دسترسی پایان نامه : نظریه­های پیدایش سکونتگاه‌های غیررسمی

Businessman working with digital virtual screen

۲-۱- نظریه­ های پیدایش سکونتگاه‌های غیررسمی

سکونتگاه‌های غیررسمی در جهان از پیشینه طولانی برخوردار است، که از زمان شکل‌گیری تا کنون با عناوین متعددی چون: حاشیه نشینی، سکونتگاه‌های خودرو و نابسامان، اجتماعات آلونکی، سکونتگاه نابهنجار و خود انگیخته نامیده می‌شود. بدین صورت که شخصی به غیراز مالک زمین، مساکنی را با اجازه و یا بدون اجازه صاحب ملک می‌ساخته است. اما آنها مساکن حاشیه‌ای غیرقانونی، به آن مفهومی که ما تعریف و طبقه‌بندی می‌نماییم، نبوده‌اند.

با این حال، «اسکان‌های غیررسمی» در حقیقت یک اصطلاح منسوب به غرب است که سابقه آن به نوشته­های متفکرینی چون رابرت پارک[۱]، اورت استون[۲]، جان ترنر[۳] و چارلز آبرامز[۴] برمی‌گردد.

رابرت پارک و اورت استون در نوشته‌های خود کوشیدند ظهور یک تیپ شخصیت، یعنی انسان با سکونت غیررسمی را در وضعیت برخورد و ستیز فرهنگی روشن سازند. همان‌گونه که پارک نشان داده، انسان ساکن سکونتگاه غیررسمی کسی است که در سرنوشت، محکوم به زندگی در دو جامعه با فرهنگ نه متفاوت بلکه متعارض می‌باشد (Kazemi, 2009: 19-50).

جان ترنر در سال ۱۹۶۹ نظریه خوش‌بینانه و مثبتی را اتخاذ نمود و اسکان‌های غیررسمی را به عنوان راه‌حل بسیار مناسب برای مشکلات مسکن در نواحی شهری کشورهای در حال توسعه توصیف کرد.(Turner, 2012: 357)

اسکان‌های غیر رسمی فاکتور برجسته و غالب در شهرنشینی و تهیه مسکن برای فقرای شهری می‌باشد. این سکونتگاه‌ها نباید به مانند بخشی از بحران کشوری مسکن، بلکه به عنوان سهم فقرا، برای حل مسئله خودشان نگریسته شود (El-Batran, et al, 2007:222)، این گونه سکونتگاه‌ها در واقع مشکل بی‎ضابطه‎ای از تجمع مکانی گروه‌های کم‎درآمد در نقاط آسیب‎پذیر شهر می‎باشد که به صورت کاملاً سازمان‎نیافته (خودرو و فاقد مجوز رسمی از نهادهای شهری) ایجاد می‎گردد. این نواحی به دلیل سرعت پیدایش و عدم نظارت دستگاه‌های اجرایی فاقد استانداردهای قابل قبول زیستی بوده و عمدتاً در فقدان نظام شکل‎یافته (مطلوب) سکونتی و در پاسخگویی فقرا به نیاز سکونت آنها در مدت زمان بسیار کوتاه شکل می‎گیرند. در ادبیات توسعه شهری، این محدوده‎ها را جزء نواحی آسیب‎پذیر نیز تصور می‎کنند و شرایط موجود در این نواحی را مساعد برای بروز ناهنجاری‎های اجتماعی می‎دانند. در بسیاری از موارد، مدیران اقدامات مؤثری را در جهت بهبود آنها انجام نمی‎دهند و عمده اقدامات خود را معطوف به بهسازی معابر و ارتقاء وضعیت کالبدی این نواحی می‎کنند و کمتر به حوزه انسانی ساکن در این نواحی می‌پردازند. هرچند شاید نتوان به یک تعریف جامع و فراگیر در توصیف ویژگی‌های این نواحی رسید که تمامی وجوه حاکم بر این مناطق را بازگو نماید لیکن در یک برداشت کلی می‎توان ایجاد این نواحی در شهرها را جزیی از فرایند عدم تعادل شهری/ منطقه‎ای و سازگاری دوگانه اقتصادی در جامعه تلقی کرد که منجر به تغییر مکانی جمعیت از نواحی فقیر و توسعه‎نیافته روستایی به سمت و سوی نواحی برتر شهری می‎گردد. در این جریان انتقال جمعیتی، به دلیل عدم پاسخگویی بازار رسمی، نواحی بی‎دفاع و فاقد نظارت شهری، عرصه اسکان این گروه‌های تازه‎وارد، که توان رقابت در بازار رسمی زمین و مسکن را ندارند، شده و با سرعت مهارنشدنی اشغال می‎گردند. هماهنگی با این نیاز اجتماعی، فرصت‎طلبی گروه‌های سودجو و رانت‎خواری زمین، به عنوان یک فعالیت اقتصای، عامل تشدید‎کننده محسوب شده و زمینه لازم در گسترش آن پدید می‎آورد. شاخصه‌های چنین مناطقی معمولا باعواملی نظیر فقدان خدمات پایه و اساسی، فقدان امنیت مالکیت زمین، سکونت خانوارهای کم‌درآمد و فقیر و وابستگی شدید به فرصت‌های شغلی غیر رسمی بیان می‌شود (رفیعیان، ۱۳۹۰:۲۶۵).

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

احساس امید و تعلق مکانی

سکونتگاه‌های غیررسمی پدیده‌ای گذرا و ناپدید شدنی نیست و در سطح کشورهای در حال توسعه به شدت در حال گسترش است. از این رو، در مهمترین اسناد جهانی و از جمله در اهداف توسعه هزاره به ضرورت بهبود سریع این وضعیت اشاره شده است (صرافی، ۱۳۸۹:۶).

آگاه سازی، آموزش عمومی

نهادسازی در اجتماعات محلی اسکان غیررسمی

تشکیل سرمایه انسانی
تقویت سرمایه اجتماعی
 

ازدیاد سرمایه کالبدی و بهسازی اسکان غیر رسمی

احساس امنیت و همبستگی اجتماعی
 

ساماندهی و  یکپارچگی با اسکان رسمی شهر

 

به سوی پایداری شهر

نقش تسهیل کننده و حمایت کننده بخش دولتی- عمومی
یادگیری جمعی و ظرفیت سازی نهادینه شده
تمهیدات رسمی شدن اقامت و امنیت سکونت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شماره ۲-۱ : چارچوب نظری ساماندهی سکونتگاه­های غیررسمی(صرافی، ۱۳۸۱:۴).

 

۲-۱-۱- دیدگاه لیبرال

در دیدگاه لیبرال مهم‌ترین دلیل شکل‌گیری این سکونت‌گاه‌ها عاما جمعیتی و مهاجرت است. از نظر این مکتب، در مرحله‌ای از توسعه جوامع، مازاد نیروی کار و تولید به وجود می‌آید. از این رو موجی از مهاجرت که طبیعی به نظر می‌رسد از روستاها به شهرها آغاز می‌شود. این جمعیت وقتی به شهر می‌رسدبه دلیل عدم توان پاسخگویی شهر در زمینه اشتغال و مسکن به ناچار در سکونتگاه‌های غیر رسمی سکنی می‌گزینند. در کل این دیدگاه دلیل اصلی شکل‌گیری و گسترش این سکونت‌گاه‌ها را عامل رشد جمعیت می‌داند و راه حل این مسأله را نیز در کنترل جمعیتی می‌بینند (داداش‌پور و علیزاده، ۱۳۹۰).

۲-۱-۲- دیدگاه بنیادگرایی

این نگرش که در مقابل نگرش لیبرالی مطرح می‌شود شکل‌گیری اسکان غیر رسمی را در جهان سوم معلول مناسبات و روابط بین‌المللی و قدرت‌های مسلط جهانی از یک سو و ویژگی‌های ملی از سوی دیگر می‌داند (میره‌ای، حاتمی نژاد و خدایی، ۱۳۹۱)از نظر آنان وابستگی کشورهای در حال توسعه به کشورهای پیشرفته در نظام جهانی باعث می‌شود این کشورها نقش تأمین کننده مواد غذایی را از دست داده و تبدیل به واردکننده شوند. در مقابل در شهرهای بزرگ این گونه کشورها، صنعتی شدن اتفاق می‌افتد. این وابستگی و تحولات ناشی از آن باعث شکاف بین شهر و روستا شده و آغاز مهاجرت‌های سنگین روستا- شهری را موجب می‌شود. این در حالی است که به دلیل سرمایه‌بر بودن صنعت ایجاد شده، فرصت اشتغال برای تعداد معدودی از افراد فراهم شده و بقیه وارد مشاغل غیر رسمی و سکونت غیر رسمی می‌شوند (داداش‌پور و علیزاده، ۱۳۹۰).

۲-۱-۳- جامعه گرایی

از نظر دانشمندان مکتب جامعه­گرا، حاشیه‌نشینی و پیدایش گروه‌های حاشیه‌ای و فقیر در جامعه شهری کشورهای در حال توسعه ناشی از عملکرد و روند طبیعی تضاد میان کار و سرمایه انباشت سرمایه، رشد ناموزون اقتصادی و بروز تضادهای اجتماعی، تضاد میان زندگی شهری و روستایی، تضاد طبقاتی و… است (حاج یوسفی، ۱۳۸۱)، بنابراین در جریان تحولات ناهماهنگ جامعه، بروز تضادها و مشکلات اجتماعی از جمله حاشیه­نشینی امری اجتناب­ناپذیر است.

۲-۱-۴- دیدگاه بوم شناسی

در دیدگاه بوم شناسی، با توجه به بافت فیزیکی شهر، ساز و کار پیدایش حاشیه نشینی را توجیه می‌کنند. نظریه‌پردازان این گروه معتقدند که حتی اگر گروه‌های مهاجر قومی و نژادی دیگری نیز در این محله‌ها ساکن شوند، باز هم این نواحی فقیر باقی خواهند ماند بنابراین مشکل این محله‌های فقیرنشین به نواحی خاص آنها بر­می‌گردد و نه به افرادی که در آنجا ساکنند. این مکتب داروینیسم اجتماعی را در مورد شهرها با سکونت به کار گرفته و شکل‌گیری خاص شهرها را در آزادی امپریالیسم به یک نظام طبیعی عمومی نسبت داده است (میره‌ای، حاتمی‌نژاد و خدایی ۱۳۹۱).

لازم به ذکر است نظریات دیگری نیز در خصوص علل شکل‌گیری سکونت‌گاه‌های غیر رسمی بیان شده است که از دست می‌توان به نظریات مکتب نوسازی، دیدگاه نابرابری، مسئله‌گرایان، رویکرد وابستگی، نظریه نظام جهانی والرشتاین، نظریه مهاجرتی مایکل تودارو، نظریه جاذب و دافع راونشین و… اشاره کرد.

۲-۲- گرایش­های شهرنشینی و سکونتگاه‌های غیررسمی

در این مرحله به آشنایی با وضعیت شهرنشینی و اسکان­های غیررسمی و آگاهی از چگونگی وقوع آن در دنیا و مقایسه آن با شرایط سکونگاه­های غیررسمی در ایران پرداخته می‌شود.

۲-۲-۱- گرایش­های جهانی

در این بخش اسکان­های غیررسمی در کشورهای جهان سوم ( جنوب) و کشورهای توسعه یافته (شمال) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

الف: کشورهای جنوب

مطالعه شهرنشینی در کشورهای جنوب نشان می‌دهد که در گذر نیم قرن اخیر جمعیت کشورهای جنوب از ۲۸۷ میلیون نفر (۱۷ درصد کل جمعیت در سال ۱۹۵۰) به حدود ۲ میلیارد نفر (۴۰ درصد در سال ۲۰۰۰) رسیده است و قریب به ۹۰ درصد رشد جمعیت شهری جهان در طول دهه گذشته در کشورهای جنوب رخ داده است (صرافی،۱۳۸۰: ۱۶۴). بنا بر گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۵ تقریبا دو سوم جمعیت جهان شهرنشین خواهند بود و جهان روستا نشین به شهر نشین تغییر خواهد یافت (ژاکو،۱۳۹۱:۱۸).

اعداد و ارقام فوق نشان می‌دهد که شهرها با وجود تمام مشکلاتی که با آن سر در گریبان هستند باز هم جاذب جمعیت بوده و توانسته ­اند اکثریت جمعیت جهان را به نفع خود در اختیار بگیرند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که شهرها حتی زمانی که بدترین شرایط اقتصادی را نیز دارا هستند، می­توانند جاذب جمعیت باشند. ارتباط معیوب بین شهرها و روستاها در کشورهای جهان سوم (جنوب) و توانایی کم روستاها در مقابل شهرها، جریان مهاجرت به سمت شهرها را به وجود آورده و زندگی در حاشیه اقتصاد، اجتماع و کالبد شهر را بر جمعیت مهاجر تحمیل می­ کند.

شهر نشینی و رشد سریع آن در کشورهای جنوب، تحت تاثیر مسایل اقتصادی- سیاسی و اکولوژی انسانی آنها دارد. مطالعات در زمینه اکولوژی انسانی، نحوه رابطه روستاها با طبیعت و محیط اطراف را عامل تعیین کننده وضعیت آنها بیان می‌دارد و رشد و توسعه برون­زای کشورها عامل اصلی رشد بی­رویه شهرها می‌باشد. اینگونه توسعه که باز تولید فقر در شهرها را بر عهده دارد مشکلات فراوانی را به وجود آورده و وضعیت مسکن و اجتماع شهری را به سوی نابسامانی می­کشاند ( هادی­زاده،۱۳۸۹:۸۴). بارزترین مشکلی که اوضاع نابسامان اقتصادی و توسعه برونزا در شهرها به نمایش می‌گذارد؛ ایجاد حاشیه نشینی و زاغه­نشینی در کشورهای جنوب می­باشد. شرایط اجتماعی و اقتصادی خاص این کشورها بسیاری از برنامه­هایی که برای حل این معضل اجرا شده اند را با ناکارآمدی مواجه ساخته است. تا به حال شیوه ­های مختلفی برای حل این پدیده به کار گرفته شده است که هر چند موفقیت­هایی را به دست آورده است ولی بعد از مدتی مشکل از محل دیگری سر باز می­ کند. در کشورهای جهان سوم به جز موارد کمی، راهبردهای حل مشکل اسکان­های غیررسمی تنها ماهیت انتقال مشکل از محلی به محل دیگر را در بر داشته اند. از میان راه حل­های مختلف، حل معضل سکونتگاه­های غیررسمی، برنامه­هایی چون؛ تخریب مساکن نامناسب، تامین زمین و خدمات و ارتقاء کیفیت سکونت در شهرهای مختلف و در کشورهای گوناگون به کار گرفته شده ­اند که از میان این راه حل­ها، راه حل اول ماهیت ناکارآمد خود را به وضوح و بارها به نمایش گذاشته و دو راه حل دیگر هر کدام مزایا و معایب و موفقیت­هایی را در بر داشته اند.

رویارویی با مسئله سکونتگاه­های غیررسمی در بسیاری از شهرهای جهان سوم تحت تاثیر مداخلات سیاسی و امنیتی جامعه قرار گرفته و به دلیل منافعی ( از جمله تأمین نیروی کار ارزان) که سردمداران و طبقات بالای جامعه در تشکیل مناطق فقیرنشین غیررسمی دارند، تصمیمات و اقدامات صورت گرفته، برای حل مشکل با شکست مواجه بوده ­اند. عدم احساس مسئولیت سیاستمداران و مسئولین شهری، اصلی­ترین مشکل در حل مسایل مربوط به سکونتگاه­های غیررسمی در کشورها بوده و کمبود منابع در مرتبه بعد از آن حائز اهمیت می‌باشد ( هادی­زاده، ۱۶:۱۳۸۲). طرح­های شهری که در کشورهای جهان سوم، کنترل توسعه شهرها را بر عهده دارند به عنوان علت زاغه­نشینی و باز تولید آن به شمار می­آیند. با این مفهوم که قوانین و مقررات حاکم بر طرح­های شهری با کشیدن حصاری از قانون به دور شهرها، بدون توجه به توان قشر پایین جامعه، به طور واضح و روشن از ورود این گروه اجتماعی به درون محدوده قانونی و خدماتی شهر جلوگیری کرده و گرایش به زاغه‌نشینی و سکونتگاه­های غیررسمی را تقویت می‌نمایند که این عامل نشان از عدم موفقیت طرح‌ها در کشورهای در حال توسعه می‌باشد. زیرا ویژگی انتفاع پایین­ترین قشر جامعه از برنامه ­های شهری که اصلی­ترین معیار موفقیت طرح­ها می­باشد در آنها دیده نمی­ شود.

 

ب: کشورهای شمال

سکونتگاه­های غیررسمی در کشورهای پیشرفته امروزی (شمال) تنها به لحاظ کالبدی و فیزیکی و ویژگی­­های کلی با این پدیده در کشورهای جنوب شباهت­هایی را به نمایش می­گذارند. سکونتگاه­های غیررسمی در کشورهای شمال بیشتر در اثر موج بحران­های اقتصادی و تحولات صنعتی و بیکار شدن مقطعی کارگران به وجود آمده­اند و بعدها جذب این کارگران در بازار شهرها باعث شده است تا آنها محل زندگی خود را تغییر داده و در محل دیگری با عنوان شهروند اصلی شهر سکونتگاه­های گزینند و به جای آنها افراد متخلف و قانون گریز ساکن می‌شوند که اصطلاح “جنگل شهر” به دلیل خصلت ساکنان این نواحی به آنها اطلاق می­گردد. البته افراد فقیر شرافتمند نیز در بین ساکنان قانون‌گریز این سکونتگاه­ها زندگی می­ کنند (پیران،۱۳۹۱:۳۲). پدیده سکونتگاه­های غیررسمی در کشورهای شمال از بدو پیدایش، حاصل ذات نظام سرمایه­داری، اهداف سود طلبانه آن و آنچه که در جوامع امروزی به آن “پیشرفت” اطلاق می­گردد، بوده است و در برخی مواقع اسکان­های غیررسمی به شکل­های گتو در جوامع سرمایه­داری به صورتی خشن و غیرانسانی شکل می­گیرند که نه تنها در آنها اقتصاد پایین ساکنان به چشم می‌خورد بلکه سقوط اخلاقیات و اجتماع نیز به صورت شدیدی در جریان است.

آنچه در مورد سکونتگاه­های غیررسمی در کشورهای پیشرفته عنوان شد در زمان­های اولیه انقلاب صنعتی شکل حادتری داشته است و با طی دوران شکوفایی صنعت شهری و روستایی این کشورها در تعامل با هم پیشرفت و بالندگی کشور را باعث شده و ارتباط بهینه را در ساختار شهری و روستایی برقرار ساختند.(هادی زاده،۱۳۹۰:۹۸). این رابطه صحیح با تقلیل فقر شهری، بسیاری از مشکلات شهرها و به خصوص مسایل مربوط به سکونتگاه­های غیررسمی را تا حد زیادی حل نموده است.

[۱]- Rober, E.Park

[۲]- Everet, Stone

[۳]- John, Turner

[۴]- Charles, Abrams

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*