوسته افکار، اعمال و احساسات جدیدی رو تجربه می کنن. در این شرایط که هنوز نمی دانند رابطه شون تا کجا ادامه پیدا می کنه،نیاز خیلی راحت و امنیت هنوز به خاطرشان خطور نکرده.

همینطور که همدیگه رو می شناسن و سرعت اکتشافات جدید کاهش می یابد، زوج بیشتر و بیشتر نگران آینده رابطه می شن. هر دو طرف یا یکی از اونا هرگونه تغییرات شخصی تهدیدآمیز رو محدود می کنه و به جای روابط قابل پیش بینی به هم جایزه میدن. به شریک هایی تبدیل می شن که تلاش می کنن محدودیت های همدیگه رو قبول کنن به جای اینکه اونا رو به رقابت بکشن.

وقتی دو طرف اجازه میدن که گذشته، آینده شون رو تعریف کنه، اکتشافات اولیه اونا در منطقه نامعلوم به وضعیت رکود تبدیل می شه و این محدودیت های انتخاب شده رو عشق واقعی و موندگار می پندارند.

«می دانم که همیشه همینطور دوستت دارم.»

«هیچوقت عوض نشو. هیمنطور که هستی عالی هستی.»

«ما اینقدر خوب و کامل همدیگه رو می فهمیم که دیگه لازم نیس درموردش فکر کنیم.»

«من می توانم هر چیزی که اون می خواهد رو پیش بینی کنم و همیشه در دسترسش باشم.»

«به محض اینکه به چیزی که نیاز دارم فکر می کنم، طرفم قبل ازم اون رو به زبون می آورد.»

«ما عشقی جاودانه بینمون ساخته ایم. بگذار همیشه همینطور بمونیم.»

«ما اشتباهات و مشکل های هم رو به طور کامل می پذیریم. به خاطر همینه که اینقدر خوب با هم کنار می آییم.»

«هیچوقت نمی گذاریم چیزی ما رو از هم جدا کنه.»

این نوع نظرات دقیقاً ایده های ایدآل گراهای رمانتیکه. بدیش اینه، اونا در وضعیت رکود می مانند که رشد بیشتر رابطه رو محدود می کنه. زوج هایی که این حرف ها رو به هم می زنند باور دارن که آشناییت و قابل پیش بینی بودن اونا جبران از دست رفتن هیجانی که در اول تجربه کرده بودن رو می کنه. صمیمیت امنیت، جانشین ترس کشف شده و اونا رو واسه از دست رفتن عشقی که ساخته ان آسیب پذیر کرده.

وقتی افراد دست از رقابت و کشف ورداشته و به امنیت روی می بیارن، در خطر گذاشتن انرژی کمتر قرار می گیرند چون رابطه دیگه به انرژی زیادی نیاز نداره. درعوض، دو طرف آداب و رفتارای کلامی و فیزیکی قابل پیش بینی به دست می بیارن. درنتیجه، دیگه هر ایده ای که چیزی که پیش بینی می کرده ان رو به خطر می اندازد، به زبون نمی بیارن.

پیش بینی پذیری بیشتر از اندازه می تونه منتهی به بی فرقی شه. کم کم، بی علاقگی می تونه به غضب، آزار  و اذیت شدن منجر شه. امنیتی که یه روز قلعه محافظ اونا بود حالا به زندانی براشون تبدیل می شه. بدون اینکه بدونن خسته شده و واسه هم یکنواخت می شن.

زوج ها معمولاً نمی فهمن که مشکلشون از خستگی که نادانسته ایجاد کرده ان ریشه می گیرد. دعوا بر سر مسائل آزاردهنده کوچیک به رقابت ها و مشکلاتی فاجعه بار تبدیل می شه. زوج ممکنه فکر ببرن که شکایت هاشون مشکل اصلی نیس اما دیگه قادر نیستن دلیل اصلی رو بفهمن.

معمولاً مشخص می شه که مشکل اصلی از دست رفتن همون حس اکتشافه. اونا زندگی رو بدون پیش اومدن اتفاقات تازه پذیرفته ان. و بااینکه به طور دوطرفه به رقابت های خارجی زندگی معتقد شده ان، اما علاقه شون به رابطه شون رو از دست داده ان.

به چه دلیل زوج های معتقد، امنیت رو به اکتشافات پیوسته بهتر می دونن؟

امنیت بسیار شیرینه. زوج های رابطه های جدی از اینکه بدونن چه انتظاراتی باید داشته باشن و بتونن با پیشامدها کنار بیان براشون کافیه. رقابت های عادی زندگی واسه اینکه زوج ها در کنار هم با اون مقابله کنن، کافیه.

وقتی از اونا می پرسید که به چه دلیل امنیت رو به کشف بهتر می دونن، می می گن نزدیکی به وجود اومده و انرژی کمتری که طلب می کنه رو دوست دارن. وقتی نباید همیشه گوش به زنگ آماده رقابت بعدی در رابطه باشن، اضطراب کمتری دارن.

«از صورتش می فهمم که چه می خواهد بگه و معمولاً هم درست حدس زده ام.»

«وقتی وارد خونه می شه و با عصبانیت شروع به تمیز کردن می کنه، می دانم که مشکلی پیش اومده و باید حرف بزنیم.»

«از سر کار که می آیم، وقتی می بینم که ملحفه های تخت رو عوض کرده و کامپیوتر خاموشه می فهمم که دوست داره رابطه جنسی داشته باشه.»

«وقتی اون لبخند مسخره روی لباش میاد، می دانم که می خواهد هرچه که می گوید بگم باشه!»

«وقتی در سه قرار قبلی دیر رسیده، می دانم که امروز برام گل می آورد.»

«وقتی خیلی با من مهربون می شه، می فهمم که مادرش قراره بیاد و یه ماه پیش ما بمونه.»

به چه دلیل عاشق و معشوق های جدید، دست از هیجان کشف می کشن؟

عشاق جدید همیشه در حال کشف همدیگه هستن. اونا بدن هم، قلب، ذهن و خاطرات هم رو با هیجان و شدت بسیار زیاد بررسی می کنن و به دنبال راه هایی تازه واسه ایجاد رابطه هستن. هر کشف تازه ذخیره شده و واسه مراجعات بعدی مجموعه می شه. اونا از به دست آوردن توانایی حدس زدن نیازای طرفشون به شوق می آیند. در اون زمان قابل پیش بینی بودن براشون راهی به ایجاد یکنواختی در رابطه نیس؛ اونا اون رو راهی عالی واسه راحتی دوطرفه می بینن.

هر طرف در تغییر مداومه و واسه هر تجربه جدید شدیداً زنده و آماده. هر دو طرف از نظر احساسی خوب عکس العمل داده و همیشگی پیام امید و تایید به هم می فرستند. از هیجانات همیشگی هم لذت برده و از آرزوهای هم پشتیبانی کرده، آرزوهایی تازه با هم می سازند و قادر به انجام کارایی می شن که به تنهایی توان اون رو نداشتن.

عشاق تازه در کنار هم زندگی دوطرفه می سازند. عشق داخلی اونا به جستجو، درکنار ارتباطات جسمی پرشهوتشان، اونا رو به عمیق ترین تجربیات جدید می رساند. مردمک چشماشون گشاد شده و بدنشون پر از آدرنالین می شه و با هر کشف جدید، انرژی بیشتری به هم میدن.

درکنار هیجان کشف، زوج ها احساس اضطراب و نبود امنیت رو هم تجربه می کنن. اونا همیشه نگران این هستن که رابطه جدیدشون نتونه شدیدا الان بمونه. هرچه بیشتر در عشق گرفتار می شن، بیشتر از درد احتمالی پایان گرفتن رابطه شون می ترسند. این ترس باعث می شه دست از خطر کردن افکار و رفتارای جدید بردارن و درعوض به دنبال راحتی و امنیت باشن.

این دو میل، کشف و ترس/نبود امنیت شروع به اختلاف می کنن. قبل تر زوج از تازگی همیشگی تجربیاتشون لذت می برند و حالا دوست دارن بدونن که طرفشون واسه همیشه دوستشون داره. واسه مطمئن شدن از اینجور نتیجه ای، هر دو اونا شروع به مخفی کردن افکار، احساسات و رفتارهایی از خود می کنن که ممکنه باعث دور شدن طرفشون شه.

فقط چیزایی رو ارائه میدن که باور دارن مورد قبول واقع می شه و دست از جستجو درمورد هر اطلاعات جدیدی که ممکنه خطر دوری طرفشون رو به دنبال داشته باشه، می کشن. جستجو و کشف دیگه تموم شده و دو طرف وارد رابطه منطقی تر، قابل پیش بینی تر و کم تر هیجان انگیز می شن.

این زوج ها چیجوری به درمان عکس العمل میدن

بسیار زوج های معتقد وقتی نمی تونن به هسته دلشکستگی شون نفوذ کنن، از مشاوره گرفتن خسته می شن. هر زمان که چیزی که فکر می کنن مشکل اصلیه رو حل می کنن، مشکل دیگری نمودار می شه و شکایت جدید شروع می شه. اگه خستگی و یکنواختی مسئله و مشکل باشه، معمولاً در این روابط غیرخیالی ظاهر می شه.

دو طرف که دیگه نمی تونن از دست دادن شور و اشتیاق از دست رفته رو تحمل کنن، شروع به بحث و بحث بر سر مسائل پیش پاافتاده و انرژی گیر می کنن. بی حوصلگی اونا به دشمنی تبدیل می شه که جای صمیمیت واقعی رو می گیرد. دیگه از امتحان کردن انگیزه شون یا پیدا کردن راه واسه انجام متفاوت تر کارا خسته هستن و دیگه علاقه ای به نظرات و احساسات همدیگه نشون نمی بدن. وقتی از اونا درمورد وقت یا علاقه ای سوال می شه معمولاً جواب هایی آزاردهنده در آستین دارن.

«می دونم، می دونم. وقت بیشتری واسه خودت می خوای، درسته؟ دیگه همون بهونه همیشگی رو پیش نکش.»

«به چه دلیل درک نمی کنی چقدر خسته ام؟ هیچ وقت راضی نمیشی.»

«هزار بار به تو گفتم امکان نداره باهات به اون کلاس رقص مسخره بیام. اصلاً علاقه ای ندارم.»

«اینقدر غُر نزن. گفتم یه لیست بنویس هر وقت بتونم برات می گیرم.»

«اگه چیزی می خوای، بهم بگو. من که نمیتونم فکرتو بخونم.»

«اصلاً برام مهم نیس که به چه دلیل اینکار رو کردی، هنوزم ازش خوشم نمیاد. یا رفتارت رو عوض کن یا اینقدر اصرار نداشته باش که من با این رفتار کنار بیام.»

بیشتر زوج هایی که می بینیم هیچوقت در اول رابطه با هم اینطور حرف نمی زده ان. مطمئناً عالی همدیگه رو درک می کرده و براشون مهم بوده که طرفشون چه احساسی داشته و واسه پیدا کردن راهکارهای موفق واسه مشکلاتشون بسیار پرانگیزه بوده ان.

بعد از بروز مشکلات درخواست کمک می کنن. دوست دارن حالشون بهتر شه. حتی دوست دارن دوباره عاشق بشن و واقعاً نمی فهمن مشکل کجاس.

چیجوری دوباره به کشف و هیجان برسین

اگه شما و همسرتون بر سر مسائل پیش پاافتاده با هم جنگ می کنین، به هم بی توجهی می کنین یا یه مدت طولانیه که با هم حرف نمی زنید، واسه برگردوندن اشتیاق نسبت به همدیگه چه می تونید بکنین؟ این مراحل رو باید طی کنین:

  1. آزمایش کنین که تا چه حد اجازه داده اید که رابطه تون از توازن خود خارج شه.
  2. انگیزه تون واسه تغییر رو سبک سنگین کنین.
  3. میل اولیه تون واسه کشف همدیگه رو دوباره بسازین.

تمرینات زیر می تونه کمکتون کنه:

تمرین ۱ – آزمایش

سوالات زیر رو جواب بدید و به جواب هاتون امتیاز بدید. وقتی جواب هاتون تموم شد، از همسرتون هم بخواین همین کار رو بکنه. بعد جواب هاتون رو با هم درمیون بذارین. اگه هرکدوم از شما احساس کرد که بین هر پاسخی نیاز دارین سوال کنین که به چه دلیل و چیجوری به این نتیجه رسیده، هیچ اشکالی نداره.

به جواب هاتون به روش زیر امتیاز بدید:

همیشه = ۵

بیشتر = ۴

بعضی وقتا = ۳

نه خیلی زیاد = ۲

به ندرت = ۱

وقتی همسرتون می خواهد تجربه مهمی رو با شما درمیون بذاره، بی صبرانه منتظر این هستین که صحبتش تموم شه؟

————-

جملات همسرتون رو چون می دونین چیجوری می خواهد اون رو تموم کنه، خودتون به پایان می رسونید؟ ————-

وقتی همسرتون نظری می دهد، می تونستید حدس بزنین؟ ————-

اگه همسرتون سوالی از شما سوال کنه، احتمال اینکه یه جواب سطحی به اون بدین زیاده؟ ————-

از اینکه به نظر می رسد همسرتون دیگه خیلی علاقه ای به شما نداره ناراحت هستین؟ ————-

به خاطر این مسائل رو از همسرتون مخفی می کنین که فکر می کنین ممکنه واقعاً به اون علاقه مند نباشه؟ ————-

احساس می کنین که دیگه دوست ندارین آرزوهاتون رو با همسرتون مطرح کنین؟ ————-

احساس می کنین که به دنبال هیجان بیشتر در رابطه تون هستین؟ ————-

چند وقت یه بار احساس می کنین که انرژی با هم بودنتون از بین رفته؟ ————-

آرزو دارین که می تونستید رابطه تون رو هیجان انگیزتر کنین اما این افکار رو از همسرتون مخفی می کنین؟ ————-

امتیازاتتان رو جمع بزنین.

امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی آنقدرها که فکر می کنین دچار یکنواختی و خستگی از رابطه تون نشده اید.

امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی در منطقه نگرانی هستین.

امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی چند سانتیمتر فقط با از بین رفتن کامل علاقه در رابطه تون فاصله دارین.

امیتاز بین ۵۰-۴۰ یعنی یه اخطار مهم که رابطه تون به طور جدی دچار مشکل شده.

اگه هرکدوم از شما نگران امتیازاتتان هستین، قدم بعدی تون آزمایش سطح انگیزه تون واسه تغییر اوضاعه.

تمرین ۲ – انگیزه

بااستفاده از انتخاب های زیر به سوالات امتیاز بدید:

۱ = فوراً

۲ = با کمی احتیاط

۳ = با توجه کاری اما علاقه مند به امتحان کردن

۴ = به من ثابتش کن

۵ = باور ندارم که قابل تغییر باشه

اگه همسرتون ایده های تازه و مسائل رقابت برانگیز واسه گفتن داشته باشه، واسه گوش دادن به افکار و احساسات اون علاقه مندین؟ ————-

دوست دارین از اون چیزی که همسرتون می خواهد بگه تعجب کنین؟ ————-

اگه سوالات همسرتون اون چیزی نباشه که شما توقع داشتین، خوشحال تر می شید؟ ————-

دوست دارین همسرتون توقع داشته باشه که فردی باحال تر باشین؟ ————-

دوست دارین که همسرتون علاقه بیشتری به چیزایی که می گویید نشون بده؟ ————-

آرزو داشتین که واسه گفتن افکار و احساساتتون به همسرتون علاقه مند تر بودین؟ ————-

دوست داشتین که واسه گفتن ایده و احساسات جدید هیجان بیشتری داشته باشین؟ ————-

دوست دارین که همسرتون شما رو با افکار و احساساتی که قبلاً نشنیده بودین، متعجب کنه؟ ————-

تبادلات مثبت تر و پرانرژی تر با همسرتون می خواهید؟ ————-

کلا در رابطه تون عشق و شور بیشتری می خواهید؟ ————-

دوست داشتین که همسرتون مرموز تر بود؟ ————-

امتیازاتتان رو با هم جمع کنین.

امتیاز بین ۲۰-۱۰ یعنی این احتمال هست که بتونین رقابت های موجود در رابطه تون رو دوباره پیدا کنین.

امتیاز بین ۳۰-۲۰ یعنی کمی امید از دست داده اید ولی هنوز واسه امتحان کردن تلاش می کنین.

امتیاز بین ۴۰-۳۰ یعنی ازاینکه نتونین دوباره شرایط رو به وضع قبلی برگردونین، ناامید شده اید.

امتیاز بین ۵۰-۴۰ یعنی به طور کاملً مشخصه که خسته شده اید اما همه چیز رو اونطور که هست پذیرفته اید و می خواهید امنیت رو بدون هیچ تلاطم خاصی قبول کنین.

ممکنه احساس کنین که تحت هیچ شرایطی تغییری رخ نمیده اما وقتی امتحان کنین، رویکردتان تغییر می کنه، حتی تغییر خیلی کم. امید تولید انرژی می کنه و واسه برگردوندن رابطه تون به وضعیت قبلی نیاز به چیز زیادی ندارین.

زوج هایی که روابط موفق دارن بطور همیشگی مطمئن می شن که تعادل بین امنیت و اکتشافات از بین نرفته. از صمیمیت ایجاد شده بخاطر شناخت کامل همدیگه لذت می برند اما هم اینکه درک می کنن که نیاز به رقابت ها و اکتشافات جدید درمورد هم دارن. می دانند که باید به تغییر و تکامل ادامه، حتی اگه این روند به طور موقت امنیت رابطه شون رو تهدید کنه.

اونا راحتی به دست اومده رو مثل جواهر می دانند و درعین حال به دنبال راه های تازه ای واسه شناختن همدیگه هستن. خیلی مهمه که بدونین می تونید به طور همزمان روی آشناییت و قابل پیش بینی بودن حساب کنین اما به همون اندازه هم مهمه که با تجربیات جدید به هیجان بیایید.

تازمانیکه خودتون روی ظرفیت خودتون واسه به هیجان آوردن طرفتون کار نکرده اید، نمی تونید از همسرتون بخواین که به شما علاقه مندتر شه. با تغییر رفتارای قابل پیش بینی خودتون شروع کنین. از خودتون سوال کنین آخرین باری که هدف خودتون رو به رقابت کشیدید، به دنبال معنی عمیق تری از زندگی بوده اید یا آدابی بی فایده بر جای گذاشتین، کی بوده.

چه ایده ها و افکار جدیدی رو از ترس تهدید شدن راحتی رابطه، از همسرتون مخفی کرده اید؟ اگه هر دو شما با این قوانین زندگی کنین، اون وقت می تونید تغییر روبه پیشرفت پیدا کردن کشفیات جدید در همسرتون، کسی که فکر می کردین عالی می شناختین، رو شروع می کنین.

اگه می خواهید رقابت و کشف بیشتری وارد رابطه تون کنین، لطفاً به خاطر بیارین که اوایل رابطه تون وقتی عشقتون تازه بود، چه کارایی انجام می دادین و به دنبال چه میگشتید.

بدیش اینه خیلی از اونایی که بخاطر یکنواختی رابطه ای که به اون معتقد هستن، شروع به قرار گذاشتن با افراد تازه می کنن، فوراً و با علاقه تموم کارایی رو انجام میدن که اگه در رابطه قبلی اجرا می کردن، وضعیتشون در رابطه قبلی بهبود می یافت. شما سرمایه زیادی رو در چیزی که در کنار هم ساخته اید گذاشته اید. اضافه کردن هیجان تجربیات غیرقابل پیش بینی و باحال، رابطه تون رو به بهترین حالت قبلی خود برمی گردونه.

خواص عشق واسه بدن

۱۰حقیقت علمی در مورد عشق

زناشویی مردمون

پاسخی بگذارید

بستن منو