قانون ارتعاش باب پراکتور

قانون ارتعاش باب پراکتور

باب پراکتور در 5 ژوئیه سال 1934 میلادی یا سال 1313 شمسی در کانادا متولد شد که امروز 86 سال سن دارد. او نویسنده، مدرس، سخنران، مشاور، متخصص قانون جذب و یک کارآفرین موفق است. در مقاله ای جدا در سایت نگرش نیک می توانید زندگینامه باب پراکتور را به صورت کامل مطالعه کنید

اما در این مقاله می خواهیم در مورد قانون ارتعاش باب پراکتور صحبت کنیم و مطالب فوق العاده ای از باب پراکتور در مورد قانون ارتعاش و قانون جذب و نحوه ی درست جذب خواسته مان یاد بگیریم.

 

قبل از هر چیزی این اصل را یاد بگیرید

مردم زیادی هستند که به نقطه ای می رسند که فکر می کنند در یک موقعیت غیرممکن قرار دارند، یعنی فکر می کنند فرقی نمی کند که چکاری انجام دهند، چون در هر صورت موفقیتی صورت نمی گیرد، اما من متوجه شدم چنین چیزی وجود ندارد و موقعیت غیرممکنی وجود ندارد. فقط یک اصل وجود دارد که باید آن را یاد بگیریم:

اگر حرف های کسی را گوش کنیم که موفقیتی را کسب کرده است و
مشتاقانه دقیقاً همان کارها را انجام دهیم که آنها به ما می گویند، در این صورت موفق می شویم
.

وقتی 26 سالم بود ری استنفورد کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل را به من داد و گفت «اگر هر کاری که می گویم را انجام بدهی و این کتاب را هر روز بخوانی، به هر چیزی که می خواهی می توانی برسی.»

من آن زمان هیچوقت کاری را که دیگران به من می گفتند، انجام نمی دادم، ولی در نهایت او مرا قانع کرد که این کتاب را بخوانم.

وقتی این کتاب را شروع به خواندن کردم و به حرف های آن مرد گوش کردم، زندگی من شروع به تغییر کرد.

 

قانون ارتعاش باب پراکتور

به این تصویر نگاه کنید. هر کدام از خطوط، سطحی از ارتعاش را نشان می دهند. به این سطوح ارتعاش، فرکانس می گویند و تعداد نامحدودی فرکانس وجود دارد.

واقعیت این است که زمان و مکانی وجود ندارد، این فقط یک تصور است. ما در اینجا در حال تعامل با انرژی ها و فرکانس ها هستیم.

مثلا موبایل هر کسی فرکانس مخصوص خودش را دارد. دو نفر را در نظر بگیرید. شما می توانید تصویری از ذهن خودتان را به ذهن فرد دیگری در جای دیگری از دنیا بفرستید، دقیقاً شبیه موبایل تان که به محض اینکه عکسی را انتخاب کنید و دکمه ی ارسال را بزنید، به دست شخص مورد نظر می رسد.

خیلی از مردم هرگز این مسئله را که چطور انجام می شود، درک نمی کنند. اما به هر چیزی که فکر می کنید، انرژی هایی را از خودتان ارسال می کنید. پس افکار، انرژی هستند. امواج افکار، امواج کیهانی هستند که همواره در فضا و زمان در حال حرکت و نفوذ هستند. انرژی افکار، مهم ترین نوع انرژی هستند.

خیلی از مردم به چیزهایی که نمی خواهند فکر می کنند و زمان شان را صرف فکر کردن در مورد چیزهایی که دوست شان ندارند، می کنند و در مورد آنها صحبت می کنند و به این شکل جذب شان می کنند. آنها تمرکزشان را روی چیزی می گذارند که نمی خواهند.

 

قانون جذب و قانون ارتعاش

قانون جذب، قانون ثانویه است و نه اولیه. قانون ارتعاش، قانون اولیه است و می گوید همه چیز در حال ارتعاش است و سکونی وجود ندارد. تمام وسایل و آدم ها همه چیز در حال ارتعاش و لرزش است، همه چیز انرژی ای در حال حرکت است و با سرعت زیادی در حال ارتعاش است. شما چیزی را جذب می کنید که با آن در هماهنگی هستید. باید متوجه شویم کسی چیزهایی که در حال حاضر در زندگی مان داریم را به ما نداده است و اگر چیزی وارد زندگی مان می شود، خودمان بدستش می آوریم و اگر دوستش نداریم، می توانیم تغییرش دهیم. خیلی ساده است:

هر انرژی، انرژی شبیه خودش را جذب می کند.

هر طوری فکر کنید همان اتفاق می افتد و اصلاً هم مهم نیست آن هدف چه باشد. قوانینی وجود دارند که به کل دنیا حکومت می کنند. یکی از قوانینی که «دیل کارنگی» به ما یاد داد که یکی از بهترین هاست، این است که:

«هر ایده ای که در ذهن تان دارید، هر ایده ای، مهم نیست چه باشد، اگر روی آن تأکید کنید و دائماً به آن فکر کنید، در نهایت همان را به دست می آورید.»

داستان ایوب پیامبر را که می دانید می گوید «از چیزی که ترسیدم، سرم آمد.» اگر فکر منفی داشته باشید و نگران باشید، همان بلا سرتان می آید. انرژی همیشه در حال تغییر است و به شکلی در می آید که شما به آن فکر می کنید.

 

چطور تشخیص دهیم در چه ارتعاشی قرار داریم؟

به هر چیزی که فکر کنید، همان حس را در خودتان می سازید. احساسات، زبان ذهن ناخودآگاه ما هستند. وقتی می گویید فلان احساس را دارید، در واقع دارید از ارتعاشی که در آن قرار دارید، حرف می زنید. مثلا وقتی می گویید احساس تان بد است، یعنی در ارتعاش بدی قرار دارید، پس فکرتان را تغییر دهید. چرا؟

چون به هر چیزی که فکر کنیم، همان حس را در خودمان می سازیم.

بعد کسی را می بینید که می گوید حالش عالیست، این یعنی تصاویر خوبی در ذهنش ساخته است و به چیزهایی که دوست دارد و می خواهد، فکر می کند. حالا از شما می خواهم که این تصمیم را بگیرید که با هر چیزی که می خواهید یکی شوید.

 

حالا چطور با خواسته مان یکی شویم؟

خیلی ساده است. اول باید بدانید که دقیقا می خواهید به چه جایگاهی برسید، بعد این کارها را انجام دهید:

 طوری رفتار کنید که انگار به آن رسیده اید.

 همزمان افرادی را پیدا کنید که صاحب این جایگاه هستند و ببینید که چطور رفتار می کنند

 به آنها گوش کنید و ببینید در مورد چه چیزهایی صحبت می کنند

 ببینید چطور کار می کنند

 و بعد دقیقاً همان کارها را انجام دهید.

با اینکه به نظر خیلی کار ساده ای می باشد اما می دانید که اکثر مردم چرا به خواسته شان نمی رسند؟ چون در همان ابتدای کار گیر می کنند و واقعاً نمی دانند که چه می خواهند، نمی دانند که می خواهند به چه جایگاهی برسند.

پیشنهاد می کنیم برای درک بیشتر این موضوع حتما سمینار قانون ارتعاش باب پراکتور و سمینار پارادایم شیفت باب پراکتور را در سایت نگرش نیک ببینید، این دو سمینار می توانند زندگی شما را متحول کنند.

 

دیدگاهتان را بنویسید