نوت موسیقی تعریف از رل موزیک

 

در این مقاله ، موسیقی و سر و صدا را از نظر انرژی ارتعاشی و قابل انتقال و همچنین از اهمیت تکاملی سیستم شنوایی Homo sapiens در نظر می گیریم. “دانلود آهنگ جدید رل موزیک”  موسیقی و صدا بر بدن و ذهن ما تأثیر می گذارد و می توانیم به هر دو حالت مثبت یا منفی واکنش نشان دهیم. از این نظر ، بستگی زیادی به طیف فرکانس و سطح محرک های صدا بستگی دارد که ممکن است بعضی مواقع باعث شود که موسیقی جدا از نویز شود. با این حال ، دو سطح از توصیف وجود دارد: توصیف جسمی-صوتی صدا و واکنش های ذهنی – روانی شنوندگان. از رویکرد ارتعاشی صدا و موسیقی شروع می کنیم ، ابتدا بررسی می کنیم که چگونه صدا علاوه بر حس شنوایی ، می تواند حس لمس و سیستم دهلیزی گوش داخلی را نیز فعال کند. سپس ما به موضوعات متمایز مانند ارتباط بین صداهای کم فرکانس و دلخوری ، اثر مضر صدای بلند و صوتی ، اثرات مستقیم برداشت بیش از حد با صدا ،

 

معرفی

موسیقی رل موزیک ، به عنوان یک رویداد غنی و یا “غلیظ” از لحاظ اطلاعاتی ، نمی تواند به ابعاد ادراکی مانند قدم ، ریتم و غیره یا به اجزای تشکیل دهنده فیزیکی آن کاهش یابد. برعکس ، آنچه که واقعاً اهمیت دارد پدیده پویا ، چند وجهی و موسیقی رل موزیک چند منظوره است ( ایدزهایم ، 2015 ، صفحه 2) با جلوه هایی که می تواند “ویران کننده ، بدنی وحشیانه ، اسرارآمیز ، شهوانی ، متحرک ، کسل کننده ، دلپذیر باشد ، نگهدارنده ، یا ناراحت کننده ، عموماً شرم آور ، ذهنی و مقاوم در برابر عرفان است. »( ابیات ، 2004 ، ص 514). این بدان معنی است که درگیری واقعی ما با موسیقی عمدتاً “با تجربه” است نه صرفاً “استدلال” و “تفسیر” ( Reybrouck، 2014 ، 2017 ؛ Reybrouck and Eerola، 2017 ):به جای عرفانی بودن برای استفاده از اصطلاحات ژانکلویچ ( Jankélévitch، 2003 ) بسیار شدید و واضح است . از این منظر ، وضعیت هستی شناختی موسیقی باید از یک شی خارجی و قابل شناخت به پدیده ای آشکار تغییر یابد که از طریق تعامل متقابل مواد فیزیولوژیکی انسان با صداها بوجود می آید ( ایدزهایم ، 2015 ، ص 2). بنابراین ، تجربه موسیقی را می توان از لحاظ رابطه خاص بین اجسام مادی شنونده و خصوصیات لرزشی صداها در یک سطح توصیف کرد و در عین حال قدردانی آگاهانه تری از اشکال و پارامترهای موسیقی سنتی نیز ارائه می دهد.

 

 

از طرف دیگر ، موسیقی ممکن است درست به عنوان صدا در نظر گرفته شود که از طریق دستگاه حسی و تعابیر ما از سیگنالهایی که دریافت می کنیم به ما تحریک شود. در این دیدگاه ، موسیقی و به طور کلی همه صداها از نظر ارتعاش به عنوان انرژی قابل انتقال در نظر گرفته می شوند ، که بر بدن و حواس ما تأثیر می گذارد ( ایدزهایم ، 2015 ، ص 16). از دیدگاه آکوستیک ، موسیقی انرژی است که از طریق و از طریق یک رسانه پالس می شود. تفسیر ساختاری و مفهوم زیبایی شناختی آن وقتی اتفاق می افتد که صدا در سیستم عصبی ما پردازش ، رمزگشایی و تفسیر شده باشد. علاوه بر این ، این انرژی لرزشی محدود به احساس شنوایی نمی شود: این امر نه تنها سیستم شنوایی بلکه حس لمس را نیز فعال می کند (به عنوان مثال ، هوانگ و همکاران ، 2012) و سیستم دهلیزی گوش داخلی ( تاد ، 1993 ، 2001 ؛ تاد و کودی ، 2000 ). سیستم دهلیزی زودرس در هر دو نوع فیلوژنی و آنتوژنی ظهور می کند ( Trainor et al.، 2009 ) و با سیستم شنوایی ارتباط برقرار می کند ، هم در سطح خرده قشر ( Oertel and Young، 2004 ) و هم در سطح قشر مغز ( فیلیپس-نقره و مربی ، 2007) ، 2008 ). در سطح فیلوژنتیک ، اولین سیستم حسی بود که در تکامل و از نظر وجود ژنتیکی اولین بار در رحم پیشرفت کرد ( روماند ، 1992) این ممکن است تفسیر شود که نشان می دهد احساس گرایش و شتاب برای ادراک اساسی تر از بینایی و شنوایی است. به این ترتیب ، تجربه موسیقی رل موزیک مستلزم فعال شدن همزمان چندین حالت حسی است. علاوه بر این ، پاسخ های ناخودآگاه حتی پس از پردازش صدا توسط سیستم های حسی ما با فعال کردن سیستم عصبی اتونوم ، که عملکردهای فیزیولوژیکی نظیر تنفس ، عملکرد قلب ، هضم ، سیستم هورمونی و سیستم ایمنی بدن را کنترل می کند ( Maschke و همکاران ، 2000 ؛ ماسکه ، 2004 ).

 

این قدرت برای تأثیرگذاری بر ما در یک سطح اساسی ، می تواند در استفاده از سلاح های صوتی برای تسلط و سردرگمی اهداف و از بین بردن ذهنیت زندانیان در اتاق بازجویی مشاهده شود ( ولکلر ، 2013 ) ، و گوش دادن به موسیقی با صدای بلند صرفاً برای لذت. مورد دوم توسط كوزيك به عنوان “يك تجربه مشترك از لمس كردن بدون آنكه هوا را لرزان كند” توصيف شده است كه از آن او “احساس عميقاً حسي ، شهوتي (گرچه نه صريحاً جنسي) احساس ارتباط با دوستان و غريبه ها به وجود آورد. اطراف من.” و علاوه بر این: “[تجربه] با عجله آدرنالین ، افزایش فشار خون و ضربان قلب افزایش یافته است ، زنگ زدن که ساعت ها در استخوانهای من باقی بماند که مشهورترین و سریعترین اثر جسمی موسیقی با صدای بلند هستند” ( کوشک ، 2006 ، ص 6).

 

موسیقی و سر و صدا

این فرضیه مطرح شده است که کیفیت زیبایی شناسی موسیقی مربوط به تعادل صدا در ابعاد مختلف مانند فرکانس ، فضا و زمان است ( براتیکو و همکاران ، 2017 ). از این نظر ، اطلاعات موسیقی متعادل است ، به طوری که شنوندگان اطلاعات موسیقی معنادار را به روشی مشخص می شنوند. برعکس ، سر و صدا محدودتر است و اغلب تا حد زیادی کنترل نشده است. به همین ترتیب ، آن را به مفهوم منفی زیادی ، که هم به توصیف های صوتی و هم به ارزش های ذهنی اشاره دارد. علاوه بر این ، اصطلاح “سر و صدا” دارای سه کاربرد اصلی است: 1) صداها در سطوح ناشناخته بالقوه ، (2) صداهای ناخواسته ، و 3) فرآیند آماری که در آن حوادث تصادفی و غیر مرتبط است و در جایی که موج شکل می گیرد صداهایی ایجاد می شود. چنین توزیع آماری را دنبال می کند ( Keizer، 2010 ؛Hainge، 2013 ، p. 120) این کاربردها معمولاً در استفاده روزانه دچار سردرگمی می شوند. نمونه بارز آن در تاریخ اخیر موسیقی بیستم قرن بیستم است. برای نقل قول Hainge: “از Schoenberg تا Stravinsky تا Russolo تا Cage تا Hendrix تا Merzbow ، ناهنجاری ، ناهمخوانی ، انفجار ، سرفه ، پاشش ، بازخورد ، اعوجاج ، Glitch و سایه های مختلف صدا بهترین تلاش خود را برای (غیر) موسیقی رنگی و آنچه را که تصور می کردیم چنین نیست ، بسازیم. “( هاگن ، 2013، پ. 2) این بیشتر مربوط به نویز به معنای سوم است ، اما حس دوم (عدم تمایل) نیز فراخوانی می شود. به عبارت دیگر ، تعیین مفهوم موسیقی و کانن زیبایی شناسی در حال حاضر پذیرفته شده آن ممکن است به نظر برسد که فراتر از یک حالت تعادل است تا شامل کنترل نشده و حتی ناخواسته شود. به این ترتیب ، هر دو با توجه به استفاده از طیف فرکانس و دامنه پویای آن ، دامنه موسیقی گسترش یافته است. جائیکه “صداهای موسیقی” سنتی معمولاً در ناحیه بهینه تحریک قرار می گیرند ، در واقع تحولی برای پذیرش تغییر در افراط های طیف فرکانس و سطح بلندی صدا وجود دارد که قابل قبول است.

 

موسیقی و دامنه شنوایی انسان

در حوزه فرکانس ، تصور می شود که گوش های طبیعی انسان برای فرکانس های بین 20 تا 20،000 هرتز حساس است و بیشترین حساسیت در دامنه فرکانس مورد استفاده برای پردازش سیگنال های گفتاری (200 هرتز تا 5000 هرتز) وجود دارد. با این وجود ، شنوایی فراتر از این است ، و همه صداهای قابل تشخیص را می توان در “مناطق فرکانس” موسیقی همراه با “احساس” آنها ( شکل 1 ) در کنار منحنی های بلندی صدا مساوی ( Fletcher and Munson، 1933 ؛ Fink، 2018 ، p 95) .

شکل 1 . تقسیم طیف شنیدنی (تجزیه و احساس) بر روی منحنی های بلندی برابر رسم می شود. (شکل بدون هیچگونه تغییر از Fink ، 2018 ، ص 95 با مجوز انتشارات آکسفورد محدود از طریق PLSclear ، شماره Ref: 13971 تولید شده است).

 

یافته های اخیر درباره حساسیت گوش انسان در بالای این محدوده ، با این حال ، این محدودیت ها را به چالش می کشد ( مولر و پدرسن ، 2004 ؛ فوکوشیما و همکاران ، 2014) مشخص شده است که فعالیت الکتریکی مغز و جریان خون منطقه ای مغزی (rCBF) می تواند در یک آزمایش گوش دادن با شنوندگان در معرض موسیقی gamelan از بالی ، که بسیار غنی از اجزای با فرکانس بالا است ، نشان داده شود. این موسیقی نمونه ای خاص از منبع صوتی را با دو مؤلفه اصلی ، یعنی یک کامپوننت با فرکانس پایین (LFC) با فرکانس پایین (LFC) زیر 22 کیلو هرتز و یک مؤلفه با فرکانس بالا (HFC) بالاتر از 22 کیلوهرتز ارائه می دهد. شنوندگان قادر به تشخیص HFC هنگام ارائه در انزوا نبودند ، اما دامنه فرکانس آلفا از الکتروانسفالوگرام خود به خودی (آلفا-EEG) ، ضبط شده از ناحیه مدفوع ، افزایش قابل توجهی را هنگام مواجهه با صدا که شامل هر دو HFC و LFC است ، نشان داد. این پاسخ اثر فراموشی نامیده شده است (اوهاشی و همکاران ، 2000 ؛ فوکوشیما و همکاران ، 2014 ؛ Ito et al.، 2016 ؛ کوریبایاشی و نیتونو ، 2017 ). به همین ترتیب ، تلاش شده است تا با استفاده از فرمت های صوتی دیجیتالی با نرخ نمونه برداری بالاتر (96 کیلوهرتز) اثرات روانی چنین “غیر قابل شنیدن” HFC کشف شود ، اما این مطالعات هنوز مکانیسم بیولوژیکی اساسی این پدیده را به طور قانع کننده توضیح نداده اند ( Reiss ، 2016 ).

 

خط تقسیم بین صدای فراصوت و فرکانس پایین نیز برای تفسیر باز است. در زیر 20 هرتز ، احساس تونال از بین می رود ، با صدا ناپیوسته در شخصیت تغییر می کند ، به یک احساس فشار تبدیل می شود و به حسی از پف های جداگانه تبدیل می شود ، که می توان در سطح چرخه های واحد موج صدا حساب کرد. با این وجود ، تعیین اینکه آیا احساسات در این سطح فرکانس پایین فشار یا لمس یا ماهیت شنوایی دارند دشوار است ( یوارت و همکاران ، 1967 ؛ مولر و پدرسن ، 2004 ).

 

اندازه گیری برای آستانه های شنوایی برای فرکانس های 4 هرتز در یک محفظه آکوستیک ( واتانابه و مولر ، 1990 ) و حتی برای فرکانس ها با گوش دادن به هدفون تا 1.5 هرتز انجام شده است ( یوارت و همکاران ، 1967 ؛ یووارت ، 1976) سطح تحریک بسیار بالاتر ، با این حال ، برای تحریک احساس شنوایی ، کمتر از 20 هرتز مورد نیاز است. از این نظر می توان فرض کرد که سلسله مراتبی از گیرنده ها وجود دارد ، دانلود آهنگ جدید :  با این که سیستم شنوایی به عنوان حساس ترین حسگر است ، به جز در فرکانس های پایین که در آن گیرنده های دیگر نیز ممکن است برجسته شوند. نمونه های بسیاری از آشکارسازهای لرزش و تماسی است که در پوست و اندامهای دیگر ساکن هستند و دامنه فرکانس های مختلفی را پوشش می دهند ، به عنوان مثال ، اجساد اقیانوس آرام که به جابجایی های آستانه در حدود 0.002 میلی متر در 200 هرتز حساس هستند ( جانسون ، 2001 ). با این حال ، در سطوح پایین تر ، تقریباً 50 دسی بل برای هر 10 هرتز کاهش می یابد. از این رو بعید است که امواج صوتی نامفهوم بتوانند این گیرنده های زیر جلدی را در سطح بلندی نرمال تحریک کنند (Leventhall، 2007 ).

 

 

صداهای کم فرکانس ، موسیقی و دلخوری

منابع صوتی فراصوت و فرکانس پایین را می توان در پدیده های طبیعی (باد ، آشفتگی ، طوفان و زلزله) و منابع انسانی مانند تاسیسات صنعتی و ماشین آلات کم سرعت (کمپرسور ، دیگ ، سیستم تهویه ، کامیون ، اتومبیل) یافت. ، و کشتی ها) و همچنین بسیاری از موسیقی های معاصر ، که توصیف شده است به عنوان پایبندی به اصطلاح باس فرهنگ با استرس خاصی بر مضرات صوتی بی نظیر ثبت زیر باس ، از حدود 20 تا 60 هرتز ( فینک ، 2018) علاوه بر این ، سر و صدای کم فرکانس دارای ویژگی هایی است که در فرکانس های بالاتر با نویز متفاوت است. بسیاری از آنها به دلیل ویژگی بسیار فراگیر آن قابل تقلیل هستند: به سختی توسط دیوارها و سایر سازه ها ضعیف می شوند. این می تواند دیوارها و اشیاء را سرقت کند. فرکانس های بالاتر را ماسک می کند. با اتلاف انرژی اندکی از مسافت های بزرگ عبور می کند. دستگاه های محافظت از گوش در برابر آن کمتر موثر هستند. قادر به تولید طنین در بدن انسان است. و باعث واکنشهای ذهنی بزرگی می شود ( Berglund et al.، 1994 ، 1996 ).

 

پیش بینی صدای بلندی و دلخوری چنین صدای کم فرکانس ، به ویژه اگر با dB (A) اندازه گیری شود ، دشوار است. اگرچه فیلتر A ​​تقریباً برای مزاحمت در سر و صدای ثابت با فرکانس بالا ، تقریب مفیدی را فراهم می کند ، اما دلخوری و صدای بلند را برای اجزای فرکانس پایین دست کم می گیرد. سر و صدایی که حاوی میزان زیادی از نویز با فرکانس پایین است ، حتی در سطح پایین ، آزار دهنده تر از صدای فرکانس بالاتر است. مقایسه بین نویزهای پهنای باند با محوریت 80 ، 250 ، 500 و 1000 هرتز نشان داد که باند فرکانس 80 هرتز از سایر گروههای سر و صدا در سطوح مساوی A با آزاردهنده تر بود ( پرسون و بیورمان ، 1988 ).

 

اما ، سطح بلندی به تنهایی نمی تواند دلخوری را پیش بینی کند ( برونر ، 1978 ). در حقیقت گفته شده است كه نوع – به خصوص شیب و نقطه گردش گردش طیف های نویز – به جای سطح بلندی صدای نویزهای فرکانس پایین ، مسئولیت احساس ناراحتی را بر عهده دارد ( برایان ، 1976 ). علاوه بر این ، در سطح ذهنی نیز عوامل ذهنی زیادی وجود دارد که بر آزار و اذیت صدا تأثیر می گذارد. یک جنبه بسیار مهم ، نگرش فرد در معرض منبع و همچنین کنترل استرس زا است ( کووانو و همکاران ، 1991 ؛ یوب ، 1993 ؛ برگلوند و همکاران ، 1996 ).

 

در سطح بدنی ، سر و صدای فرکانس کم اغلب همراه با ارتعاشات محسوس ظاهر می شود. صدا در هوا می تواند ارتعاشات را در سازه های مسکن فعال کند ، و صداهای با فرکانس پایین نیز می توانند در نتیجه ارتعاشات در چنین سازه هایی با تاب آوری اتاق به عنوان تقویت کننده احتمالی صدای فرکانس پایین ایجاد شوند ( Maschke، 2004 ). به همین ترتیب ، سطح بالای سر و صدای کم فرکانس می تواند ارتعاشات در بدن انسان ، به ویژه ناحیه قفسه سینه را تحریک کند ، که در محدوده 50-80 هرتز طنین انداز است ( Leventhall، 2007 ). همچنین یک پاسخ فرکانس رزونانس 30-40 هرتز برای پیشانی و صورت و یک پاسخ فرکانس 80-90 هرتز برای قسمت پشت جمجمه وجود دارد ( تاکاهاشی و همکاران ، 2002a ، b) علاوه بر این ، میزان شدت بیش از آستانه های طبیعی نیز مشاهده شده است که از طریق بدن در افراد ناشنوا درک می شود. محرک های ارتعاشی ممکن است پاسخ قاطعی در قشر شنوایی در افراد ناشنوا مادرزادی برانگیزد ، که در جهت انعطاف پذیری متقابل برخی مناطق (قشر شنوایی supratemporal) قشر از قشر اشاره دارد به این معنا که احتمالاً توانایی افزایش یافته در تشخیص تغییرات لمسی ناگهانی جبران می کند. برای دادرسی مفقود شده در سیگنالینگ ( لوونن و همکاران ، 1998 ؛ لوونن و همدورف ، 2001 ). تا چه حد چنین جایگزینی حسی برای افراد معمولاً شنونده نیز حائز اهمیت است ، از آنجایی که حوزه ادراک ویبروتاکتیل هنوز در زمینه درک موسیقی هنوز به خوبی درک نشده است ( اگلف و همکاران ، 2011) یک مطالعه قدیمی توسط دانلود آهنگ جدید رل موزیک Landström و همکاران. (1983) در این زمینه شایسته توجه ویژه است. این آستانه شنوایی و ارتعاش را برای افراد به طور عادی شنوایی و ناشنوا اندازه گیری کرد و دریافت که آستانه های ارتعاشی بسیار مناسب برای هر دو گروه است ، اما این روش اضافی احساس ، که احتمالاً ممکن است به لرزش متصل باشد ، فقط در سطحی که 20-25 دسی بل است اتفاق می افتد. بالاتر از آستانه شنوایی ( شکل 2 را ببینید ). در این سطح از فشار صدا می توان لرزش را در قسمت های مختلف بدن مانند قسمت های پایین ، ران و گوساله احساس کرد و در قسمت فوقانی قفسه سینه و گلو احساس فشار وجود دارد. منطقه ( مولر و پدرسن ، 2004)) از این نظر ، بسیار مهم است که نقش تشخیص موج صدا را از طریق استخوان های اسکلتی ، گوش ، حواس لمسی و طنین در اندام های بدن در نظر بگیرید ( برگلوند و همکاران ، 1996 ). علاوه بر این ، باید توجه داشت که به خصوص در موسیقی فرهنگ باس با جشن گرفتن از فرکانس های پایین ، اینگونه برگزار می شود که گوش دادن بیش از شنیدن صرفاً با فعال کردن پیوند صوتی با درک آمودال است ، به این معنا که باس فقط شنیده نمی شود بلکه احساس ( گودمن ، 1388 ، ص 236).​