مقاله رایگان با موضوع
استرس، سبک مقابله، راهبردهای مقابله
Four transparent arrows

مقاله رایگان با موضوع استرس، سبک مقابله، راهبردهای مقابله

راهبردهایی که فرد برای رویارویی با آنها بر می‌گزیند، بخشی از نیمرخ آسیب‌پذیری وی شمرده می‌شوند، در حالی که بهره‌گیری از راهبرد نامناسب در رویارویی با عوامل فشارزا می‌تواند موجب افزایش مشکلات گردد، به کارگیری راهبردهای درست مقابله می‌تواند دستاوردهای مثبتی در پی داشته باشد( داعی‌پور، 1387) .
از مجموع این تعاریف می‌توان به این مفهوم پی برد که منظور از مقابله، کوشش‌ها و تلاش‌هایی است که فرد انجام می‌دهد تا استرس را از میان بردارد، برطرف کند، به حداقل رساند و یا تحمل کند.
البته باید در نظر بگیریم که از میان برداشتن منابع استرس همیشه امکان‌پذیر نیست، بلکه در مواردی باید آن را کاهش دهیم و در مواردی هم باید استرس را تحمل کنیم. کوشش‌های مقابله‌ای گاه به صورت انجام دادن فعالیت و اقدام خاصی است و گاه به صورت انجام دادن فعالیت‌های ذهنی است. در واقع هنگامی که حادثه فشارزایی برای اشخاص روی می‌دهد، افراد محرک را ارزیابی می‌کنند و پاسخ‌های مقابله‌ای ارائه می‌دهند.
در ارتباط با ماهیت مقابله، اتخاذ چند دیدگاه در مورد ارائه بهترین تفسیر درباره کنش‌های اصلی انسان بسیار سودمند است، چرا که هر دیدگاهی، راه‌های مختلفی را برای تفسیرو واکنش افراد نسبت به تنیدگی مطرح می‌کند. همچنین داشتن درکی روشن از شیوه‌هایی که افراد را از یکدیگر متفاوت می‌سازند و چگونگی نقش این تفاوت‌ها در مقابله، سودمند است ( نعمت طاووسی، 1391) .
2-25-نظریه ها
نظریه لازاروس و فولکمن
از نظر لازاروس مقابله دو کارکرد مهم دارد: 1)تنظیم هیجان‌های ناگوار و درمانده کننده 2) در پیش گرفتن کنشی برای تغییر و بهبود مسأله‌‌ای که باعث ناراحتی شده است(کارادماس117، کلانتری و عزیزی،2004) او معتقد است که ارزیابی هر عامل فشارزا، با عواملی نظیر نگرش‌ها و عقاید فرد درباره حادثه، تجربه‌‌های قبلی در برخورد با همان حادثه یا حوادث مشابه، آگاهی از پیامدهای حادثه و ارزیابی مقدار نیرویی که برای مقابله و سازگاری بایستی به کار برد، در ارتباط است. بسیاری از محققان معتقدند که مقابله ( کنارآیی) مفهوم اصلی در پاسخ‌های روانشناختی به فشار و در واقع مرحله دوم فرایند ارزیابی شناختی فشار است. هنگامی که موقعیتی تهدیدکننده یا مضر و آسیب‌رسان ارزیابی شد، راه‌ها و شیوه‌هایی برای رفع مشکلات یا تسکین موقتی آنها جستجو می‌شو؛ این کاوش با حداکثر سرعت ممکن روی می‌دهد، این راه‌ها و شیوه‌ها را، راهبردها یا رفتارهای مقابله 118می‌گویند.
لازاروس (1966؛ نقل از نجاریان و براتی سده، 1383)معتقد است که مقابله، حل مشکل در موقعیت‌های فشارآور است. او پاسخ‌های مقابله‌ای را عبارت از شناخت‌ها و رفتارهایی می‌داند که مردم از آنها برای تغییر جنبه‌های ناخواسته محیط استفاده می‌کنند تا تهدید بالقوه ناشی از آنها را به حداقل برسانند(بخاریان و براتی سده، 1383). بر طبق نظر لازاروس و فولکمن(1984؛ نقل از پیکو،2001)دو نوع اصلی از مهارت‌های کنارآمدن با استرس وجود دارد؛ کنارآمدن متمرکز بر مسأله و مسأله‌داری و کنارآمدن متمرکز بر هیجان (هیجان‌مدار).
کنارآیی متمرکز بر مسأله سعی دارد منع استرس را تغییر داده یا حذف کند و کنارآیی متمرکز بر هیجان، پاسخ‌هایی را شامل می‌شود که عملکرد اولیه آن کنترل هیجانات برانگیخته شده توسط منبع استرس‌زا است ( موسوی،1388).
آنها پیشنهاد می‌کنند که افراد از هر نوع سبک مقابله در مواجهه با موقعیت‌ها استفاده کنند. استفاده از سبک مقابله اجتنابی از سبک‌های مقابله هیجان محور با سطح بالایی از استرس و فشار روانی، و استفاده از سبک مقابله حل مسئله از سبک‌های مقابله مسأله‌‌مدار با سطح پایین‌تری از استرس و فشار روانی همراه است.
2-26- عوامل موثر بر انتخاب سبک‌های مقابله
منابع شخصی مقابله، مجموعه پیچیده‌ای از عوامل شناختی، شخصیتی و بازخوردی است که بخشی از توانایی روانی فرد را برای مقابله مهیا می‌‌سازد. منابع شخصی عبارتند از ویژگی‌های زمینه ای نسبتاً پایدار که انتخاب روش‌های ارزیابی و مقابله را تحت تأثیر قرار می‌دهند. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از: تحول من، احساس کارآمدی شخصی، خوش‌بینی، احساس‌یکپارچگی، سبک‌های شناختی، سبک‌های دفاعی و مقابله، و توانایی‌های حل مسئله (موس واسکافر،1993).
1-شناخت
چگونگی تفکر و تفسیر فرد از رویدادهای محیطی در انتخاب سبک‌های مقابله‌ای نقش دارد. پیروان رویکردهای شناختی انسان را موجودی مختار فرض می‌کنند که با استفاده از ارزیابی خویش درمورد پیامدهای مسئله، از بین پیامدهای ویژه‌ای که در مسیرش قرار دارند، دست به انتخاب می‌زند.
ارزیابی و راهبردهای مقابله، برعوامل تنش‌زایی که شخص در معرض آنها قرار دارد، واکنش نسبت به تهدیدها و چالش‌هایی که این عوامل تنش‌زا با خود به همراه می‌آورند، و چگونگی سازش یافتگی طولانی مدت و کوتاه‌مدت تأثیر می‌گذارد. به این ترتیب، این چارچوب بیانگر آن است که انسان همان‌طور که می‌تواند از عوامل تنش‌زا تأثیر بپذیرد، توانایی آن را هم دارد که به پیامدهای عوامل تنش‌‌زای موجود در زندگی خود نیز شکل و جهت ببخشد(موس واسکافر، 1993) .
الگوهای ادراکی و پردازش اطلاعات، فرایند یادگیری و سازشی‌ ما را تحت تأثیر قرار داده و آنها را شکل می‌دهند. در این زمینه می‌توان افراد را به دو دسته تقسیم کرد؛ افرادی که ادراک آنان درمورد یک محرک پیچیده عمیقاً تحت تأثیر زمینه ومحیط است و افرادی که در درک محرک‌های پیچیده از زمینه تأثیر نمی‌پذیرند و خود را عنصری مجزا از محیط در نظر می‌گیرند. اشخاص وابسته به زمینه، بیشتر به محیط اجتماعی خو گرفته‌اند.
از این‌رو، دیگران آنها را افرادی گرم و معاشرتی می‌دانند. آنان جذب موقعیت‌های اجتماعی می‌شوند؛ مهارت‌های اجتماعی بیشتری دارند؛ و هیجانات و عواطف خود را بیشتر بیان می‌‌کنند. بر عکس افراد گروه دوم ( افراد مستقل از زمینه) نسبت به نیازهای درونی خود حساسیت بیشتری دارند. ارزش‌سازی هر کدام از جهت‌گیری‌‌های مذکور وابسته به ماهیت موقعیتی است که در آن درگیرند.
بینش اشخاص مستقل از زمینه بیش از بقیه، تحلیلی بوده و واجد ساختار است، به همین دلیل در مواجهه با موقعیت‌هایی که مستلزم تجزیه‌وتحلیل منطقی و اتکا به خود است، موفق‌ترند. اشخاص وابسته به زمینه می‌توانند از مهارت‌های اجتماعی خود استفاده کرده و مشکلات بین فردی را به روش‌های مؤثرتری حل کنند.
در عین حال این اشخاص ممکن است برای یافتن راه‌حل مشکلات زندگی خود صرفاً به دنبال راه‌حل‌های آشکاری بگردند که در محیط بلافصل ایشان موجود است ( خدایاری فرد و پرند، 1385).
یکی از سبک‌های بارزشناختی، جست‌وجوی اطلاعات توسط شخصی است که در معرض تهدید قرار گرفته است. افرادی که بیشتر به جست‌وجوی اطلاعات می‌پردازند و توجه بیشتری به اطلاعات دارند، برانگیخته‌تر و مضطرب‌تراند و تلاش می‌‌کنند اطلاعات بیشتری در زمینه ماهیت رویداد تنش‌زا کسب کنند.
در مقابل، افرادی که از کسب اطلاعات درمورد رویداد تنش‌زا اجتناب می‌کنند و توجهی به اطلاعات ندارند، سعی می‌کنند حواس خویش را از رویداد تنش‌زا منحرف کرده و آرامش خود را حفظ نمایند( موس واسکافر، 1993).
2-27-راهبرد های مقابله
اندلرو پارکر119 (1990) بر اساس پژوهشی به منظور بررسی فرایند مقابله عمومی، افراد را برحسب سه نوع اساسی سبک مقابله متمایز می‌کنند: سبک مقابله مسأله‌‌مدار120، سبک مقابله هیجان‌مدار121 و سبک مقابله اجتنابی122(کاکابرایی و همکاران، 1390)
راهبرد های مقابله‌ای مسأله‌مدار
این سبک مقابله شیوه‌هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن فرد اعمالی را که باید برای کاهش یا از بین بردن یک عامل تنیدگی‌زا انجام دهد، برنامه‌ریزی می‌کند. فرد با به کار بستن سبک مقابله مسأله‌مدار از مهارت‌های شناختی برای حل مشکل استفاده می‌کند. بر این اساس راه‌های مقابله با مشکل مستقیماً بررسی ‌می‌شوند و معمولاً با یافتن راه‌حل مناسب برای مشکل رضایت روانشناختی حاصل می‌گردد.
افرادی که از سبک مقابله مسأله‌مدار استفاده می‌کنند در واقع شرایط لازم برای مقابله فعال با موقعیت استرس‌زا در اختیار دارند. این وضعیت تمام توانایی‌های بالقوه فرد را برای مقابله مثبت و حل مسئله فرا می‌خواند و احتمال موفقیت وی را افزایش می‌دهد.
بنابراین سبک مقابله مسأله‌مدار از طریق افزایش اعتماد به نفس افراد، مهارت‌های حل مسأله آنها را بهبود بخشیده و به رضایت بیشتر منجر می‌گردد. ویژگی دیگر افرادی که از سبک مقابله مسأله‌مدار استفاده می‌کنند سطح تنش پایین است.
پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می‌شود که فرد در سایه آرامش روانی بهتر بتواند از مهارت‌های شناختی برای مقابله با مشکل استفاده کند و در نتیجه به رضایت بیشتری دست یابد ( پارلین123، 1987؛ نقل از نوری، 1383) . نمونه‌هایی از رفتارهای مسأله‌مدار عبارتند از:
-جست‌وجوی اطلاعات بیشتر درباره مسأله
– اولویت دادن به گام‌هایی برای مخاطب قرار دادن مسأله (کاکابرایی و همکاران،1390).
– تغییر ساختار مسئله از نظر شناختی
– مقابله رویارویانه 124
-جست‌وجوی حمایت اجتماعی125
راهبرد حل مسأله با برنامه126
-اقدام به عمل نمودن
– راهنمایی گرفتن
-مشورت کردن
مطالعه کردن ( نوری، 1383) .
راهبردهای مقابله‌ای هیجان ‌مدار
راهبردهای مقابله‌ای هیجان‌مدار عبارتند از تنظیم پاسخ هیجانی فرد در برابر مسأله، در صورتی که موقعیت یا رویداد، غیر قابل تغییر باشد و یا فرد چنین تصوری داشته باشد در این حالت از راهبرد هیجان‌مدار استفاده می‌نماید .
این سبک از مقابله شیوه‌هایی را توصیف می‌کند که بر اساس آن، فرد بر خود متمرکز شده و تمام تلاش او متوجه کاهش احساسات ناخوشایند خود می‌باشد. به عبارت دیگر در مقابله‌های هیجان مدار فرد کار خاصی انجام نمی‌دهد، بلکه فقط سعی می‌کند خود را آرام سازد و ناراحتی خود را کاهشی دهد. زیرا هنگامی که انسان با استرس روبه‌رو می شود، تعادل و آرامش خود را از دست می‌دهد و هنگامی که فرد آرامش و تعادل روانی نداشته باشد، نمی‌تواند به خوبی از عهده برخورد صحیح با مشکلات برآید.
این نوع مقابله به کمک فرد می‌آید تا بتواند ابتدا آرامش و تعادل روانی خود را بازیابد و سپس به مقابله‌های مسأله‌مدار بپردازد ( نوری، 1383) .
انکار و انفعال، دو ویژگی بارز افرادی است که از سبک مقابله هیجان‌مدار استفاده می‌کنند. انکار موقعیت استرس‌زا و رفتار اجتنابی و انفعال در مقابله با موقعیت استرس‌زا منجربه ناتوانی در به کارگیری توانمندی‌های بالقوه و ابتکار عمل می‌شود . ویژگی‌های انکار و انفعال و پیامدهای آن در مقابله ناکارآمد هیجانی با موقعیت استرس‌زا از طریق کاهش اعتمادبه‌نفس فرد نیز بر مشکلات و نارضایتی‌ها می‌افزاید
( پارلین،1987؛ نقل از نوری، 1383) .
از آنجا که شیوه‌های متعددی برای کاهش درماندگی وجود دارند، مقابله هیجان محور دامنه گسترده‌ای از پاسخ ‌ها را در بر می‌گیرد از جمله :
-خود آرامش بخشی (مانند تنش‌زدایی، جست‌وجوی حمایت هیجانی)
-ابزار هیجان منفی( مانند فریادزدن ، گریه کردن)
-تمرکز بر افکار منفی ( مانند نشخوارگری)
-کوشش برای گریز از موقعیت‌های تنیدگی‌زا ( مانند اجتناب، انکار، تفکرآرزومندانه) ( نعمت طاووسی، 1391)
البته ممکن است این فرض وجود داشته باشد که مقابله‌های هیجان‌مدار ناسالم هستند، چون بی فایده‌اند و کمکی به کاهش استرس نمی‌کنند. برخلاف تصور این عده، مقابله‌های هیجان مدار در بسیاری از موارد سالم و کمک ‌کننده هستند. این مقابله‌ها باعث می‌شوند تا فرد آرامش خود را بازیابد و هنگامی

پاسخی بگذارید

بستن منو