معرفی تجارتی جدید؛ از تجارت B2I چه می دانید؟

Structure of the protein molecule. Molecular model of human enzyme on a black background.

اجناس و خدمات جدید برنده ها با سرعت زیادی به سمت شخصی سازی شدن واسه هر مشتری تغییر می کنن و تجارت B2B و B2C به زودی کنار گذاشته می شن. در این مطلب از تجارت B2I که تجارتی جدیده صحبت میکنیم.

پیشرفت سریع تکنولوژی باعث شده اجناس شخصی سازی شده و تجربه مشتری به امتیازات رقابتی جدید تبدیل شده و جنبه های قدیمی کسب وکار فراموش شن.

همونجوریکه می دونین بیشتر کسب وکارها به سه دسته B2B یعنی تجارت با بقیه کسب وکارها و B2C یعنی تجارت با مشتری و C2C یعنی تجارت مستقیم مصرف کنندگان با همدیگه تقسیم بندی می شن.

اما در نظر گرفتن یه شخص فقط به عنوان یه مشتری غلطه. وقتی که صاحب کسب وکار مشتری رو فقط به چشم خریدار کالا می ببینن یعنی اهمیتی واسه شخصیت اون قائل نیس و لیست خرید اون بیشتر از هر چیز دیگری مهمه.

این موضوع در مورد تجارت B2B هم صادقه. خیلی از کسب وکارها در معاملات خود عواملی که باعث فرق آدما می شه یعنی قضاوت و اعتماد رو ندیده می گیرن. اگه همچین چیزی درست بود همه معاملات تجاری باید تنها براساس قیمت انجام می گرفت.

قیمت

یعنی فرق میان تجارت B2B و B2C دیگه مانند گذشته واسه کسب وکارها به درد بخور نیس و باید به نوع جدیدی از تجارت یعنی B2I فکر کرد. I از اول کلمه individual به معنی شخص یا فرد گرفته شده.

این روزا دلیل اصلی موفقیت و شکست کسب وکارها توانی شون در ساخت و نگهداری روابط با افراده. یه کسب وکار واسه رسیدن به موفقیت باید اعتماد مشتری رو جلب کنه یا محکوم به شکست میشه.

این واقعیت یه جور برگشت به دنیای غیر صنعتی و وقتی رو نشون میده که بیشتر اجناس براساس علاقه مندی مشتری طراحی می شد. مثلا در گذشته خیلی از مغازه های لباس فروشی خودشون تولیدکننده اجناس یعنی لباسا بودن.

خیاط با هر مشتری قرار ملاقات جداگونه داشت تا در مورد اندازه، پارچه، مدل مورد نظر و بقیه جزئیات اطلاعات به دست بیاره. اما تولید انبوه و خرده فروشی همه چیز رو تغییر داده.

شخصی سازی اجناس براساس سلیقه مشتری از بین رفت و این روزا مردم لباسایی رو خریداری می کنن که واسه خیلی از افراد قابل استفاده س.

اما کسب وکارها دوباره به سمت شخصی سازی کردن هر محصول واسه هر مشتری می رن. این یعنی باید استانداردهای اجناس و خدمات خود رو مانند خیاطا به طور پیوسته تغییر بدن.

کسب وکارها بدون از صنعتی که دارن به سمت تولید اجناس شخصی سازی شده واسه هر فرد در کمترین زمان حرکت می کنن. مثلا شرکتایی مانند آدیداس ویژگیای جدیدی رو به خرید آنلاین اضافه کردن که مشتری می تونه درخواستای خود رو عنوان کرده تا محصولی براساس سلیقه شخصی اون ساخته شه.

در تجارت B2B هم اتفاقات مشابهی اتفاق افتاده و خیلی از کسب وکارها طرح و رنگ مورد نظر خود رو به کارگاه های تولیدی سفارش میدن. یا خیلی از شرکتای بیمه کارمندان و نیروی کار کسب وکارها رو براساس نیاز منابع انسانی بیمه می کنن.

درنتیجه مشتریا از بقیه کسب وکارها هم انتظار سرویس دهی مشابه دارن. تحقیقات Salesforce روی بیشتر از ۶۷ هزار مشتری و کسب وکار نشون میده ۸۴ درصد مشتریا و ۸۳ درصد کسب وکارها بهتر می دونن به عنوان یه فرد خاص در نظر گرفته شن نه فقط یه عدد.

شرکت آمازون هم در کسب وکار آنلاین خود به سمت شخصی سازی کردن خدمات حرکت می کنه. به این صورت که با به کار گیری یادگیری ماشین اجناس موردعلاقه کاربر رو به اون نشون میده و روند خوندن نقد بقیه مشتریا رو آسون کردن می کنه.

از طرفی نتیجه تحقیقات دیگری نشون داده ۷۴ درصد مشتریا حاضر هستن بهای بیشتری پرداخت کنن تا تجربه بهتری داشته باشن. خدماتی که یه کسب وکار بعد از فروش محصول یا خدمات ارائه میده به اندازه خود محصول یا خدمات ارزش داره.

چسباندن برچسب مشتری به آدما به معنی ندیده گرفتن شخصیت اونا و اهمیت ندادن به علاقه مندی هاشون در تولید محصول و خدماته.

واسه داشتن کسب وکاری که بتونه تجربه خوبی رو واسه مشتری رقم بزنه، رهبران کسب وکار باید در چگونگی به کار گیری داده های مربوط به کاربران تجدید نظر کنن.

این یعنی باید شناخت بهتری از شخصیت افراد داشت و به لیست خرید اونا اکتفا نکرد. با این حال خیلی از شرکتا هنوزم به داده جمع آوری شده از تعامل با کاربران اهمیت نمی دن.

اگه هر بخش از کسب وکار داده های مفیدی از رابطه با کاربران داره و فقط کافیه به روشی درست از اونا استفاده کنه.

کسب وکارها بهتر می دونن واسه شناخت بیشتر مشتریا از داده های جمع آوری شده از بقیه منابع استفاده کنن و این کار اشتباهه. داده های جمع آوری شده از هر بخش کسب وکار باید به وسیله بقیه بخشا قابل مشاهده و استفاده باشه.

نگفته نمونه جمع آوری داده هم باید با روشی درست باشه و به حریم خصوصی کاربران احترام گذاشته شه.

با این حال داده به تنهایی واسه بهبود تجربه مشتری کافی نیس. هوش مصنوعی باید وجود داشته باشه که این داده ها رو تحلیل کرده و نیازای مشتری رو پیش بینی کنه.

مثلا یه خیاط مجازی باید اندازه، پارچه مورد علاقه، روش لباس پوشیدن و بقیه جزئیات همه مشتریا رو بدونه تا بتونه بهترین پیشنهاد رو به هر مشتری ارائه دهد.

یا تصور کنین شخصی به دلیل موقعیت شغلی خود به یه شهر زیاد مسافرت می کنه و هر بار در هتل برابری اقامت داره. صاحب این هتل می دونه چیجوری باید از اطلاعات جمع آوری شده هم جهت با خدمات بهتر استفاده کنه درنتیجه اتاق مسافر مورد نظر رو براساس سلیقه اون شخصی سازی می کنه.

به این صورت که عکسای خانوادگی اونو در قاب عکسای دیجیتال در اتاق میده، دما و نور اتاق رو براساس سلیقه مشتری تنظیم می کنه، غذای مورد علاقه اونو با روشی که دوست داره پخته شه در منوی غذا درج می کنه.

دیجیتال

بعد از روشن شدن تلویزیون فیلمی از هنرپیشه مورد علاقه اونو که تا حالا مشاهده نکره واسه پخش پیشنهاد میده، مدل ماشینی که می خواد بخره رو به عنوان ماشین اجاره ای معرفی می کنه و هم اینکه خوردن داروهای مسافر در زمان مشخص رو به اون یادآوری می کنه.

انجام این کارا بازاریابی نیس بلکه به کار گیری هوش مصنوعی و به کار گیری داده های جمع آوری شده از مشتریا واسه بهبود تجربه خرید و شخصی سازی خدمات اسمشه.

منبع: zoomit.ir