دسترسی به منابع مقالات :
تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۱۱

دسترسی به منابع مقالات : تحلیلی پیرامون ایمان ابوطالب از نگاه فریقین- قسمت ۱۱

هر کسی از سیرهنویسان که به شرح حال فاطمه بنت اسد، پرداخته است، او را از نخستین زنان مسلمان برشمرده است.
“ابنجوزی” آورده است که او نخستین زنی بود که با پیامبر(ص) بعد از خدیجه(س) در مکه بیعت کرد.[۱۰۹]
“ابن ابیالحدید” روایت کرده است که فاطمه بعد از ده تن اسلام آورد و او نفر یازدهم و از نخستین مسمانان است.[۱۱۰]
 ۸ – فاطمه بنت اسد در قرآن
در مقاتل الطالبیین از امام صادق(ع) نقل شده است که وقتی آیه مبارکه
«یا أیها النبی إذا جاءک المؤمنات یبایعنک…»[۱۱۱]
«ای پیامبر(ص) چون زنان مؤمن به سوی تو آیند که با تو بر ایمان بیعت کنند که دیگر به خدا شرک نورزند و دزدی نکنند، با این شرایط با آنان از خداوند آمرزش بخواه؛ زیرا که بخشنده و مهربان است.»
نازل شد فاطمه بنت اسد، نخستین زنی بود که با پیامبر(ص) بیعت کرد[۱۱۲] “ابن عباس” میگوید این آیه درباره فاطمه بنت اسد نازل شد.[۱۱۳]
از امام صادق(ع) نقل شد که فاطمه بنت اسد نخستین زنی بود که با پای پیاده به سوی مدینه هجرت کردند. [۱۱۴]
۹ – هجرت به مدینه
وقتی فرمان هجرت مسلمانان از مکه به سوی مدینه از طرف خدا بر پیامبر(ص) ابلاغ شد، مسلمانان گروه گروه به مدینه مهاجرت کردند، از جمله آنان حضرت علی(ع) به همراه فواطم(فاطمه زهرا(س)، فاطمه بنت اسد فاطمه بنت زبیر) به همراه پسر امایمن بودند که از مکه به سوی مدینه هجرت کردند.
“ابو واقد” فرمانبر پیامبر(ص)، شتران آنها را میراند. علی(ع) فرمود: «ابو واقد با زنان مدارا کن، چه آنان توان مشقت و سختی راه را ندارند.» ابو واقد عرض کرد: «میترسم ما را تعقیب کنند»، حضرت فرمود: «بایست؛ زیرا  رسولخدا به من فرمود: ای علی آنها اکنون نمیتوانند، صدمهای بر تو وارد آورند»، پس آن حضرت خود هدایت آن گروه را بر عهده گرفت و آرام و ملایم میراند. در همین هنگام گروهی از مشرکین مکه که در تعقیب آنها بودند، سد راه آنان شدند و قصد برگرداندن آنها را داشتند. در این هنگام حضرت(ع) با گروه مشرکان درگیر شدند و بعضی از آنها را کشتند و بقیه فرار کردند. سپس حضرت و همراهان در محله‌ای به نام «ضجنان»(کوهی نزدیکی مکه)، فرود آمدند. در طول شبانه روزی که در آنجا توقف کرده بودند، چند تن از مستضعفین مؤمن که “امایمن”(دایه حضرت رسول) در میان آنها بود، به آنان پیوستند.
حضرت علی(ع) آن شب با فواطم یا به نماز و یا به ذکر خدا در حال ایستاده و نشسته سر آوردند و تا سپیده دم چنین کردند، سپیده دم نماز صبح را حضرت با ایشان به جای آورد و منزل به منزل را با یاد خدا طی کردند تا به مدینه رسیدند. در این شرایط فرشته وحی قبل از ورود ایشان به مدینه بر قلب پیامبر(ص) نازل شد و این آیه را در شأن آنان آورد.
«الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض».[۱۱۵]
«آنهایی که در حال ایستاده و نشسته و خفتن خدا را یاد میکنند و پیوسته در خلقت آسمان‌ها و زمین میاندیشند… پس خداوند دعایشان را مستجاب گردانید؛ زیرا من که پروردگارم عمل هیچ کس از زن و مرد را بیمزد نگذارم.»
که منظور از «مرد» حضرت علی(ع) و از «زن» فواطم میباشند که فاطمه بنت اسد یکی از افراد مورد اشاره آیه است.[۱۱۶]
۱۰ – وفات
آری، این بانوی با فضیلت پس از سال‌ها مبارزه و حمایت از دین خدا و رسول او و پرورش ولی او سرانجام در سال چهارم هجری دیده از جهان فرو بست.[۱۱۷]
امام صادق(ع) فرمودند: «بیگمان فاطمه بنت اسد مهربان‌ترین مردم به پیامبر(ص) بود و از پیامبر خدا شنید که میفرمود: بیگمان مردم در روز قیامت لُخت مادر زاد محشور میشوند، پس فاطمه بنت اسد گفت وای از رسوایی!»
سپس پیامبرخدا به او گفت: «من از خدا میخواهم که تو را پوشیده برانگیزد.» و نیز شنید که پیامبر(ص) از فشار قبر یاد میکند، پس گفت وای از ناتوانی، پیامبر(ص) خدا به او فرمود: «من از خدا میخواهم که از این(فشار قبر )کفایتت کند.[۱۱۸]
فاطمه بنت اسد وقتی بیمار شد، پیامبر(ص) را وصی خود قرار داد و وصیتش را به پیامبر(ص) نمود و پیامبر(ص) قبول کردند.
روزی پیامبر(ص) نشسته بود که امیرالمؤمنین گریان نزدش آمد، پیامبر(ص) فرمود، چه چیزی گریانت کرده است. عرض کرد: مادرم فاطمه درگذشت؛ پیامبر(ص) فرمودند: «و نیز مادر من به خدا سوگند!» و شتابان برخاست و به درون خانه آمد، سپس به او نگریست و گریست.[[۱۱۹]
امام علی(ع) فرمودند: «چون مادر ما فاطمه بنت اسد درگذشت. پیامبر خدا او را در پیراهن خود کفن کرد و بر او نماز گزارد و بر او هفتاد تکبیر گفت و در قبرش فرود آمد و به اطراف قبرش اشاره مینمود، گویی که آن را فراخ و بر او هموار میکرد و از قبرش بیرون آمد، در حالی که اشک از چشمانش روان بود و بر قبر او خاک میریخت، پس چون از قبرستان بیرون رفت، “عمر بن خطاب” به ایشان عرض کرد: ای رسولخدا دیدم کاری برای این زن کردی که برای هیچ کس نکردی حضرت فرمودند: ای عمر این زن مادر من بود، پس از مادرم که مرا بزاد، ابوطالب احسان میکرد و صاحب سفره بود و ما را خوراک و طعام میداد، پس این زن همه سهمش را به من میداد و جبرئیل از سوی پروردگارم به من خبر داد که او اهل بهشت است و جبرئیل به من خبر داد که خدای عزوجل به هفتاد هزار فرشته فرمان داد تا بر او نماز بگذارند.[۱۲۰]
۱۱ – فرزندان ابوطالب
امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که مادر امیرالمؤمنین، على (ع)، تولد رسول خدا را به همسرش ابوطالب مژده داد، او نیز متقابلا فرمود: من هم به تو مژده می ‏دهم که بعد از سى سال دیگر توهمانند او را که فقط پیامبر نخواهد بود، به دنیا می ‏آورى.
در حدیث دیگرى آمده: «تتعجبین من هذا انک تحبلین و تلدین بوصیّه و وزیره»؛ یعنى تو نیز «وصى» و «وزیر» او را به دنیا می ‏آوری[۱۲۱].
از این روایات استفاده می ‏شود که حضرت ابوطالب پیش از تولد رسول خدا به رسالت وى ایمان داشته است و از فاصله زمانى او با وصیش باخبر بوده، و بدین‏گونه امامت فرزندش را نیز تأیید نموده است.

  1. طالب‎بن‎ابی طالب: بزرگترین فرزند ابوطالب که از زندگی وی آگهی دقیقی در دست نیست. تنها

خبری که از او در تاریخ و رجال و انساب آمده، شرکت وی در جنگ بدر است که مشرکان او را به اکراه به این جنگ بردند و او پس از شکست خوردن قریش ناپدید شد، زیرا در میان کشته شدگان و اسیران نبود و به مکه نیز بازنگشت (ابن‎سعد، ۱/۱۲۱). برخی گفته‎اند که از جنگ منصرف شد و با همراهان خود به مکه بازگشت و اندکی پس از آن درگذت (ابن‎هشام، ۲/۲۷۱؛ بلاذری، ۲/۴۲). و بعضی نقل کرده‎اند که به یمن یا به شام رفت و در میان راه درگذشت (همانجا). و نیز گفته‎اند که در دریا غرق شد (ابن‎عنبه، ۳۰). وی را فرزندی نبود و از او نسلی نماند (ابن‎کلبی، ۱/۱۲۸؛ ابن‎قتیبه، ۱۲۰)
فاطمه بنت اسد نخستین زن از زنان بنى هاشم بود که با یک مرد هاشمی از همان تیره ازدواج کرد و از وى فرزند آورد و از این رو فرزندان آنها از دو سو نسبشان به هاشم بن عبد مناف می ‏رسد و هاشمی هستند.
بر طبق آنچه اهل تاریخ نقل کرده‏اند خداى تعالى از این بانوى فرخنده شش فرزند یعنى چهار پسر و دو دختر به ابو طالب عنایت فرمود.
پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنی داشتند. طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلی باقی نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به جعفر طیار و چهارمین و آخرین فرزند پسری وی حضرت علی(ع) است. دو دخترش یکی فاخته نام داشت که او را «ام هانی » می خواندند و دختر دیگرش «ریطه » یا «اسماء» است. فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسداند[۱۲۲]که در ذیل توضیحات بیشتر ارائه می شود .
پسران عبارت بودند از طالب،عقیل،جعفر و على (ع) که هر کدام به ترتیب ده سال از دیگرى کوچکتر بود.و روى این حساب هنگامی که على (ع) به دنیا آمد،جعفر ده سال و عقیل بیست سال و طالب سى سال از عمرشان گذشته بود.
و دختران ابو طالب از فاطمه بنت اسد یکى فاخته بود که کنیه‏اش«ام هانى»است و دیگرى جمانه .شرح حال هر یک از آنها در کتب تاریخ و رجال مذکور است[۱۲۳].
فرزندان ابوطالب، در لحظات خونرنگ عاشورا، حماسه آفرینان نستوهند.
اولاد عقیل، اولاد جعفر، فرزندان على (علیه السّلام)
غیر از مسلم بن عقیل که به نمایندگى از امام حسین (علیه السّلام) به کوفه می رود و در نهضت کوفه به شهادت می رسد، «عبدالرحمن» و «جعفر» دو پسر دیگر عقیل نیز، در کربلایند.
هر کدام، گام استوار خویش را به میدان جهاد می گذارند، رَجَز می خوانند و با دشمن درمی آویزند.
هریک، در نبرد، بیش از ده نفر را به هلاکت می رسانند. و آنگاه مظلومانه به شهادت می رسند .

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است