پایان نامه : طبقات اجتماعی

No Comments
دانلود پایان نامه

آمده است.
بند چهارم: عوامل محیطی، اجتماعی، و فرهنگی:
شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوشی سهم دارد و در این موضوع همه‌ی محققان اتفاق نظر دارند. منتها اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست، بعضی عوامل محیطی را مهمترین علل نقیصه عقلی به شمار می آورند. و برخی برای آن نقش کمتری قائلند. علت این اختلاف عقیده تاثیر با محیط وراثت و محیط یا به بیان روشن تر وراثت و محیط در رشد و تکامل قوای ذهنی مکمل یکدیگر هستند.
آنچه تجربه ثابت شده است این است که نقص عوامل محیطی، اجتماعی و فرهنگی مسلما به تنهایی قادر نخواهد بود که نارسایی شدید هوشی ایجاد کنند بلکه نقیصه عقلی حاصله ناشی از عوامل محیطی همواره از درجات سطحی است.
در این ابتدا به شرح عواملی می پردازیم که بر رشد هوشی اثر قطعی دارند و سپس درباره عواملی که احتمالا باعث نقیصه عقلی می‌شوند بحث خواهیم کرد.
1- عوامل قطعی موثر در رشد هوش: در اینجا به عواملی در صورت وجود به طور قطعی رشد هوش را کاهش می دهند، اشاره می شود.
1-1- فقر انگیزه محیطی: برای آنکه قوای ذهنی کودک از ابتدا به نحو احسن رشد کند، احتیاج به محرکات طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب‌تر باشد قوای ذهنی کودک رشد بدتری خواهد داشت. طبق بررسی های صورت گرفته در آمریکا در مناطقی که دبستان و سینما وجود نداشته، وسایل ارتباط با شهر خیلی محدود بوده و به طور خلاصه از لحاظ انگیزه های محیطی محدودیت داشته است، کودکان رشد هوش محدودتری داشته اند. و بر عکس کودکانی که از وسایل ارتباطی، دبستان،‌آموزگار، تلفن، فروشگاه و غیره برخوردار بوده اند رشد هوشی کودکان مناسب‌تر بوده است. بنابراین کودکان محیط های نامساعد با کودکان هم سال خود در محیط های مساعد از لحاظ هوشی درجات پایین تر برخوردارند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-2- کمبودهای عاطفی: بررسی های فراوان نشان داده است که کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده اند اکثرا به اختلالات شخصیتی و ناسازگاری های اجتماعی و نارسایی های هوشی مبتلا شده اند و این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده اند یا احیاناً روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می شود. در خانواده هایی که همبستگی عاطفی بین اعضای خانواده وجود ندارد یا مسلماً شرایط عاطفی متعادل و مساعد نخواهد بود و کودک همانندسازی با رفتارهای نا متناسب داشته که موجب اختلالات رفتاری و رشد نارسایی هوشی می شود.
2- عوامل احتمالی موثر در رشد هوش: در اینجا به عواملی که در صورت وجود ممکن است کارایی هوش افزایش یابد اشاره می شود.
2-1- رابطه ی هوش کودک با میزان تحصیلات پدر و مادر: متاًسفانه نتایج حاصله از آزمایش ها و تحقیقات در این باره ضد و نقیض است؛ اگر چه تحصیلات پدر و مادر در رشد هوش کودک مورد قبول اکثریت محققان است ولی باید دانست که تاثیر آن در همه ی موارد یکسان نیست؛ آنچه مسلم است پدران و مادرانی که تحصیلات بهتر دارند یا بهتر تربیت شده اند می توانند محیط مساعدتری برای رشد کودک از نظر جسمی، روانی و عاطفی فراهم کنند. تحقیق نف (Neff reasch) نشان داده است میناگین هوشبهر(IQ) دانش‌آموزان دبستانی در طبقات اجتماعی و اقتصادی بالا 15 تا 20 واحد بیشتر از هوشبهر (IQ) کودکان طبقات اجتماعی پایین تر بوده است. هر چند استنتاج از تحقیق نف به صورت کلی به دلیل عدم حجیت استقرا، نتیجه صحیح ختم نمی شود.
و همچنین در خانواده های بی سواد پایین اجتماعی هم فرزندان با هوش کم نیست؛ ولی این نتایج به صورت بالقوه و نسبی صحیح می باشد.
2-2- تاثیر زندگی شهر و روستا: بررسی های انجام شده نشان داده است که هوشبهر کودکان شهری به طور متوسط بالاتر از هوشبهر کودکان روستانشین است. ولی به دلایل ذیل تاثیر قطعی شهرنسشینی بر هوش بیشتر مورد تردید قرار می گیرد:
اولا آزمون های هوشی توسط شهرنشینان تهیه و روی کودکان شهری میزان می گردد و چون با تجارب شهرنشینان بیشتر هماهنگی دارد مسلم است که کودکان شهری بهتر می توانند به آنها پاسخ داده و هوشبهر(IQ) بهتری کسب نمایند.
ثانیا به تجربه ثابت شده است که روستا نشینانی که از هوشبهر(IQ) بالاتری برخوردارند به شهرهای کوچ می کنند و در نتیجه از تعداد افراد با هوش در روستا کاسته شده و به تعداد آنها در شهر افزوده می شود.
2-3- مسائل بهداشتی و پزشکی: مسلم است، همانطور که بیماری های مختلف، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت فراوان است، نقیصه های عقلی نیز به علت محدودیت های بهداشتی و پزشکی در این خانواده ها فراوان به چشم می خورد. و همچنین بدیهی است وقتی تغذیه مادر در دوران بارداری و شیردهی به نحو مطلوبی انجام نگیرد و مادر ویتامین های لازم برای رشد را به کودک خود نرساند، رشد هوشی کودک مطلوب نخواهد بود. وجود کودکان معلول ذهنی در کشورهایی که با فقر غذایی مواجهند این امر را تایید می‌نمایدوالبته مجدداً لازم است اشاره شود که تأثیر مسائل بهداشتی و پزشکی بر رشد کودک قطعی نیست بلکه احتمالی می باشد.
مبحث دوم: مصداق یا مصادیق اشخاص دارای نقیصه عقلی:
در اینجا به مصداق نقیصه عقلی در فقه و همچنین مصادیق مختلف آن در علم روانشناسی پرداخته می شود.
گفتار اول: مصداق نقیصه عقلی در فقه:
در کتب فقهی «عته» معادل و مصداق نقیصه عقلی و کلمه « معتوه» که در کتب مختلف فقهی به کار رفته شده است اسم مفعول از کلمه ی «عته» می باشد. «عته» در لغت به معنای عدم تشخیص و تمیز، عدم درک و نادانی آمده است. و در اصطلاح فقهی حالتی است که شخص به رغم آنکه عرفاً دیوانه تلقی نمی شود و به واسطه ی خلقت ناقص عقل امر و نهی و حسن و قبح را نمی فهمد در روایت صحیحه ای از امام جعفر صادق صراحتاً عنوان «معتوه» به کار رفته است و در این روایت معتوه همسنگ مجنون دانسته شده است. بنابراین در فقه تشیع «معتوه» در حکم مجنون می باشد. لازم به ذکر است در هیچ یک از قوانین جزایی ما عنوان «عته» یا نقیصه عقلی به کارنرفته است.
در کتاب شرح اللمعه شهید ثانی در مورد شرایط قصاص، یکی از آنها اینگونه بیان کرده است:« کمال العقل – فلایقتل المجنون بعاقل و لامجنون سواءُ کان المجنون دائماً ام ادواراً اذا قتل حال جنون ولدیه ثابته علی عاقله، لعدم قصد القتل فیکون کخطا العقل و لصحیحه محمد ابن مسلم عن ابی جعفر (ع) قال: کان امیرالمومنین(ع) یجعل الجنایه المعتوه علی عاقله خطا کان او عمدا» همانطور که ملاحظه می شود، این است که شهید ثانی در این مورد کمال عقل و بالندگی عقلی صحبت می کند و اینکه درابتدا از جنون بحث کرده و در آخر آن روایت صحیحه محمد بن مسلم را آورد. از معتوه بحث کرده و این امر نشان می دهد که «عته» چیزی غیر از جنون است در غیر این صورت در آخر نیز از جنون بحث می کرد نه معتوه و همچنین قرار دادن جنایت عمدی معتوه بر عهده عاقله این نکته را تأیید می کند که معتوه در حکم مجنون است ممکن است اینگونه استنباط شود که با توجه به تبعیت قانونگذار ایران بعد از انقلاب از قوانین اسلامی و امکان رجوع قاضی به کتب فقهی، به دلیل بداهت امر اشاره ای به نقیصه عقلی و عته نشده است ولی این نتیجه گیری ایراد دارد زیرا اولا ایران یک کشور متمدن و دارای قوای سه گانه و مجلس می باشد که یکی از مهمترین وظایف مجلس شورای اسلامی تصویب قوانین به زبان فارسی می باشد ثانیاً بین فقها و حقوقدانان در زمینه مسئولیت کیفری نقیصه های عقلی (عته) اختلاف وجود دارد و جا دارد قانونگذار با تصویب قانون به این اختلاف نظر ها پایان دهد. در این گفتار لازم است به احکام حقوقی و جزایی شخص معتوه در فقه اشاره شود.

بند اول: احکام حقوقی شخص معتوه در فقه:
اصطلاح «رشد» در فقه و حقوق مدنی به آن «ملکه» و «حالت نفسانی» شخص اطلاق می شود، که دارنده آن کیفیت نفسانی توانایی تشخیص «نفع و ضرر» را دارد. به عبارت دیگر، «رشد» به معنی «عقل معاش» بوده و رشید کسی است که دارای وصف «رشد» باشد و چنین کسی دارای ملکه اصلاح مال است و اموالش را تباه نمی کند و کسی که فاقد این وصف و کیفیت نفسانی است، اگر به حد جنون نرسد و صغیر هم نباشد، «سفیه» نامیده می شود و وصف او را سفه می گویند ماده 1280 قانون مدنی، اشعار می دارد:« غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی عقلایی نباشد» همانطور که خواهد آمد، عدم رشد جزایی، با عدم رشد مدنی ملازمه ای دارد ولی عکس آن صادق نیست؛ بدان معنا که کسی که فاقد رشد جزایی است؛ قطعاً فاقد رشد مدنی است ولی در صورتی که فردی دارای رشد جزایی باشد؛ ممکن است دارای رشد مدنی، نباشد. آنچه روشن و مبرهن است؛ این است که «معتوه» قطعاً دارای بالندگی عقلی نمی باشد و فاقد رشد جزایی است، لذا معتوه قطعاً از رشد مدنی نیز مبری می باشد. لازم به ذکر است «معتوه» دارای «اهلیت تمتع» می باشد زیرا هر فرد به صرف اینکه موجودی انسانی تلقی شود اجمالاً می تواند برخوردار از حقوق بوده و حقوق دیگران نیز در باره اش اعمال شود و بدین ترتیب دارای اهلیت و جوب (تمتع) خواهد بود قانون گذار در ماده 1213 قانون مدنی اعمال حقوقی غیر رشید را غیر نافذ قلمداد کرده آنان را فاقد اهلیت اداء کامل دانسته است و در عین حال تملک بلاعوض توسط آنان را پذیرفته است، که برخی از حقوقدانان این دو امر را با اصطلاح های اهلیت تملک و اهلیت تصرف نامگذاری کرده اند. تا کنون محرز گردید، که «معتوه» قطعاً فاقد رشد مدنی است. اما سؤالی که اکنون مطرح می شود این است که با توجه به اینکه ماده 1211 قانون مدنی «جنون را به هر درجه که باشد موجب حجر دانسته است» و اعمال حقوقی مجانین را به طور کلی (مالی و غیر مالی) باطل اعلام کرده است؛ آیا می توان «معتوه» را مشمول ماده 1211 قانون مدنی دانست؟ جواب این است که اشخاص «معتوه» در علم روانشناسی امروز دارای دسته های مختلف می باشند – که در ادامه ی بحث به بررسی آن ها پرداخته خواهد شد- که شدید ترین آنها کاناها که هوشبهر(IQ) 0-25 و سن غقلی حداکثر یک کودک سه ساله و درجه متوسط آنها کالیوها با هوشبهر (IQ) 26-50 بوده و سن عقلی بین سه تا هفت سال می باشد و بهترین نوع آ نها کودن ها هستند که هوشبهر 50 تا 70 داشته و سن عقلی آن ها در حد یک کودک ده ساله هستند. در مورد دو دسته اول- که قوه تمیز یا وجود ندارد و یا بسیار ضعیف است با توجه به اینکه مبنای قانونگذار مدنی از تقسیم بندی محجورین قوه ممیزه آن ها بوده است و در قانون مدنی نیز اعمال حقوقی صغیر و غیر صغیر و مجنون به طور کامل باطل و لااثر است، الحاق این دو دسته با مجانین به دلیل تشابه و بعضاً داشتن رابطه ی عموم و خصوص با آنها اولی است، لذا به مصلحت جامعه و شخص است که اعمال حقوقی کانا و کالیو باطل باشد ولی در مورد دسته سوم (کودن ها) با توجه به اینکه دارای شعور و قوه ی تمیز جزئی دارد، الحاق آن ها به اشخاص غیر رشید با مبنای قانونگذار سازگار تر می باشد لذا اعمال حقوقی مالی آن ها غیر نافذ است.
بنددوم: احکام جزایی شخص «معتوه» در فقه:
این اشخاص همانطور که اشاره شد در فقه تشیع فاقد مسئولیت کیفری هستند ولی طبق تبصره 1 ماده 51 قانون مجازات اسلامی «تأدیب» آنها امکانپذیر است. بنابراین در صورت ارتکاب جرایم حدی و جرایم مستوجب تعزیر و مجازات های بازدارنده ؛ حد و مجازات های تعزیری و بازدارنده از آن ها برداشته می شود ولی مورد ارتکاب جرایم علیه اشخاص وضعیت متفاوت می باشد. در صورتی که این اشخاص عمداً مرتکب جرایم علیه اشخاص شوند، عمل آن ها «در حکم خطای محض» بوده و عاقله ی آنها مسئول پرداخت دیه خواهند

دیدگاهتان را بنویسید