تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۲

تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۲۲

شما را به خدا چنین وصیتنامه‏اى را جز از مؤمن به رسول خدا صلى الله علیه و آله می ‏توان انتظار داشت؟.
بى جهت نیست که امام باقر علیه السلام فرمود: ایمان ابوطالب علیه السلام بر ایمان بسیارى از مردم ترجیح دارد و امیرالمؤمنین علیه السلام دستور می ‏داد از طرف وى به نیابت از ابوطالب- حج به جا آوردند. [۲۲۹]
چگونه می ‏توان ابوطالب علیه السلام را مؤمن ندانست در حالى که بیش از سه هزار شعر از او به جاى مانده که همه‏ى آنها بر ایمان او دلالت دارد؟ [۲۳۰]
چگونه می ‏توان در ایمان ابوطالب علیه السلام شک کرد در حالى که نوزده‏ شعر جالب براى نجاشى پادشاه حبشه فرستاد که با مسلمانان مهاجر به آن دیار خوشرفتارى نماید؟ [۲۳۱]
چگونه می ‏توان در ایمان کسى شک کرد که پیامبر صلى الله علیه و آله را از کودکى آبرومند درگاه خدا می ‏دانست؟ چنانکه در تاریخ می ‏خوانیم: دو سال در مکه باران نیامد، ابوطالب علیه السلام حضرت محمد صلى الله علیه و آله را که کودکى شیر خواره و در قنداق بود روى دست گرفت و به سوى کعبه توجه نمود، کمی او را به آسمان پرتاب کرد و گفت:
«یا رب! بحق هذا الغلام اسقنا»؛
پروردگارا! ترا بحق این کودک ما را سیراب نما.
ساعتى بیش نگذشت که ابر سراسر آسمان را گرفت و باران شروع به باریدن نمود و بقدرى بارید که مردم از خراب شدن مسجد ترسیدند.
ابوطالب علیه السلام که دعا و توسل به آبروى این نوزاد را این چنین مؤثر دید اشعارى در عظمت و مقام این کودک سرود. »………………………………………….. ……………………
۸ – ایمان ابوطالب از نظر علماء اهل تسنن
بسیار از علماى بزرگ اهل سنت نیز اعتراف به ایمان ابوطالب کردند چنانکه زینى دحلان مفتى مکه و از علماى بزرگ اهل سنت به نقل از ابن التین می ‌نویسد:
قال الإمام عبد الواحد السفاسقی (ابن التین) فی شرح البخاری: إنّ فی شعر أبی طالب هذا دلیلا على أنه کان یعرف نبوه النبی صلى اللّه علیه وآله وسلم قبل أن یبعث، لما أخبره به بحیرا الراهب وغیره من شأنه، مع ما شاهده من أحواله، ومنها الاستسقاء به فی صغره ومعرفه أبی طالب بنبوته صلى اللّه علیه وآله وسلم، جاءت فی کثیر من الأخبار زیاده على أخذها من شعره.
امام عبد الواحد سفاسقى در شرح بخارى نوشته است: اشعار ابوطالب دلالت دارد که او قبل از بعثت از نبوت پیامبر به وسیله اخبارى که بحیراء راهب و دیگران داده بودند، با خبر بوده است. عملکرد‌هاى ابوطالب نیز بر این مطلب شهادت می ‌دهد که از جمله آن‌ها وسیله قرار دادن پیامبر (ص) براى طلب باران و خبر داشتن از نبوت او بوده است. این مطلب در روایات بسیار؛ علاوه بر اشعارى که از او نقل شده آمده است.[۲۳۲]
همین مطلب را ابن حجر عسقلانى و بدر الدین عینى به صورت مختصر نقل کرده‌اند که پیش از این گذشت.
هرکس ابوطالب را دشمن بدارد، کافر است
ابوالقاسم راغب اصفهانى[۲۳۳] در محاضرات الأدباء می‌نویسد:
وقال سفیان بن عیینه من أبغض أبا طالب فهو کافر فقیل لمه قال لأن النبی کان یحبه ولذلک قال الله تعالى «إنک لا تهدی من أحببت» ومن أبغض من یحبه رسول الله فهو کافر .
سفیان بن عیینه گفت: هرکس ابوطالب را دشمن بدارد، کافر است. از او سؤال کردند دلیل این مطلب چیست؟ در جواب گفت: زیرا رسول خدا او را دوست دارد و به همین خاطر خداوند فرموده است: « تو نمی ‏توانى کسى را که دوست دارى هدایت کنى‏» و کسى که دشمن بدارد فردى را که رسول خدا او را دوست دارد، کافر است.[۲۳۴]
البته ممکن است کسى از آیه مطرح شده این مطلب را استفاده کند که رسول خدا صلى الله علیه وآله دوست داشت که ابوطالب را هدایت کند؛ اما نتوانست .
در پاسخ این عده می‌گوییم: از این آیه هرگز چنین مطلبى استفاده نمی‌شود و این آیه دقیقا شبیه این آیه است که خداوند می‌فرماید:
وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی ‏.
و چون تیر افکندى تو نیفکندى بلکه خداوند افکند.
در این آیه نیز خداوند می‌فرماید:
إِنَّکَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ. القصص/۵۶.
تو نمی ‏توانى کسى را که دوست دارى هدایت کنى ولى خداوند هر کس را بخواهد هدایت می ‏کند و او به هدایت یافتگان آگاهتر است!
همچنین دوستى رسول خدا صلى الله علیه وآله بهترین دلیل بر ایمان ابوطالب علیه السلام است؛ چرا که به نص صریح قرآن کریم دوست داشتن کافر حرام است:
لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ. آل عمران/۲۸.
افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‏اى با خدا ندارد .
و نیز می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم. الممتحنه/ ۱۳ .
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نکنید
طبیعى است که مشرک مورد غضب خداوند است . آیا رسول خدا صلى الله علیه وآله می‌تواند کسى را که خداوند بر او غضب کرده است، دوست داشته باشد؟
همچنین بسیارى از صحابه اقرار به ایمان ابوطالب و گفتن لااله الا الله قبل از وفات کرده‌اند که در کتب اهل سنت نیز نقل شده است.
ابوبکر و عباس بن عبدالمطلب معترف به ایمان ابوطالب
ابن ابى الحدید می ‌گوید:
روی بأسانید کثیره، بعضها عن العباس بن عبد المطلب، وبعضها عن أبی بکر بن أبی قحافه: أن أبا طالب ما مات حتى قال: لا إله إلا الله، محمد رسول الله.
روایاتى با سندهاى بسیار که بعضى از آنها از عباس بن عبدالمطلب است و بعضى از آنها از ابوبکر بن ابى قحافه نقل شده است که: ابوطالب از دنیا نرفت مگر اینکه گفت: لااله الا الله محمد رسول الله.[۲۳۵]
طبرانى در معجم کبیر خود می ‌نویسد:
عَنِ بن عُمَرَ قال جاء أبو بَکْرٍ رضی اللَّهُ عنه بِأَبِیهِ أبی قُحَافَهَ إلى رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم یَقُودُهُ شَیْخٌ أَعْمی یوم فَتْحِ مَکَّهَ فقال له رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم أَلا تَرَکْتَ الشَّیْخَ حتى نَأْتِیَهُ قال أَرَدْتُ أَنْ یُؤْجَرَ وَاللَّهِ لأَنَا کنت بِإِسْلامِ أبی طَالِبٍ أَشَدُّ فَرَحًا مِنِّی بِإِسْلامِ أبی أَلْتَمِسُ بِذَلِکَ قُرَّهَ عَیْنِکَ فقال رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ علیه وسلم صَدَقْتَ.
و روایت شده است که ابوبکر و پدرش ابوقحافه در روز فتح مکه خدمت پیامبر رسیدند در حالیکه او پیرمردى کور بود پس رسول خدا فرمود آیا این پیرمرد را رها نمی کنى که ما نزد او بیاییم پس ابوبکر گفت: می ‌خواستم خدا او را اجر دهد،‌ قسم به خدایى که تو را به حق مبعوث کرده است خوشحالى من از اسلام ابوطالب بیشتر از خوشحالى من از اسلام پدرم است از آن چشم روشنى شما را انتظار داریم پس حضرت فرمودند:‌ راست می ‌گویی.[۲۳۶]
گروهى ظالمانه وى را تکفیر کرده‌ اند. حتّى بعضى گفته‌ اند: برخى از آیاتى که دلالت بر عذاب دارد در حق او نازل شده است. گروهى هم در این باره توقف نموده‌ اند. عده انگشت‌ شمارى از دانشمندان سنى نیز حکم به اسلام و ایمان او کرده‌اند؛ از جمله زینى دحلان، مفتى مکه (متوفاى سال ۱۳۰۴ه‍ ( او می‌ گوید: «باید انصاف داد که هدف از طرح این مسئله جز طعن در فرزندان ابوطالب و بالاخص امیرالمؤمنین چیز دیگرى نیست.»