پایان نامه حقوق درباره : دفاع مشروع

No Comments
دانلود پایان نامه

المللی با مشارکت کشورهای عضو سازمان ملل متحد را به آن کشور مجاز دانست.
اما هنگامی که سازمان ملل متحد آماده می شد تا در مورد حملات نظامی آمریکا و ائتلافش در افغانستان تصمیم گیری نهایی کند، آمریکا منتظر چنین اقدامی نشد و خودسرانه به استناد به ماده 51 منشور به دفاع از خود پرداخت. در جامعه بین المللی بحث و جدال های زیادی در این خصوص به وجود آمد: آیا چنین حقی برای آمریکا به وجود آمده بود؟
آیا حمله به مرکز تجارت جهانی یک حمله مسلحانه تلقی میشد؟ آیا در حالیکه القاعده یک«سازمان» است و کشور نیست، حق دفاع مشروع که در ماده 51 منشور مشخص شده و علیه کشوری که حمله کننده است به کار گرفته می شود، می توانست مورد استفاده قرار گیرد؟ اگر این طور نیست، آیا حمایت رژیم طالبان از القاعده در افغانستان اقدامی علیه آمریکا قلمداد می شد؟
پاسخ به این سؤالات مباحث مختلفی را پدید آورد. به نظر برخی از نوسندگان، در حوادث 11 سپتامبر 2001 اعمال تروریستی به حداکثر نهایت خود رسیده بود و وسعت آن اعمال می توانست به عنوان«حمله مسلحانه» تلقی شود. از نظر آن نویسندگان برای اینکه اعمالی که انجام می شود به عنوان «حمله مسلحانه» مورد نظر ماده 51 منشور فرض شود چنین اعمالی باید نه تنها از سوی افراد خصوصی که قابل تعقیب کیفری هستند انجام شود بلکه باید «قابل استناد» به کشوری که کنترل مؤثر چنین افرادی بر عهده دارد نیز باشد.
در مقابل، نویسندگان دیگر اظهار داشتند که حملات 11 سپتامبر توجیه کننده دفاع مشروع آمریکا بوده است، زیرا عملیات مذکور با مخالفت کشورهای زیادی روبرو نشد و حتی از طرف شورای آتلانتیک شمالی و شورای اروپا مورد تایید قرار گرفت. همچنین عده ای از صاحبنظران معتقد بودند حملات 11 سپتامبر و عکس العمل های انجام شده مربوط منجر به پیدایش حقوق جدیدی در ارتباط با استفاده از زور در قلمرو یک کشور خارجی خواهد شد که در آن کشور، افراد یا گروههای خصوصی بدون ارتباط با استفاده از زور در قلمرو یک کشور خارجی خواهد شد که در آن کشور، افراد یا گروههای خصوصی بدون ارتباط با دولت، مرتکب اعمال خشونت آمیز گردیده اند. با این حال، شک و تردیدهایی نیز در مورد ارزش و اعتبار این استدلال مطرح شده است. بنابراین به سختی می توان ادعای حقوقدانانی را پذیرفت که معتقدند یک «عرف فوری یا آنی» مبنی بر تایید عملیات آمریکا علیه افغانستان به وجود آمده است.

بررسی رویه دولت ها و واکنش بین المللی هنوز وجود قطعی عرف بین المللی توسل به زور را در قبال تروریسم به شکلی که آمریکا ادعا می کند، تایید نمی کند. محکومیت توسل شوروی سابق به زور علیه مجارستان در سال 1956 به وسیله مجمع عمومی، محکومیت شدید اسرائیل توسط شورای امنیت در سال 1985 به خاطر حمله به پایگاه نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین در تونس و اعتراض بسیاری از کشورها به آمریکا به خاطر حمله این کشور به سودان و افغانستان در سال 1998 پس از بمب گذاری در سفارتخانه هایش در کنیا و تانزانیا، به خوبی صحت این ادعا را ثابت می کند.
از زاویه دیگر نسبت به حوادث 11 سپتامبر دو رویکرد و دو نوع عکس العمل وجود دارد. اولین مسئله این است که این حوادث اقدامات تبهکارانه ای محسوب می شود که رویکرد « اجرای قانون» به شکل تعقیب کیفری و سرکوب عاملان فردی خود را می طلبد. دیگر این است که این حوادث، «اعمال جنگی» محسوب و بحث حدوث جنگ با دو زیر مجموعه خود را به میان می آورد. این دو عبارتند از الف- قوانین مربوط به «قبل از شروع جنگ» حقوق جنگ یا حقوق توسل به زور مثل بند 4 ماده 2 منشور سازمان ملل متحد که در موجه بودن یا نبودن شروع جنگ باید مدنظر قرار گیرند. ب- اصول و مقررات« حاکم بر جنگ» حقوق در جنگ یا حقوق بشر دوستانه مثل کنوانسیون های چهارگانه 1949 ژنو که در مورد رفتار و مسئولیت های طرف های درگیر، کشورهای بی طرف، افراد نظامی و غیر نظامیان است. البته نتایج حقوقی دو رویکرد مورد اشاره خیلی متفاوت است.
مورد اول یعنی رویکرد «اجرای قانون» حوادث را به صورت « خرد» ارزیابی می کند. در این مورد افراد یا گروهی از افراد مورد بررسی قرار می گیرند. در اولین گام حقوق داخلی و با همراهی ثانویه حقوق بین الملل، این رویکرد به دنبال مسائلی چون مجازات مجرمان، احترام به حقوق بشر آن افراد و همکاری قضایی می باشد. در حالیکه دیدگاه دوم یعنی محسوب کردن حوادث تروریستی به عنوان « اعمال جنگی»، به طور « کلان» روابط جنگی بین دولت ها را تحلیل می کند و مستقیماً به حقوق بین الملل جنگ مربوط می شود.
از نظر حقوقی این امر پذیرفته شده است که حوادث 11 سپتامبر جنگ تلقی نمی شود. در حقوق بین المللی، جنگ نباید بدون اعلام صریح قبلی که از طریق اعلامیه جنگی که در آن علل جنگ تشریح شده باشد یا اولتیماتوم منضم به اعلامیه جنگی مشروط، آغاز گردد.
با افزایش مدارک در خصوص نقش القاعده و رژیم طالبان در حوادث و این که اعمال تروریستی مذکور قابل استناد به یک دولت بود یا خیر؟ این امر را بحث انگیز می سازد. بدین معنا که آیا مسئله به « حمله مسلحانه» مورد نظر ماده 51 منشور مربوط می شود و یا « تهدید مشترکی علیه صلح و امنیت بین المللی» است؟ اما وقتی محدودیت های قانونی حاکم بر دفاع مشروع مورد بررسی قرار می گیرد، یعنی این که دفاع علیه چه کسی، در کجا و چگونه و برای چه مدت زمانی باید صورت گیرد، مسئله چندان هم پیچیده و بحث انگیز نیست. همانطور که گفته شد دفاع مشروع علیه یک حمله مسلحانه خاصی که از یک کشور یا یک موضوع حقوق بین الملل سرچشمه می گیرد، انجام می شود و با دفع آن حمله و جلوگیری از تداومش ( اگر استمرار داشته باشد)، خاتمه می یابد.

  دانلود پایان نامه ارشد درمورد شرکت بیمه ایران

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دفاع مشروع نمی تواند از این فراتر رود. لذا تفاوتی بزرگ بین دفع حمله آمریکا به افغانستان و جلوگیری از توسعه یا تکرار آن از یک طرف و جنگ علیه تروریسم یا گروه تروریستی از طرف دیگر وجود دارد. استفاده از زور نمی توانست علیه افغانستان ، تحت هر گونه تفسیر و مفهومی، به عنوان « دفاع مشروع» تلقی شود. ارجاع مقدماتی قطعنامه های ذکرشده شورای امنیت به دفاع مشروع فردی یا جمعی نمی تواند تایید ادعای امریکا باشد که از این حوادث به عنوان«حمله مسلحانه» مورد نظر ماده 51 یاد کرد. چگونه در 12 سپتامبر و قبل از این که شورا عاملان و مرتکبان آن حملات را بشناسد می توانست مجوز چنین امری را صادر کند ؟ این ارجاع صرفاً یک قید و بدون داروی نهایی بود؛ یعنی اگر شرایط دفاع مشروع بعداً فراهم می شد آمریکا می توانست دفاع کند. بنابراین حق دفاع مشروع فردی برای چنین زمانی محفوظ بود. روز 12 سپتامبر هنوز این مسئله مورد نداشت.
بعد از این تفاسیر، آیا استفاده از زور ( چه فردی و چه جمعی) اولین و بهترین راه مبارزه با تروریسم است؟ به نظر نمی رسد چنین باشد. البته وقتی زیانی پدید می آید و جرمی انجام می شود ما را وا می دارد تا اگر لازم باشد به صورت قانونی با استفاده از زور، به دادخواهی بپردازیم. بنابراین واکنش فوری نسبت به حوادث 11 سپتامبر می تواند در این مفهوم نیز مدنظر قرار گیرد. در حقیقت قطعنامه 1373 شورای امنیت در 28 سپتامبر 2001 به شکل یک اعلامیه، «حالت اضطراری بین المللی»را اعلام می کند که بر اساس فصل هفتم منشور و برای مقابله با تروریسم در این حالت اضطراری خاص، « نظام موقتی» را ایجاد می کند.
این حالت موقت نمی تواند به صورت بلند مدت تداوم یابد: دلیل اول به ماهیت محدود قدرت شورای امنیت و دلیل دوم به ویژگی خاص تروریسم مربوط می شود. در مورد اول شورای امنیت نمی تواند تحت عنوان فصل هفتم به صورت انتزاعی و مجدد عمل کند. به عبارت دیگر، شورا نمی تواند برای کشورها تعهدی پدید آورد یا ارگان های فرعی ایجاد کند، مگر در مواردی که فقط صلح و امنیت بین المللی ( در مواقعی که نسبت به صلح و ثبات بین المللی تهدیدی وجود دارد و یا نقض صلح یا عملی تجاوزگرانه صورت گرفته است) به کارگیری اقدامات دسته جمعی اجباری را ضروری سازد. چنین اقداماتی نسبت به کسانی که از قطعنامه های شورا عدول می کنند به کار گرفته می شود.
در خصوص مورد دوم، همه تلاشهای بین المللی که از زمان جامعه ملل شروع می شود و به منظور تصویب کنوانسیون علیه تروریسم در زمان سازمان ملل متحد تداوم می یابد، این بوده است که تعریفی جامع، مقبول و حقوقی از تروریسم، اعمال تروریستی یا گروههای تروریستی به دست دهد. البته تاکنون این تلاشها با شکست مواجه شده است. این شکست به خاطر عدم توانایی فنی در ارائه تعریف تروریسم نیست بلکه به خاطر« فقدان اجماع جهانی» به ویژه در مورد این که چه اشخاصی در تعریف قرار داده شوند می باشد. قدرت های بزرگ بر محدود کردن این جرم به « عاملان فردی» آن تکیه کرده و « عاملان دولتی» را از آن حذف می کنند در مقابل قدرت های کوچک، بر « عاملان دولتی» اصرار دارند و مایلند « مبارزان راه آزادی» را از آن تعریف استثناء کنند.
مبحث چهارم: تحولات مفهوم دفاع مشروع تا پایان جنگ جهانی اول

در دوران باستان و بخصوص قرون وسطی، نظریه ای که توانست توسل بی قید و شرط به زور را تا اندازه ای محدود کند نظریه جنگ مشروع یا عادلانه بوده این نظریه که در واقع توجیهی جهت محدود کردن توسل به جنگ بود خود گام ارزنده ای در راه منع توسل به زور محسوب می شد. نظریه جنگ مشروع یا عادلانه اساساً دارای ریشه مذهبی است که تا قرن ها تداوم داشته است.
اولین بار نظریه جنگ مشروع را سیسرون، سخنور و سیاستمدار رومی، به عنوان یک نظریه مستقل حقوقی اعلام کرد. در این نظریه جنگ برای مجازات است. اصل صلاحیت انحصاری پادشاه باعث ممنوعیت جنگ خصوصی شد.
نمونه بارز جنگ های مشروع از دید سردمداران کلیسای مسیحی در دوره قرون وسطی را می توان جنگ های موسوم به جنگ های صلیبی دانست که فئودال های اروپایی به رهبری کلیسای مسیحی به منظور استرداد بیت المقدس از مسلمانان آغاز کردند و در هشت مرحله از قرن یازدهم تا قرن سیزدهم میلادی ادامه داشت.
کانت و هگل معتقد بودند، جنگ هنگامی که با منافع کشور منطبق باشد، جنگ مشروع و عادلانه است. در نتیجه مبادرت به چنین جنگ مشروعی نیاز به هیچ گونه دلیلی ندارد.
روسو عقیده دارد که ظلم و جنگ بزرگترین طاعون بشریت است. ولی جنگ برای کسب آزادی، نه فقط جنگی مشروع، بلکه وظیفه ای مقدس نیز هست.
لنین جنگی را عادلانه می دانست که برای حفظ طبقه کارگر بوده، رهایی آنان را از یوغ بردگی و سرمایه داری تامین نماید و آزادی را برای کوشش و پیشرفت آنان فراهم سازد.این عقیده که سابقاً در شوروی نفوذ کامل داشت در عین حال، لغزش و مخاطرات عقیده جنگ عادلانه را در حقوق بین المللی جدید آشکار می سازد. اما از نظر عملی تا این زمان 1919 مثال کلاسیک اعمال حق دفاع مشروع، واقعه کارولین است. در این واقعه برای جواز استفاده از حق دفاع مشروع اصولی بیان گردیده که در عصر حاضر نیز کاربرد اجرایی دارد. واقعه بدین ترتیب آغاز گردید که در 1837 چند صد تن شورشی، جزیره ای واقع در ساحل کانادایی رودخانه نیاگارا را در اختیار گرفتند و یک قایق موتوری به نام کارولین را برای حمل ملزومات از بندر«شلوسر» واقع در ساحل امریکایی رودخانه مزبور به جزیره نیوی و از آنجا به خاک اصلی کانادا برای شورشیان اجاره کردندحکومت کانادا با آگاهی از خطر قریب الوقوع 30-29 دسامبر 1837، نیروهای بریتانیایی را از رودخانه نیاگارا عبور داد و بسوی بندر شلوسر فرستاد. نیروهای انگلیسی، قایق کارولین را به تصرف و سلاح هایش را ضبط کردند و آن را به آتش کشیدند. در جریان حمله به قایق ، دو آمریکایی کشته و عده ای زخمی شدند. امریکا به

دیدگاهتان را بنویسید