تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۶

تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۶

یکى از آیاتى که دشمنان اهل بیت علیهم السلام براى اثبات کفر جناب ابوطالب علیه السلام به آن استدلال کرده‌اند، آیه شریفه ۲۶ سوره انعام است که خداوند می ‌فرماید:
وَهُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ یُهْلِکُون َ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ. الانعام/۲۶.
آنها دیگران را از آن بازمی ‏دارند و خود نیز از آن دورى می ‏کنند آنها جز خود را هلاک نمی ‏کنند، ولى نمی ‏فهمند!.
ابن اسحاق در سیره خود، طبرى و ابن أبى حاتم در تفسیرشان و… می ‌نویسند:
نا یونس عن قیس بن الربیع عن حبیب بن أبی ثابت قال حدثنی من سمع ابن عباس یقول فی قوله تعالى «وهم ینهون عنه وینأون عنه» نزلت فی أبی طالب کان ینهی عن أذى محمد وینئا عما یجیء به أن یتبعه.
حبیب بن ثابت می ‌گوید: شنیدم از کسى که از ابن عباس شنیده بود که او در باره آیه «وهم ینهون عنه…» می ‌گفت: این آیه در باره ابو طالب نازل شده است که او به مردم اجازه نمی ‌داد محمد (ص) را اذیت کنند؛ و خود نیز از پیروى کردن از او دورى می ‌کرد.[۲۶۴]
نقد و بررسی:
در جواب از استدلال به این روایت تذکر چند نکته ضرورى است:
اولاً: روایتى که ابن اسحاق و طبرى و… به آن استدلال کردند، از نظر سندى مشکل دارد؛ زیرا این روایت مرسل است «حدثنی من سمع ابن عباس؛ کسى که از ابن عباس شنیده بود، براى من نقل کرد» و مشخص نیست که این شخص چه کسى است.
ثانیا: معناى آیه این نیست که برخى از او دفاع و نیز از او دورى می ‌کردند؛ بلکه می ‌گوید: آنها مردم را از پیروى او منع می ‌کردند و خود نیز دورى می ‌نمودند؛ در حالى که حضرت ابوطالب هرگز مردم را از پیامبر دور نمی ‌کرد و از آن حضرت دفاع می ‌نمود و بین تشویق مردم از دورى با پیامبر تا دفاع از آن حضرت معنا کاملاً متفاوت می ‌باشد.
ثالثاً: دلیل دیگر در رد این تفسیر غلط این است که (ینئون) به معناى دورى است؛ در حالى که ابوطالب همواره با پیامبر و در کنار او ابود و از او دورى نمی ‌نمود.
رابعاً: طبق این روایت این آیه تنها در مورد ابوطالب است؛ با اینکه ینهون و ینئون جمع است و مفرد نسیت. اگر این آیه تنها در باره ابوطالب نازل شده بود باید به این صورت می ‌آمد:
و هو ینهی و ینأی عنه.
بنابراین این آیه در مورد کفار و مشرکینى است که هم از آن دورى می ‌نمودند و هم دیگران را از پیروى از آن حضرت بازمی ‌داشتند نه در باره ابوطالب علیه السلام.
خامساً: برخى از دانشمندان اهل سنت، تصریح کرده‌اند که این آیه در باره مشرکین مکه نازل شده است، نه شخص ابوطالب؛ چنانکه طبرى نیز این قول را همراه با ذکر مستندات نقل می ‌کند:
اختلف أهل التأویل فی تأویل قوله: « وَهُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ » فقال بعضهم: معناه: هؤلاء المشرکون المکذّبون بآیات اللّه،ینهون الناس عن اتّباع محمد (ص) والقبول منه، وینأون عنه: یتباعدون عنه.
علماى تفسیر در باره این آیه دچار اختلاف شده‌اند، برخى گفته‌اند که مراد از آن، مشرکینى است که آیات قرآن را تکذیب کردند، مردم از پیروى محمد (ص) بازمی ‌داشتند و خود نیز از او دورى می ‌کردند.[۲۶۵]
ثعلبى در تفسیر خود می ‌نویسد:
فأنزل الله تعالى «وهم ینهون عنه وینؤن عنه» أی یمنعون الناس عن أذى النبی صلى الله علیه وسلم ویناؤن عنه أی یبتعدون عما جاء له من الهدی فلا یصدقونه وهذا قول القاسم بن محمد وعطاء ابن دینار وإحدى الروایتین عن ابن عباس وعن محمد بن الحنفیه والسدی والضحاک قالوا: نزلت فی جمله کفار مکه یعنی وهم ینهون الناس عن اتباع محمد والإیمان به ویتباعدون بأنفسهم عنه.
این آیه به این معنا است که: آن‌ها مردم را از اذیت رسول خدا (ص) منع می ‌کردند و خود نیز از آن حضرت دورى می ‌کردند. یعنى از آن چه رسول خدا براى هدایت آن‌ها ‌آورده بود، دروى می ‌کردند و آن را تصدیق نمی ‌نمودند. این قول قاسم بن محمد و عطاء بن دینار و یکى از روایاتى است که از ابن عباس نقل شده است. و از محمد بن حنیفه، سدى و ضحاک نقل شده است که گفته‌اند: این آیه در باره همه کافر نازل شده است؛ یعنى آن‌ها مردم از پیروى کردن از محمد (ص) و ایمان به او منع می ‌کردند و خود نیز از آن دورى می ‌جستند.[۲۶۶]
استدلال به آیه شریفه «ما کان للنبی أن یستغفروا للمشرکین»
مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ. التوبه/ ۱۱۳.
بخارى نقل می ‌کند:
عن أَبی الْیَمَانِ، أَخْبَرَنَا شُعَیْبٌ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، قَالَ أَخْبَرَنِی سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیَّبِ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ لَمَّا حَضَرَتْ أَبَا طَالِبٍ الْوَفَاهُ جَاءَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم فَوَجَدَ عِنْدَهِ أَبَا جَهْلٍ وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ أَبِی أُمَیَّهَ بْنِ الْمُغِیرَهِ، فَقَالَ »أَىْ عَمِّ قُلْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، کَلِمَهً أُحَاجُّ لَکَ بِهَا عِنْدَ اللَّهِ « فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی أُمَیَّهَ أَتَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَلَمْ یَزَلْ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم یَعْرِضُهَا عَلَیْهِ، وَیُعِیدَانِهِ بِتِلْکَ الْمَقَالَهِ حَتَّى قَالَ أَبُو طَالِبٍ آخِرَ مَا کَلَّمَهُمْ عَلَى مِلَّهِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَأَبَى أَنْ یَقُولُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ. قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم « وَاللَّهِ لأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ مَا لَمْ أُنْهَ عَنْکَ». فَأَنْزَلَ اللَّهُ (مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ) (التوبه/ ۱۱۳).
هنگامی که ابوطالب در بستر احتضار قرار گرفت، رسول خدا (ص) نزد وى آمد و ابوجهلو عبد الله بن أبى امیه را در کنار او دید. رسول خدا فرمود: اى عمو! بگو خداى جز خداى یکتا نیست، سخنى که با آن در نزد پروردگارم به آن احتجاج خواهم کرد. ابوجهل و عبد الله بن امیه گفتند: آیا از دین عبد المطلب دست می ‌داری؟ رسول خدا نتوانست این سخن را بر زبان جارى کند و آن دو با آن سخنى که گفتند ابوطالب را از گفتن کلمه توحید دور کردند؛ تا این که ابوطالب آخرین کلمه‌اى را که آن دو گفته بودند؛ یعنى «على مله عبد المطلب» را بر زبان جارى کرد و از گفتن «لا اله الا الله» خوددارى کرد. رسول خدا فرمود: به خدا قسم براى تو از خداوند طلب بخشش خواهم کرد… سپس خداوند این آیه را نازل کرد: «براى پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که براى مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند!»[۲۶۷]
نقد و بررسی:
مدنی بودن آیه شریفه:
این آیه شریفه از آیات مدنى که در سوره برائت که آخرین سوره اى است که بر پیامبر نازل شده است قرار دارد چنانکه بخارى می ‌گوید:‌
عن الْبَرَاء رضى اللّه عنه قَالَ آخِرُ سُورَهٍ نَزَلَتْ بَرَاءَهَ. [۲۶۸]
در حالی که روایت دلالت دارد که رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم امر به گفتن کلمه توحید کردند و ابوطالب از ایمان آوردن امتناع ورزید و بعد این آیه نازل شد و وقوع این جریان قبل از هجرت به مدینه و در مکه بوده است. فاصله ده ساله بین رحلت ابوطالب و نزول آیه
اگر بپذیریم که این آیه در شأن جناب ابوطالب نازل شده است باید معتقد شویم که این آیه ده سال بعد از وقوع جریان نازل شده است؛ یعنى رسول خدا صلى الله علیه وآله ده سال براى جناب ابوطالب علیه السلام طلب استغفار می کرده است و خداوند بعد از ده سال به آن حضرت فرموده است که تو در این ده سال حق نداشتى که براى ابوطالب استغفار کنى !
مخالفت استغفار رسول الله با قرآن
نکته دیگر این که اگر ما جناب ابوطالب علیه السلام کافر و مشرک بدانیم، استغفار براى جناب ابوطالب علیه السلام، مخالف آیات قرآن بوده است و این یعنى این که رسول خدا بر خلاف دستور قرآن کریم براى جناب ابوطالب علیه السلام طلب استغفار کرده‌اند. خداوند در سوره مجادله می ‌فرماید:
لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ.[۲۶۹]
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی ‏یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.
تعدادى از علماى اهل سنت تصریح کرده‌اند که این آیه در جنگ بدر در سال دوم هجرى نازل شده است چنانکه قرطبى می ‌نویسد:
وقال ابن مسعود: نزلت فی أبی عبیده بن الجراح، قتل أباه عبد اللّه بن الجراح یوم أحد وقیل: یوم بدر.
ابن مسعود گفته: این آیه در باره أبى عبیده جراح نازل شد که پدر او در عبد الله بن الجراج در روز احد و برخى گفته‌اند که در روز بدر کشته شده است.[۲۷۰]
همچنین ابن کثیر می ‌گوید:
وقد قال سعید بن عبد العزیز وغیره أنزلت هذه الآیه (لا تجد قوما یؤمنون باللّه والیوم الآخر)، إلى آخرها فی أبی عبیده عامر بن عبد اللّه بن الجراح حین قتل أباه یوم بدر.
سعید بن عبد العزیز و دیگران نقل کرده‌اند که این آیه « لا تجد قوما…» در باره أبى عبیده عامر بن عبد الله بن جراح در زمانى که پدرش در جنگ بدر کشته شد، نازل شده است.[۲۷۱]

این مطلب را هم بخوانید :
مقاله علمی با منبع :تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۱۰

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است
تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۶

تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۶

یکى از آیاتى که دشمنان اهل بیت علیهم السلام براى اثبات کفر جناب ابوطالب علیه السلام به آن استدلال کرده‌اند، آیه شریفه ۲۶ سوره انعام است که خداوند می ‌فرماید:
وَهُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ یُهْلِکُون َ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ. الانعام/۲۶.
آنها دیگران را از آن بازمی ‏دارند و خود نیز از آن دورى می ‏کنند آنها جز خود را هلاک نمی ‏کنند، ولى نمی ‏فهمند!.
ابن اسحاق در سیره خود، طبرى و ابن أبى حاتم در تفسیرشان و… می ‌نویسند:
نا یونس عن قیس بن الربیع عن حبیب بن أبی ثابت قال حدثنی من سمع ابن عباس یقول فی قوله تعالى «وهم ینهون عنه وینأون عنه» نزلت فی أبی طالب کان ینهی عن أذى محمد وینئا عما یجیء به أن یتبعه.
حبیب بن ثابت می ‌گوید: شنیدم از کسى که از ابن عباس شنیده بود که او در باره آیه «وهم ینهون عنه…» می ‌گفت: این آیه در باره ابو طالب نازل شده است که او به مردم اجازه نمی ‌داد محمد (ص) را اذیت کنند؛ و خود نیز از پیروى کردن از او دورى می ‌کرد.[۲۶۴]
نقد و بررسی:
در جواب از استدلال به این روایت تذکر چند نکته ضرورى است:
اولاً: روایتى که ابن اسحاق و طبرى و… به آن استدلال کردند، از نظر سندى مشکل دارد؛ زیرا این روایت مرسل است «حدثنی من سمع ابن عباس؛ کسى که از ابن عباس شنیده بود، براى من نقل کرد» و مشخص نیست که این شخص چه کسى است.
ثانیا: معناى آیه این نیست که برخى از او دفاع و نیز از او دورى می ‌کردند؛ بلکه می ‌گوید: آنها مردم را از پیروى او منع می ‌کردند و خود نیز دورى می ‌نمودند؛ در حالى که حضرت ابوطالب هرگز مردم را از پیامبر دور نمی ‌کرد و از آن حضرت دفاع می ‌نمود و بین تشویق مردم از دورى با پیامبر تا دفاع از آن حضرت معنا کاملاً متفاوت می ‌باشد.
ثالثاً: دلیل دیگر در رد این تفسیر غلط این است که (ینئون) به معناى دورى است؛ در حالى که ابوطالب همواره با پیامبر و در کنار او ابود و از او دورى نمی ‌نمود.
رابعاً: طبق این روایت این آیه تنها در مورد ابوطالب است؛ با اینکه ینهون و ینئون جمع است و مفرد نسیت. اگر این آیه تنها در باره ابوطالب نازل شده بود باید به این صورت می ‌آمد:
و هو ینهی و ینأی عنه.
بنابراین این آیه در مورد کفار و مشرکینى است که هم از آن دورى می ‌نمودند و هم دیگران را از پیروى از آن حضرت بازمی ‌داشتند نه در باره ابوطالب علیه السلام.
خامساً: برخى از دانشمندان اهل سنت، تصریح کرده‌اند که این آیه در باره مشرکین مکه نازل شده است، نه شخص ابوطالب؛ چنانکه طبرى نیز این قول را همراه با ذکر مستندات نقل می ‌کند:
اختلف أهل التأویل فی تأویل قوله: « وَهُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ » فقال بعضهم: معناه: هؤلاء المشرکون المکذّبون بآیات اللّه،ینهون الناس عن اتّباع محمد (ص) والقبول منه، وینأون عنه: یتباعدون عنه.
علماى تفسیر در باره این آیه دچار اختلاف شده‌اند، برخى گفته‌اند که مراد از آن، مشرکینى است که آیات قرآن را تکذیب کردند، مردم از پیروى محمد (ص) بازمی ‌داشتند و خود نیز از او دورى می ‌کردند.[۲۶۵]
ثعلبى در تفسیر خود می ‌نویسد:
فأنزل الله تعالى «وهم ینهون عنه وینؤن عنه» أی یمنعون الناس عن أذى النبی صلى الله علیه وسلم ویناؤن عنه أی یبتعدون عما جاء له من الهدی فلا یصدقونه وهذا قول القاسم بن محمد وعطاء ابن دینار وإحدى الروایتین عن ابن عباس وعن محمد بن الحنفیه والسدی والضحاک قالوا: نزلت فی جمله کفار مکه یعنی وهم ینهون الناس عن اتباع محمد والإیمان به ویتباعدون بأنفسهم عنه.
این آیه به این معنا است که: آن‌ها مردم را از اذیت رسول خدا (ص) منع می ‌کردند و خود نیز از آن حضرت دورى می ‌کردند. یعنى از آن چه رسول خدا براى هدایت آن‌ها ‌آورده بود، دروى می ‌کردند و آن را تصدیق نمی ‌نمودند. این قول قاسم بن محمد و عطاء بن دینار و یکى از روایاتى است که از ابن عباس نقل شده است. و از محمد بن حنیفه، سدى و ضحاک نقل شده است که گفته‌اند: این آیه در باره همه کافر نازل شده است؛ یعنى آن‌ها مردم از پیروى کردن از محمد (ص) و ایمان به او منع می ‌کردند و خود نیز از آن دورى می ‌جستند.[۲۶۶]
استدلال به آیه شریفه «ما کان للنبی أن یستغفروا للمشرکین»
مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ. التوبه/ ۱۱۳.
بخارى نقل می ‌کند:
عن أَبی الْیَمَانِ، أَخْبَرَنَا شُعَیْبٌ، عَنِ الزُّهْرِیِّ، قَالَ أَخْبَرَنِی سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیَّبِ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ لَمَّا حَضَرَتْ أَبَا طَالِبٍ الْوَفَاهُ جَاءَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم فَوَجَدَ عِنْدَهِ أَبَا جَهْلٍ وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ أَبِی أُمَیَّهَ بْنِ الْمُغِیرَهِ، فَقَالَ »أَىْ عَمِّ قُلْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، کَلِمَهً أُحَاجُّ لَکَ بِهَا عِنْدَ اللَّهِ « فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی أُمَیَّهَ أَتَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَلَمْ یَزَلْ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم یَعْرِضُهَا عَلَیْهِ، وَیُعِیدَانِهِ بِتِلْکَ الْمَقَالَهِ حَتَّى قَالَ أَبُو طَالِبٍ آخِرَ مَا کَلَّمَهُمْ عَلَى مِلَّهِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَأَبَى أَنْ یَقُولُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ. قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه علیه وسلم « وَاللَّهِ لأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ مَا لَمْ أُنْهَ عَنْکَ». فَأَنْزَلَ اللَّهُ (مَا کَانَ لِلنَّبِیِّ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکِینَ) (التوبه/ ۱۱۳).
هنگامی که ابوطالب در بستر احتضار قرار گرفت، رسول خدا (ص) نزد وى آمد و ابوجهلو عبد الله بن أبى امیه را در کنار او دید. رسول خدا فرمود: اى عمو! بگو خداى جز خداى یکتا نیست، سخنى که با آن در نزد پروردگارم به آن احتجاج خواهم کرد. ابوجهل و عبد الله بن امیه گفتند: آیا از دین عبد المطلب دست می ‌داری؟ رسول خدا نتوانست این سخن را بر زبان جارى کند و آن دو با آن سخنى که گفتند ابوطالب را از گفتن کلمه توحید دور کردند؛ تا این که ابوطالب آخرین کلمه‌اى را که آن دو گفته بودند؛ یعنى «على مله عبد المطلب» را بر زبان جارى کرد و از گفتن «لا اله الا الله» خوددارى کرد. رسول خدا فرمود: به خدا قسم براى تو از خداوند طلب بخشش خواهم کرد… سپس خداوند این آیه را نازل کرد: «براى پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که براى مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند (آن هم) پس از آنکه بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند!»[۲۶۷]
نقد و بررسی:
مدنی بودن آیه شریفه:
این آیه شریفه از آیات مدنى که در سوره برائت که آخرین سوره اى است که بر پیامبر نازل شده است قرار دارد چنانکه بخارى می ‌گوید:‌
عن الْبَرَاء رضى اللّه عنه قَالَ آخِرُ سُورَهٍ نَزَلَتْ بَرَاءَهَ. [۲۶۸]
در حالی که روایت دلالت دارد که رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم امر به گفتن کلمه توحید کردند و ابوطالب از ایمان آوردن امتناع ورزید و بعد این آیه نازل شد و وقوع این جریان قبل از هجرت به مدینه و در مکه بوده است. فاصله ده ساله بین رحلت ابوطالب و نزول آیه
اگر بپذیریم که این آیه در شأن جناب ابوطالب نازل شده است باید معتقد شویم که این آیه ده سال بعد از وقوع جریان نازل شده است؛ یعنى رسول خدا صلى الله علیه وآله ده سال براى جناب ابوطالب علیه السلام طلب استغفار می کرده است و خداوند بعد از ده سال به آن حضرت فرموده است که تو در این ده سال حق نداشتى که براى ابوطالب استغفار کنى !
مخالفت استغفار رسول الله با قرآن
نکته دیگر این که اگر ما جناب ابوطالب علیه السلام کافر و مشرک بدانیم، استغفار براى جناب ابوطالب علیه السلام، مخالف آیات قرآن بوده است و این یعنى این که رسول خدا بر خلاف دستور قرآن کریم براى جناب ابوطالب علیه السلام طلب استغفار کرده‌اند. خداوند در سوره مجادله می ‌فرماید:
لَا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ.[۲۶۹]
هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی ‏یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند.
تعدادى از علماى اهل سنت تصریح کرده‌اند که این آیه در جنگ بدر در سال دوم هجرى نازل شده است چنانکه قرطبى می ‌نویسد:
وقال ابن مسعود: نزلت فی أبی عبیده بن الجراح، قتل أباه عبد اللّه بن الجراح یوم أحد وقیل: یوم بدر.
ابن مسعود گفته: این آیه در باره أبى عبیده جراح نازل شد که پدر او در عبد الله بن الجراج در روز احد و برخى گفته‌اند که در روز بدر کشته شده است.[۲۷۰]
همچنین ابن کثیر می ‌گوید:
وقد قال سعید بن عبد العزیز وغیره أنزلت هذه الآیه (لا تجد قوما یؤمنون باللّه والیوم الآخر)، إلى آخرها فی أبی عبیده عامر بن عبد اللّه بن الجراح حین قتل أباه یوم بدر.
سعید بن عبد العزیز و دیگران نقل کرده‌اند که این آیه « لا تجد قوما…» در باره أبى عبیده عامر بن عبد الله بن جراح در زمانى که پدرش در جنگ بدر کشته شد، نازل شده است.[۲۷۱]

این مطلب را هم بخوانید :
مقاله علمی با منبع :تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۱۰

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است