چرا توماس ادیسون جان یک فیل را با جریان الکتریسیته گرفت؟
Hand arranging 5 stars on a wooden desk

چرا توماس ادیسون جان یک فیل را با جریان الکتریسیته گرفت؟

کوتاه ترین جواب به این سوال اون است که بگیم ادیسون این کار رو نکرده. توماس ادیسون یکی از بزرگان تاریخ آمریکاست که می گن واسه نشون دادن توانمندی اختراع خود با به کار گیری الکتریسیته جون یه فیل رو گرفته.

شاید این مخترع از نظر شخصیتی کاستیایی داشته اما شک نداشته باشین نمی تونه مرتکب قتل یه فیل شده باشه، هرچند با نگاهی گذرا به گذشته میشه که به چه دلیل خیلی از مردم اینجور اتفاقی رو به اون نسبت دادن.

داستان با تاریکی شروع می شه و با اون تموم می شه؛ یعنی پایان اون خیلی هم روشن نیس و نمیشه با قطعیت در مورد اون صحبت کرد. در ادامه این مطلب با سایت ما همراه باشین تا به رمزگشایی این ماجرا بپردازیم.

در اواخر دهه ۱۸۸۰ میلادی، تمدن بشری بازم در تاریکی هست؛ در اون دوران، لامپای گازی اولین و اصلی ترین منبع نور به حساب می رفتن و الکتریسیته پدیده ای نوین و لامپای حبابی ابتکاری جدید حساب می شدن و مهندسان هم بر سر تعیین استاندارد اصلی پخش الکتریسیته که راه آینده آدمی رو تعریف می کرد با مشکل روبرو بودن.

در اون زمان دو استاندارد اصلی در این رابطه وجود داشت: جریان متناوب (AC) و جریان مستقیم (DC). بعدا در چیزی که با عنوان «جنگ جریانا» از اون یاد شد، طرفداران هر استاندارد، اونو نسبت به دیگری ایمن تر و کارامدتر می دیدن و با همدیگه به بحث و دعوا در این باره می پرداختن. تو یه طرف این میدون ادیسون و استاندارد DC قرار داشت و در طرف دیگه جرج وستینگ هاوس که از طرفداران پر طاقت و سمج استاندارد AC بود.

جریانای الکتریکی DC در برده های کوتاه کارکرد خوبی دارن. در واقع اگه به برچسب خیلی از قطعات الکترونیکی درون منزل خود نگاه کنین درخواهید یافت که از استاندارد DC پشتیبانی می کنن. اما این جریان در مسافتای طولانی کارایی خود رو از دست میده و در نتیجه شرکتای فعال در بخش برق به سختی می تونن اونو از خطوط برق چند کیلومتری انتقال بدن.

از طرف دیگه انتقال جریان AC از راه خطوط برق مقرون به صرفه تره و به خاطر همین این جریان بعد از گذروندن مسافتای طولانی، واسه مصارف خونگی در قسمت پریز یا همون خروجی به DC تبدیل می شه.

در اون جنگ، AC برنده بلامنازع بود اما این موضوع ادیسون رو از راه اندازی یه کمپین تبلیغاتی علیه وستینگ هاوس و استاندارد نامبرده باز نداشت. کار به جایی رسید که ادیسون حیوانات رو گرد هم می آورد و پیش روی روزنامه نگارا جریان متناوب رو از بدن اونا عبور می داد تا نشون بده که AC به مراتب از DC خطرناک تره.

بعد از تموم شدن پیدا کردن دعوا میان طرفداران AC و DC، این دانشمند تصمیم میگیره به امید قبولوندن همه مردم در مور ایمنی و برتری استاندارد DC آخرین تیر ترکشش رو هم رها کنه. می گن که هدف ادیسون انجام یه آزمایش قابل توجه در انظار عموم بود که نقل شدن داستان اون در روزنامه ها و نشریات می تونست از گسترش استاندارد AC پیشگیری کرده و در مقابل DC رو به جریان آینده بدل کنه.

در داستانای نقل شده از اون دوران اومده که در ادامه ادیسون هدف خود رو در تاپسی عملیاتی یافت؛ یه فیل خطرناک واسه سیرک که واسه مرگ آماده می شد. اما مثل همیشه همیشه، شرایط اونطور که انتظارش می رفت، نبود.

زندگی تاپسی صد سال پیش در مقابل چشمون جمعیتی که واسه یه آزمایش علمی گرد هم اومده بودن به انتها رسید.

نگاهی به واقعیت؛ از آسیا به آمریکا

وقتی که تاپسی در سال ۱۸۷۵ میلادی در جنوب شرقی آسیا به دام شکارچیان افتاد تنها یه بچه فیل بود و بعد از اونجا به آمریکا انتقال یافت و در ادامه به سیرک Forepaugh فروخته شد که در اون زمان واسه خرید بهترین و با هوش ترین فیلا با سیرک Barnum & Bailey رقابت داشت.

تاپسی چندین بار به افراد جور واجور فروخته شد و تحت آموزش مربیان جورواجور قرار گرفت، بیشتر این مربیان اما از راه هایی واسه آموزش حیوان استفاده می کردن که امروز یه جور بدرفتاری علیه اونا حساب می شه.

حتی می گن که دم این حیوان به خاطر ضرباتی که به بدنش وارد اومده بود، از اون جدا شد. چند سال گذشت و تاپسی به خاطر بدرفتاریایی که با اون می شد صبوری خود رو از دست داد و کم کم به یه حیوان کم طاقت با روحیه تهاجمی بدل گردید.

در سال ۱۹۰۲ میلادی، شخصی به نام جیمز فیلدینگ بلانت تاپسی رو با سر داغ و آتشین سیگار خود سوزوند و حیوان هم که از این حرکت آزرده خاطر شده بود به اون حمله کرد و جانش رو گرفت. با این همه، صاحبان تاپسی اونو ارزشمندتر از اون می دیدن که به خاطر اینجور اقدامی مجازاتش کنن و بازم از این حیوان خشن در نمایشای خود استفاده کردن و از کشته شدن اون مرد به عنوان ابزاری واسه تبلیغ وحشی بودن این فیل استفاده کردن.

عاقبت تاپسی در لونا پارک کانی آیلند واقع در نیویورک دچار جراحت شد. این حیوان یکی از جاذبه های اصلی لونا پارک حساب می شد و انگار، از مشاهیر قلمرو حیوانات به حساب می رفت. در برهه ای، حتی صاحبان تاپسی از اون به عنوان ابزاری واسه تخلیه مصالح ساختمانی در پارک استفاده می کردن و این وسط هم آسیبای جسمی زیادی رو به این حیوان بیچاره وارد کردن.

وقتی یکی از صاحبان تاپسی که زیادتر از اندازه مشروبات الکلی مصرف کرده بود و به طور کامل مست شده بود، سوار بر این فیل بخت برگشته وارد خیابونای شهر شد و ترس عجیبی رو میان شهروندان و حتی نیروهای پلیس درست کرد اما اونجا هم خطای آدم به پای این حیوان نوشته شد و چهره اونو خراب تر از قبل کرد.

در نتیجه صاحبان تاپسی به این نتیجه رسیدن که نباید حیوونی با رفتار غیرقابل پیش بینی رو بیشتر از پیش خود نگه دارن و پس از گفتگو با انجمن پیشگیری از ظلم علیه حیوانات عزمشونو جزم کردن که حیوان زبون بسته رو دچار یه مرگ کم کم در انظار عموم کنن.

در ژانویه ۱۹۰۳ میلادی، تاپسی ۲۸ ساله رو در حالی که طنابی به دور گردنش بسته شده بود به فضایی با بیشتر از ۱۵۰۰ نفر ناظر انتقال دادن. اونا اول غذایی سمی به حیوان دادن و بعد دو قطعه مسی رو روی بدنش کار گذاشتن؛ یکی در پای جلویی و دیگری روی پای عقبی حیوان تا مطمئن شن که جریان AC از تموم بدن فیل عبور می کنه. مهندسانی که این آزمایش رو انجام می دادن از شرکتی اومده بودن که نام ادیسون رو در خود داشت.

وقتی که این افراد دکمه انتقال جریان برق رو روشن کردن، بیشتر از ۶۰۰۰ ولت الکتریسیته از بدن تاپسی عبور کرد و اونو تو یه اون کشت. بعد از ۱۰ ثانیه تکنیسینا جریان برق رو قطع کردن و پس از حصول اطمینان از مرگ جونور طناب رو از دور گردن اون باز کردن.

بعضی مورخان اما اینطور نشون دادن که قتل تاپسی بخشی از تلاش ادیسون واسه پیروزی در جنگ استانداردهای الکتریسیته بوده. اما با یه بررسی ساده جدول وقتی وقوع این اتفاقات می فهمین که دعوا برسر برتری یه استاندارد نسبت به دیگری حدودا ده سالی زودتر از مرگ فیل اتفاق افتاده.

این یعنی ادیسون کمترین نقش رو در مرگ اون جونور داشته و از هر جنبه ای که بنگیرید این دانشمند نقشی در مرگ تاپسی بیچاره نداشته. گزارشات منتشر شده در روزنامهای اون دوران نشون میدن که مهندسین برق شرکت ادیسون در آماده سازی وسایل اعدام نقش داشتن اما به خاطر الحاق اون شرکت با کمپانیای زیاد و خرید و فروشای مختلفی که قبلا انجام شده بود مشخص نیس که ادیسون خودش بخشی از اون شرکتا بوده یا خیر.

علاوه بر این، تیم فیلمبرداری شرکتی به نام  Edison Manufacturing از صحنه جون دادن اون حیوان فیلم می گرفتن و در انتهای کلیپ هم نام توماس ادیسون ذکر گردید (که می تونین با یه سرچ ساده فیلم رو در فضای آنلای پیدا کنین). اما همون شرکت بیشتر از ۱۰۰۰ فیلم دیگه رو به نام ادیسون ساخت که کارگردانی یا نظر این دانشمند کوچیک ترین نقش رو در تولید اونا داشت و همین موضوع نشون میده که این نخبه نقشی در جون دادن دردناک تاپسی نداشته.

البته شاید هماهنگ سازی این صحنه قتل، از راه دور با ادیسون بوده و واسه نمونه راهنماییای تکنیکی لازم رو در اختیار تیم اجرایی گذاشته تا قطعه های مسی رو در نقطه درستی بذارن و شاید تصمیم گرفته که واسه نشون دادن دلیل آوردن خود جون یه حیوان بیچاره رو بگیره. در هر صورت هیچی با قطعیت مشخص نشده.

اما روشنه که چیزی از مرگ تاپسی عاید ادیسون نشد و AC هم به عنوان استاندارد منتخب واسه انتقال الکتریسیته در سرتاسر دنیا موند. بعدا خود ادیسون هم معترف شد که کاش از طرفداران AC بود و اسمش رو در تیم برنده ها ثبت می کرد.

اما بر خلاف شکست فرضیه ادیسون، اون بازم یکی از نامدارترین و ماندگارترین شخصیتای تاریخ بشره.

پاسخی بگذارید

بستن منو