تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۴

تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۴

حتى طبق اصول مالک بن أنس روایت مدلس مطلقاً حجت نیست.
سخاوى در فتح المغیث می ‌نویسد:
وممن حکى هذا القول القاضی عبد الوهاب فی الملخص فقال التدلیس جرح فمن ثبت تدلیسه لا یقبل حدیثه مطلقا قال وهو الظاهر على أصول مالک.
تدلیس، اگر ثابت شود که کسى آن را انجام داده است، عیب است و هیچ‌ وجه روایت وى پذیرفته نمی ‌شود. قاضى عبد الوهاب گفته است: این مطلب با مبناى مالک بن أنس موافق است.[۲۵۰]
خطیب بغدادی، از علماى مشهور اهل سنت در باره حکم تدلیس آورده است:
سمعت الشافعی، یقول: قال شعبه بن الحجاج: « التدلیس أخو الکذب »
از شافعی شنیدم که می گفت: شعبه بن حجاج می گوید: تدلیس، برادر دروغ است.
سمعت شعبه، یقول: «التدلیس فی الحدیث أشد من الزنا ولأن أسقط من السماء أحب إلی من أن أدلس».
از شعبه شنیدم که می ‌گوید: تدلیس در حدیث بدتر از زنا است، اگر من از آسمان سقوط کنم، برایم بهتر است از این که تدلیس کنم.
سمعت المعافى، یقول: سمعت شعبه، یقول: « لأن أزنی أحب إلی من أن أدلس.
از شعبه شنیدم که می ‌گفت: اگر من زنا کنم، برایم بهتر از این است که تدلیس کنم.
سمعت أبا أسامه یقول: « خرب الله بیوت المدلسین ما هم عندی إلا کذابون »
از أبا اسامه شنیدم که می ‌گفت: خدا خانه مدلیسن را خراب کند، آن‌ها در نزد من دروغگو یانى نیستند.[۲۵۱]
با این حال، چگونه می ‌توان به روایت‌هاى سفیان ثورى اعتماد کرد؟
سفیان از دشمنان رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت نقل می کند:
سفیان ثورى از کسانى همچون خالد بن سلمه بن العاص، روایت نقل کرده است که به نقل ابن عائشه، این شخص شعرهایى از بنى مروان را که در هجو رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) بود می ‌خوانده است.[۲۵۲]
ابن حجر عسقلانى در باره خالد بن سلمه می ‌گوید:
وذکر ابن عائشه انه کان ینشد بنی مروان الاشعار التى هجى بها المصطفى صلى الله علیه وسلم.[۲۵۳]
از کجا معلوم که شخص حذف شده در روایات سفیان ثوری، چنین افرادى نباشد و ایشان به خاطر صحیح جلوه دادن روایت، نام وى را حذف کرده باشد؟!
۲ ـ عبد الملک بن عمیر:
ذهبى درباره او می ‌گوید:
طال عمره وساء حفظه قال أبو حاتم لیس بحافظ تغیر حفظه وقال أحمد ضعیف یغلط وقال ابن معین مخلط وقال ابن خراش کان شعبه لا یرضاه وذکر الکوسج عن أحمد أنه ضعفه جدا
عمر او طولانى شد و حافظه او ضعیف شد ابو حاتم می ‌گوید: او حافظ نیست،‌ حافظه او تغییر کرد و احمد می ‌گوید: ضعیف است و اشتباه می ‌کند و ابن معین می ‌گوید: اشتباه می ‌کند و ابن خراش می ‌گوید: شعبه او را قبول نداشت،‌ کوسج از احمد بن حنبل نقل کرده است: او جدا ضعیف است.[۲۵۴]
البته روایات دیگر نیز از نظر سندى مشکلاتى دارند که ما به جهت اختصار از بررسى آن‌ها خوددارى می ‌کنم، دوستانى که طالب مطالب بیشتر هستند به کتاب علامه امینى رضوان الله تعالى علیه مراجعه فرمایند. ایشان تقریبا تمام روایات را بررسى سندى کرده‌اند.
۳ – مخالفت حدیث ضحضاح با قرآن:
در این روایت به پیامبر نسبت داده شده است که پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم ابوطالب را از سخت‌ترین جاى جهنم خارج می ‌کند و او را به ضحضاح می ‌برد و در عذاب او تخفیف قائل می‏‌شود؛ در حالى که قرآن و سنت نبوى تخفیف عذاب بر کفار را رد می ‌کند.
وَجَدْتُهُ فی غَمَرَاتٍ من النَّارِ فَأَخْرَجْتُهُ إلى ضَحْضَاحٍ.
۴ – نفی تخفیف عذاب بر کفار:
قرآن کریم با صراحت می ‌گوید کفارى که داخل جهنم می ‌شوند، در عذاب آنها تخفیفى داده نخواهد شد و این آیه قرآن جاى هر شک و اما اگر را می ‌بندد:
وَالَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لاَ یُقْضَى عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَلاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا کَذَلِکَ نَجْزِی کُلَّ کَفُور. فاطر/ ۳۶.
و کسانى که کافر شدند، آتش دوزخ براى آنهاست هرگز فرمان مرگشان صادر نمی ‏شود تا بمیرند، و نه چیزى از عذابش از آنان تخفیف داده می ‏شود این گونه هر کفران‏کننده‏اى را کیفر می ‏دهیم!
همچنین خداى عزوجل می ‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ کُفَّارٌ أُوْلَئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَهُ اللهِ وَالْمَلاَئِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ * خَالِدِینَ فِیهَا لاَ یُخَفَّفُ عَنْهُمْ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ یُنظَرُونَ. البقره/۱۶۱ و ۱۶۲.
کسانى که کافر شدند، و در حالِ کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! همیشه در آن (لعن و دورى از رحمت پروردگار) باقى می ‏مانند نه در عذاب آنان تخفیف داده می ‏شود، و نه مهلتى خواهند داشت!
بنابراین، روایاتى که در بخارى و مسلم براى اثبات کفر جناب ابوطالب نقل شده با آیات قرآن کریم در تضاد است و هرگز نمی ‌توان مفاد آن‌ها را پذیرفت.
۵ – نفی شفاعت از کفار و مجرمین:
در روایت بخارى آمده بود که: «لَعَلَّهُ تَنْفَعُهُ شَفَاعَتِی یوم الْقِیَامَهِ فَیُجْعَلُ فی ضَحْضَاحٍ»؛ در حالى که قرآن کریم هر نوع شفاعت را نسبت به کفارى که داخل در جهنم شده اند را رد می ‌کند:
فی‏ جَنَّاتٍ یَتَساءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمین‏ ما سَلَکَکُمْ فی‏ سَقَر…
فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَهُ الشَّافِعِینَ. المدثر/۴۵ ـ ۴۸.
آنها در باغهاى بهشتند، و سؤال می ‏کنند از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!»…. تا جایى که خداى متعال می ‌فرماید: از این رو شفاعت شفاعت‏کنندگان به حال آنها سودى نمی ‏بخشد.
و در آیه دیگر می فرماید:

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir