منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، دانش آموختگان، اقتصاد کشور، ناخودآگاه

No Comments
دانلود پایان نامه

ی حضور یک محقق جهان سومی در دانشگاه یا بیمارستان یک کشور توسعه یافته را به فرار تعبیر نمی کنیم، چرا که فرار به تعبیری دیگر نمایانگر حصر، زندان و محدودیت نمی تواند امری منفی قلمداد شود. از سویی با از بین رفتن مرزهای پیشین سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و شکل گیری معنای جدیدی که در آن ملیت کم رنگ شده است و وفاداری افراد معطوف به ملیت نیست، تضعیف فرهنگها و هویت های گوناگون در گذر پیشرفت سریع تکنولوژیهای ارتباطی و فشرده شدن زمان و مکان دنیا را با مسئله ای بنام جهانی شدن روبرو کرده است که طی آن به علت سهولت و سرعت در برقراری روابط اجتماعی و از میان رفتن مرزهای داخلی و خارجی، دیگر حرف زدن از سرمایه های ملی، کوتاه اندیشی و تنگ نظرانه است و سرمایه های انسانی را باید در حیطه جهانی بررسی کرد.61
البته این افراد به اعتقاد من کاری به کشور توسعه نیافته ندارند و فقط کشور توسعه یافته را می بینند به عبارتی دیگر قضاوت آنان یک سویه است و کاری به طرف مقابل یا کشور مبدا ندارند و ضررهای ناشی از خلاء این اندیشمندان را در کشور کمتر توسعه یافته در نظر نمی گیرند. از سوی دیگر این دیدگاه خاص طرفداران جهانی شدن و دهکده جهانی است و مخالفان این دیدگاه را در بر نمی گیرد و با نگاهی عمیق تر به کشورهای توسعه نیافته و توسعه یافته و فقر و غنی و جهان اول و جهان سوم دیگر نمی توانیم مهاجرت مغزها را از حسنات جهانی شدن بدانیم چون با دیدی وسیع تر به این مسئله، صورت واقعی دنیا شکل دیگری دارد و جهانی که ما در آن زندگی می کنیم یک جهان دو سویه است که در یک طرف آن غولهای ارتباطی که الگوهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خود را برای مصرف کننده ای اتفاقی و مشتریان دائمی خود ارسال و مخابره می کنند و سمت دیگر کشورهایی که با ابزارهای کوچک و ناچیز خود توان مقابله و مبادله با این انحصارگرایان رسانه ای را ندارند و آنچه باید بررسی شود نبود دستگاههای ارتباطی و شبکه های خبری قوی در کشورهای توسعه نیافته است و همین عوامل است که باعث می شود برخی رفتن را به ماندن ترجیح دهند و همین رفتن ها از کشورهای توسعه نیافته نشانگر این حقیقت است که ارتباط و پیوند بی گسست و متوازنی بین کشورها برقرار نیست و گرنه هر کس در هر جایی از دنیا ساکن بود باقی می ماند و با ابزار خودش ارتباط خویش را با دیگران در راستای مبادله و ارتباط خویش را برقرار می ساخت و جوابگوی نیازهای خود می شد. اما واقعاً این ارتباط در دهکده جهانی برای نخبگان ایرانی می تواند برقرار باشد و یک نخبه ایرانی در آن واحد با دیگر کشورهای پیشرفته بتواند تبادل اطلاعات کند و به سهولت به آنچه که می خواهد دست یابد؟
برای فهم بیشتر این مسئله به نظری نظام جهانی ایمانوئل والرشتاین اشاره می کنیم که جهان در کل خود به عنوان یک نظام واحد به شماره آمده که دارای سلسله مراتبی است. این سلسله مراتب شامل کشورهای مرکز، پیرامون مرکز و پیرامون پیرامون است.62 کشورهای مرکز شامل کشورهای درجه اول صنعتی است که این کشورها در هر زمان عالیترین سطوح تکنولوژی را به خود اختصاص داده اند. کشورهای پیرامون مرکز در رده ای پایین تر قرار دارند. این کشورها نسبت به کشورهای پیرامونی خود نوعی رابطه وابستگی را بروز می دهند و در رده ای پایین تر کشورهای پیرامون پیرامون قرار دارند که نسبت به هر دو رده بالا در وضعیت وابستگی به سر می برند.
مثل مهاجرت نخبگان یا به تعبیری فرار مغزها از کشورهای پیرامون، پیرامون به کشورهای مرکز می باشد که بین مرکز تا پیرامون، پیرامون فاصله زیادی می باشد و جهان سوم و جهان اول را پدید می آورد.
اما امروزه جریان حرکت افراد با استعداد، به شکل سنتی آن ، همواره از کشورهای در حال توسعه به سوی کشورهای پیشرفته و اکنون مهاجرت نخبگان به شکل پیچیده ای در آمده است و همه جهت های ممکن را در بر می گیرد. این جریانها حاکی از آن است که پدیده فرار مغزها در حال تبدیل شدن به پدیده “مبادله مغزها” می باشد. پژوهشهای تجربی بریتانیا نشان داده است که بین سالهای 1994 تا 1997 حدود 11 هزار پژوهشگر خارجی در نظام آموزش عالی بریتانیا استخدام شده اند که بیشتر آنان (45%) از اتحادیه اروپا بوده اند.63
مبادله مغزها یا چرخش مغزها امروزه بصورت چشمگیری در همه جهان در حال تبادل و رفت و آمد است و ما امروزه شاهد این هستیم که این مهاجرت کشورهای در حال توسعه نبوده و حتی کشورهای غربی مانند کانادا و فرانسه نیز نگرانی خود را نسبت به مهاجرت افراد متخصص خود به امارات متحده آمریکا ابراز داشته اند. چون کشور آمریکا به لحاظ داشتن امکانات لازم و کافی برای همه متخصصین و نخبگان شرایط مناسبی را فراهم آورده است.

  منبع پایان نامه با موضوعکودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، اضطراب کودکان، احساس حقارت

2. الگوی ملی گرا
این الگو که نقطه مقابل الگوی جهان گرا است، معتقد است که سرمایه انسانی ما هر جزء جدایی ناپذیر توسعه اقتصادی واجتماعی کشور است و مهاجرت سرمایه انسانی ماهر موجب می شود که اقتصاد کشورهای در حال توسعه به پایین تر از سطح حداقل مورد نیاز سرمایه انسانی ما هر تنزل نموده و با ایجاد خلاء نیروی انسانی ماهر در کشور، موجب کاهش تولید در کشور مادر خواهد شد و در نهایت، برنامه های توسعه را به مخاطره می افکند. طرفداران این الگو به این نتیجه می رسند که مهاجرت نیروی انسانی ماهر به نفع پیشرفته ترین و ثروتمند ترین کشورها و به زیان کشورهای جهان سوم می باشد.64
این نظریه که با دیدی بدبینانه به مسئله ی فرار مغزها می نگرد معتقد است که فرار مغزها با توج
ه به دیدگاههای مارکسیتی که مفهوم فرار مغزها را به “قاچاق سلولهای خاکستری” تعبیر می کند قابل بحث و بررسی می باشد. در این دیدگاه کشورهای امپریالیستی و کاپتالیستی با برنامه ای از پیش تعیین شده، با روش مستقیم و غیر مستقیم اقدام به ربودن مغزهای متفکر کشورهای توسعه نیافته و انتقال آنها به مراکز علمی خود می کنند و از این افکار در جهت اهداف سلطه جویانه استفاده می کنند. در این دیدگاه نخبگان به منزله بردگان تلقی می شوند که از روی اجبار و بدون حق انتخاب ناچارند در جهت بهره وری سیستم سلطه جوی کشورهای رباینده خدمت کنند.65
این گروه، فرار مغزها را در اثر فریب توطئه و اغواگری کشورهای مقصد می دانند و بدین جهت این مهاجرت را نوعی مهاجرت اجباری به حساب می آورند.
ارتباطی که الگوهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خود را برای مصرف کننده ای اتفاقی و مشتریان دائمی خود ارسال و مخابره می کنند و سمت دیگر کشورهایی که با ابزارهای کوچک و ناچیز خود توان مقابه و مبادله با این انحصارگرایان رسانه ای را ندارند و آنچه باید بررسی شود نبود دستگاههای ارتباطی و شبکه های خبری قوی در کشورهای توسعه نیافته است و همین عوامل است که باعث می شود برخی رفتن را به ماندن ترجیح دهند و همین رفتن ها از کشورهای توسعه نیافته به کشورهای در حال توسعه یافته نشانگر این حقیقت است که ارتباط و پیوند بی گسست و متوازنی بین کشورها برقرار نیست و گرنه هرکس در هر جایی از دنیا ساکن بود باقی می ماند و با ابزار خودش ، ارتباط خویش را با دیگران در راستای مبادله و ارتباط خویش را برقرار می ساخت و جوابگوی نیازهای خود می شد. اما واقعاً این ارتباط در دهکده جهانی برای نخبگان ایرانی می تواند برقرار باشد و یک نخبه ایرانی در آن واحد با دیگر کشورهای پیشرفته بتواند تبادل اطلاعات کند و به سهولت به آنچه که می خواهد دست یابد؟
برای فهم بیشتر این مسئله با نظریه نظام جهانی ایمانوئل و الرشتاین اشاره می کنیم که جهان در کل خود به عنوان یک نظام واحد به شماره آمده که دارای سلسله مراتبی است. این سلسله مراتب شامل کشورهای مرکز، پیرامون مرکز و پیرامون پیرامون است.66 کشورهای مرکز شامل کشورهای درجه اول صنعتی است که این کشورها در هر زمان عالیترین سطوح تکنولوژی را به خود اختصاص داده اند. کشورهای پیرامون مرکز در رده ای پایین تر قرار دارند. این کشورها نسبت به کشورهای پیرامونی خود نوعی رابطه وابستگی را بروز می دهند و در دوره ای پایین تر کشورهای پیرامون پیرامون قرار دارند که نسبت به هر دو رده بالا در وضعیت وابستگی به سر می برند.
فریفتن نخبگان و جذب سرمایه های انسانی که از مهمترین سرمایه های اقتصادی به شمار می روند، شیوه جدید استعمار علمی، فرهنگی است. این دیدگاه گروهی است که جهان سوم را در معرض تهاجم دستاوردهای فرهنگی می دانند. به اعتقاد آنان باور استعمار به عصر نوین استفاده از رسانه های جمعی و جهانی، مردم جهان سوم مصرف کننده محصولات فرهنگی جهانی می شوند که از طریق قدرت رسانه ای تصویر غیر واقعی و مثبت از خود ترسیم می کنند و ناخودآگاه تحصیلکرده ها و مخاطبان را شیفته و جذب خود می کنند.
چنانکه آنتونی گیدنز جامعه شناس معاصر در کتاب خود آورده است: امروز احساس زندگی در یک جهان تا حدی زیاد نتیجه برد بین المللی رسانه های ارتباطی است. برنامه های خبری تلویزیون مجموعه گوناگونی از تصاویر بین المللی ارائه می کند. یک نظام جهانی اطلاعاتی- نظام بین المللی تولید، توزیع و مصرف کالاهای اطلاعاتی بوجود آمده است.67
با در نظر گرفتن موقعیت برتر کشورهای صنعتی در نظم جهانی اطلاعات، بسیاری معتقدند که کشورهای جهان سوم در معرض شکل جدیدی از امپریالیسم رسانه ای هستند. اعتقاد بر این است که کشورهای جهان سوم به ویژه در برابر آن آسیب پذیر هستند زیرا منابع لازم را برای حفظ استقلال فرهنگی خود در اختیار ندارند.
این گروه معتقدند رسانه های جدید بیش از دیگر تکنولوژی های پیشین غرب از قدرت نفوذ به درون فرهنگ دریافت کننده برخوردار هستند. در نتیجه می تواند ویرانگری پایان ناپذیر تشدید تناقصهای اجتماعی در جوامع در حال توسعه امروزه باشد.68
نخبه جهان سومی نیز با دیدن این تناقضها و شنیدن آوازه تسهیلات فراوان کشورهای توسعه یافته وسوسه می شود که تمام فرصتهای نداشته خود را در جای دیگری بیابد. بدین ترتیب استعمار گر بدون کمترین هزینه صاحب اندیشمندانی می شود که پس از پرورش یافتن در کشورهای خود برای بهره وری ، رو سوی آنان می کنند.
طبق گزارش توسعه انسانی برنامه عمران ملل متحد کشورهای غنی درهای خود را به روی متخصصان کشورهای در حال توسعه گشوده اند و این مسئله هزینه ی سنگینی به کشورهای مبدأ تحمیل می کند و کشورهای مبدأ سالانه بطور متوسط برای آموزش دانشگاهی هر یک از دانش آموختگان خود بین 15 تا 20 هزار دلار هزینه می کنند و به عنوان مثال کشوری مانند آمریکا سالانه میلیاردها دلار از رهگذر مهاجرت متخصصان کشورهای مهاجر فرست سود می برد.
گروهی بر این عقیده هستند که “جذب نخبگان حق کشورهای توسعه یافته است” و این حق را به کشورهای شمال (اروپا و آمریکا) می دهند. زیرا معتقدند کشورهای توسعه یافته سهم زیادی در پیشرفت علم و تکنولوژی، بهداشت، رفاه اجتماعی و امنیت جهانی داشته و دارند. بنابراین حق کشورهای شمال است که از سرمایه های انسانی و نخبگان علمی کشورهای جنوب بهره برداری کنند. زیرا به دلیل مشکلات ساختاری موجو
د در این کشورها امکان پرورش و بهره برداری از این سرمایه های انسانی وجود ندارد و از آنجا که توسعه نسبت به فرار مغزها تقدم دارد، کشور توسعه یافته در واقع فرصت مغتنمی در اختیار نخبگان سایر کشورها قرار می دهد. این گروه بر این باورند که در هر صورت با روش و جذب مغزها جلوی بی حاصل ماندن و هدر رفتن آنها را می گیرند و به هر حال منابع انسانی جذب جایی می شوند که ابزار بهره برداری و شکوفائی را در اختیار آنان قرار می دهد. به اعتقاد این عده کشورهایی که با زحمت و تلاش و صرف سرمایه های ملی، اختراعات و اکتشافات دانشمندان خود را در طی سالهای متمادی در اختیار کشورهای جهان قرار داده اند با جذب سرمایه های انسانی کشورهای در حال توسعه و استفاده از تخصص آنها تکنولوژی را یک گام به جلو سوق می دهند.69
عده ای دیگر با نگاهی به درون، ضعف برنامه ریزی و مشکل منابع انسانی را مسبب گریز مغزها از داخل کشور می دانند و بر این باور هستند که اگر امکانات در پرتو برنامه ریزی و مدیریت صحیح جهت پرورش و بهره برداری و خلاقیت نخبگان موجود باشد، با پدیده ای بنام فراز مغزها مواجه نمی شویم، جوانان به آینده امیدوار می شوند و هیچ کس رغبت نمی کند که موطن خود را ترک کند.
این عوامل که به نوعی باعث فرار مغزها می شوند در برگیرنده طیفی است که شامل بیکاری و فقر اقتصادی و سر کوب خواسته ها و آرزوهای قانونی و … می باشند.70
باور عده ای از صاحب نظران کشورمان بر این است که پدیده مهاجرت به طور کلی بد نیست و در واقع عامل توسعه و گسترش و مبادله فرهنگ است اما این مبادله و صدور فرهنگ به شرطی مناسب است که قشری از جامعه بدون انتخاب و ناگریز مهاجرت را انتخاب نکنند. آن هم در شرایطی که در داخل کشور به آنها احتیاج دارند.
با توجه به آنچه در ارتباط با الگوی ملی گرایان بیان گردید و نظریه ای که طرفداران عقاید مارکسیتی بیان کردند، مهاجرت نخبگان در ایران با توجه به نظرات و شواهدی که موجود است نشان می دهد که این ایده نمی تواند با مهاجرت نخبگان ایرانی مطابقت داشته باشد چون اولاً نخبگان ایرانی با اختیار و میل و علاقه خود مهاجرت کردند و اجباری در کار نبود و ثانیاً این نظریه بیشتر فقط عوامل اقتصادی را موثر می داند تا عوامل دیگر و به نظر بیشتر کارشناسان و نظریه پردازان عامل مهاجرت یک پدیده نیست و عواملی گوناگون دخیل هستند تا امر مهاجرت صورت پذیرد.
من در این پژوهش با توجه به نظریه جامعه شناسی که انگیزه را مهمترین عامل برای مهاجرت می داند و نظریه جهان گرا یا کسانی که با دیدی مثبت به مهاجرت نخبگان نظاره می کنند نظریه جانسون ( نظریه جهان گرا ) را انتخاب کرده و به دنبال آن هستم که با توجه به این نظریه، فرضیه خود را به اثبات برسانم.
از ویژگی هایی که نظریه جامعه شناسی دارد، انگیزه را مهمتر از زمان فاصله می داند و چون انگیزه است که شخص مهاجر را تشویق به مهاجرت و مصمم می کند تا بر دو فاکتور زمان و فاصله فائق آید آن را انتخاب کرده و معتقدم اگر انگیزه نباشد در ارتباط با مهاجرت، مهاجرتی هم صورت نمی گیرد.
اما در مورد انتخاب نظریه جانسون یا طرح جهان گرا
1. احترامی که برای شخص مهاجر قائل است و شخص مهاجر و نخبه را با دیدی کلی می نگرد و نیاز مهاجر را به مهاجرت برای ادامه تحصیل، تجربه زندگی صنعتی در کشورهای توسعه یافته و بدست آوردن فرصت های

دیدگاهتان را بنویسید