بررسی ارتباط بین وجدان کاری با انضباط اداری از دیدگاه مدیران و کارکنان ادارات …

بررسی ارتباط بین وجدان کاری با انضباط اداری از دیدگاه مدیران و کارکنان ادارات …

فطرت انسان موافق كار و كوشش و تلاش است ، این « كار » است كه او را از بدویت به مدنیت كشانده و از مدنیت به آدمیت و حتی به ابدیت رهنمون می سازد به راستی « كار » وسیله قدرتمندی است كه دست جانشین خدا را می گیرد و او را در خدمت خدا می گمارد. بطوریكه در این زمینه آیات مكرری در كتاب مقدس قرآن­كریم آمده است چنانچه می فرماید:«و ان لیس الانسان الا ما سعی» (سوره مباركه نجم، آیه 39 ).

هنگامی كه انسانها برای انجام فعالیتی به سازمانی می پیوندند ، آنان یك پیوند روان شناختی نانوشته می بندند . اگرچه به طور معمول از چنین كاری نا آگاه هستند . این پیمان افزوده بر پیمان اقتصادی است كه برای دستمزدها ، ساعتهای كار ، ویژگیهای محل كار بسته می شود پیمان روانشناختی وضع درگیری روانی هر كارمند را با نظام تعیین می كند. كارمندان می پذیرند كه میزانی از كار و كوشش را به نظام بدهند ولی در برابر آنان درخواستی بیش از پاداشهای اقتصادی از نظام دارند (دیوس و نیواستورم، 2010، 7).

وجدان كاری افراد در سازمان تحت تاثیر قرارداد رسمی و روانشناختی و نیز عوامل دیگری است كه با آنها مواجه است . آشكار است كه وی در زمان پیوستن به سازمان دارای وجدان كاری می باشد و اگرچه كم و كیف آن با گذشت زمان تغییر می یابد . با وجود این ، وی با پیشینه ای از وجدان كاری به سازمان وارد می شود (عباس زاده، 1384، 21 ) . طبیعی است كه مدیران ارشد هر سازمان به انحاء مختلف قصد ارتقاء وجدان كاری و انضباط اجتماعی افراد را خواهند داشت در برخی از سازمانها، مدیریت سطوح عالی به منظور تضمین برقراری كوششهای جدی در ارتقای وجدان كاری و انضباط اجتماعی یك نفر از مدیران را برای انجام امور منصوب می كند و در برخی دیگر از سازمانها سیاستهای دیگری برای ارتقاء وجدان کاری کارکنان در نظر گرفته می­شود.

1-1 بیان مساله
چندی است اصطلاح «وجدان کاری» به فرهنگ اداری کشور راه یافته و مورد توجه مدیران ارشد قرار گرفته است اما تا به حال گام های اساسی در جهت شناسایی و اعمال حاکمیت وجدان کاری در جامعه برداشته نشده است. وجدان کاری را می توان رضایت قلبی و التزام عملی نسبت به وظایف تعیین شده برای انسان تعریف کرد. با این شرط که بدون هرگونه سیستم نظارتی، شخص وظایف خود را به بهترین نحو ممکن به انجام رساند.

مطالعات نشان می دهد که برای فعالیت تمامی گروههای سازمانی وجود انضباط امری ضروری است. اعضای هر گروه باید میل و خواسته های شخصی خود را کنترل کنند و برای نفع همگانی،همکاری کنند.به عبارتی دیگر آنها باید خودشان را به نحوی منطقی با کدهای رفتاری تدوین شده توسط مدیریت سازمان تطبیق دهند و از این طریق با اهداف سازمانی،سازگاری یابند.اگر اعضای یک سازمان،شرکت،اتحادیه و یا یک ملت توسط برخی از قوانین و مقررات حاکم بر آن اجتماع پذیرفته نشوند،آن سازمان با تهدید و نابودی روبرو خواهد بود و بروز هرج و مرج قطعی خواهد شد.در یک سازمان،مهارت در ایجاد یک فضای سالم انضباطی از مهمترین ویژگیهای مسئولان آن سازمان است.برخی از مسئولان قادرندمیزان تمایل به تطبیق با قوانین و مقررات سازمان را در بین کارکنان خود وسعت بخشند.

برخی کارکنان بدون اعمال قدرت ظاهری سرپرستان و مسئولان،خود همکاری و سازش می کنند و حتی خود را با مقررات تطبیق می دهند.از ســوی دیگر برخی از مسئولان فقط به گونه ای می توانند عمل کنند که توسط اکثر افرادبه نظر نوعی تنبیه یا تهدید می آید و گروهی دیگر هم افراد را آزاد می گذارند که هر آنچه را که مایلند انجام دهندوتخلفات ظاهری از قوانین را هم با دیده اغماض می نگرند.(حاجی کریمی،1389، ۴۸۸)

زمان است.برخی از مسئولان قادرندمیزان تمایل به تطبیق با قوانین و مقررات سازمان را در بین کارکنان خود وسعت بخشند.

 

 

برخی کارکنان بدون اعمال قدرت ظاهری سرپرستان و مسئولان،خود همکاری و سازش می کنند و حتی خود را با مقررات تطبیق می دهند.از ســوی دیگر برخی از مسئولان فقط به گونه ای می توانند عمل کنند که توسط اکثر افرادبه نظر نوعی تنبیه یا تهدید می آید و گروهی دیگر هم افراد را آزاد می گذارند که هر آنچه را که مایلند انجام دهندوتخلفات ظاهری از قوانین را هم با دیده اغماض می نگرند.(حاجی کریمی،1389، ۴۸۸)