بررسی محتوایی و بلاغی گرشاسب نامه اسدی طوسی- قسمت ۱۹

بررسی محتوایی و بلاغی گرشاسب نامه اسدی طوسی- قسمت ۱۹

که بی جادویی روز نگذاشتی

زبابل بسی جادوان داشتی ( همان: ۷۵ )

شاید اسدی در سرودن گرشاسب نامه ازمنابع دیگری مثل سنگ نبشته ها یا آوازها و ترانه های باقی مانده از ایام باستان نیز استفاده کرده است؛چرا که بعد از کشته شدن اژدهای مهیب به دست گرشاسب چنین می گوید:

مرین داستان راسرانجام کار نبشتند هرکس در آن روزگار
به رود وره جام برداشتند به ایوان ها نیز بنگاشتند (همان:۸۰ )

۱-۲- بیان مسئله
گرشاسبنامهی اسدی طوسی اثری است اسطورهای- حماسی که درآن از سرگذشت جهان پهلوان ایران زمین گرشاسب از زمان تولد تا هنگام مرگ سخن به میان آمده است. در این پژوهش به بررسی محتوایی و بلاغی گرشاسبنامه میپردازیم. محتوا به هر چه درون چیزی قرار گرفته باشد گفته میشود. در این جا مراد از محتوا مضمون سخن در گرشاسبنامه است. بلاغت آوردن کلام مطابق حال و مقام مخاطب است به گونهای که دارای شیوایی و زیبایی دلپسندی برای مخاطب باشد. محتوای داستان علاوه بر بیان سرگذشت و چگونگی جنگهای گرشاسب و تعلیم تکنیکها و تاکتیکهای نظامی درخلال داستانها در برگیرندهی مسائل: فلسفی، مذهبی، تاریخی، و جغرافیایی است. اسدی طوسی با بیان موضوعاتی همچون: در شناخت یزدان، در شناخت خرد، در شناخت آفرینش، ستایش دین، شناخت جان و روان، چگونگی سفر، بی اعتباری دنیا، اهمیت نام نیک و همچنین آوردن پند و اندرزهای بهجا در جایجای کتاب خود موضوعات و مطالب متنوع و گستردهای در اختیار خواننده قرار میدهد. قهرمانان داستان مردانی هستندکه به جز خود گرشاسب خیلی به آنها پرداخته نمیشود. زنان جایگاه چندانی در داستان ندارند و فقط دختر شاه زابل است که در زاده شدن شیدسب از جمشید و شروع تسلسل خاندان گرشاسب نقش دارد. بیان شگفتیهای هندوستان گرشاسبنامه را وارد فضای افسانهای میکند.
عناصر و شخصیتهایی از قومها، فرهنگها و ادیان مختلف به گرشاسبنامه راه پیدا کردهاند بهطوری که از عناصر سامی حضور حضرت هود در ازدواج جمشید با دختر شاه زابل را میبینیم. یا داستان طوفان حضرت نوح یا فرود آدم از بهشت بر کوهی در هند؛ از عناصر زرتشتی نیز میتوان از پل چینود یا فرشتهای به اسم سروش را نام برد .
بلاغت در گرشاسبنامه در حد مطلوبی است. اسدی طوسی مانند سایر معاصران خود توجهی خاص به تشبیه دارد. تشبیه محسوس به محسوس حجم عظیم و قابل ملاحظهای را به خود اختصاص داده است. تشبیه ساده از نظر ساختمان در مقام اول قرار دارد. کنایه از نوع فعل یا مصدر بیشتر از سایر کنایات است و استعارهها تقریباً به یک اندازه کاربرد دارند. انواع مجاز نیز به خوبی و با ظرافت تمام در جای جای گرشاسبنامه خودنمایی میکند. صنعتهای بدیعی هم هر کدام به کثرت و به وضوح جلوهگری مینمایند به طوری که کمتر بیتی از این اثر را میتوان دید که درآن صنعتهای بدیعی نباشد. قابل ذکر است که در گرشاسبنامه گرایش به صنایع لفظی بیش از صنایع معنوی است.و جناس جایگاه ویژهای در بین صنایع لفظی در این اثر دارد.
۱-۳- پرسش ها و یا فرضیههای پژوهش
بلاغت و صناعات ادبی در گرشاسبنامه تا چه میزان است؟
اسدی طوسی در کنار مسائل اساطیری و حماسی تا چه اندازه به مسائل اخلاقی، تربیتی و حکمی توجه کرده است؟
توزیع محتوایی مسائل و موضوعات در گرشاسبنامه چگونه است؟
۱-۴- روش اجرای پژوهش
شیوهی پژوهش در این طرح به شیوهی توصیفی، تحلیلی است که نخست به بررسی محتوای گرشاسبنامه بر اساس تصحیح حبیب یغمایی پرداخته،در آن جنبه های مختلف فلسفی، مذهبی، تاریخی و جغرافیایی اثر تشریح می شود. سپس جایگاه بلاغت و صناعات ادبی با آوردن نمونه هایی از متن و توضیح تکمیلی به سرانجام می رسد.در ضمن روش اجرا به روش کتابخانه ای می باشد.
۱-۵-اهداف پژوهش
شناخت و بررسی شخصیتها و باورهای اساطیری و سامی درگرشاسبنامه.
شناخت و بررسی جنبه های بلاغی و ادبی گرشاسبنامه.
بررسی محتوایی گرشاسبنامه که شامل مسائل فلسفی، تاریخی، مذهبی و جغرافیایی است.
۱-۶- پیشینهی پژوهش
دربارهی بررسی محتوایی و بلاغی گرشاسبنامه پژوهشهای جداگانهای صورت گرفته است. که در زیر به برخی از مهمترین آنها اشاره میکنیم:
جلال خالقیمطلق در دو مقالهی جداگانه با عنوان « گردشی در گرشاسبنامه» شمارههای ۳و ۴، سال اول،ایراننامه، ابتدا به معرفی و آثار اسدی طوسی میپردازد سپس گرشاسبنامه را در مقایسه با شاهنامه در سطحی پائینتر و تحت تأثیر سبک شاهنامه می داند، آنگاه به لفظ در گرشاسبنامه میپردازد و بیان می دارد اسدی به خوبی از صنایع لفظی استفاده کرده است به طوری که نظامی بدون شک از ایشان در کاربرد صنایع لفظی تأثیر پذیرفته است .در نهایت محتوا را دارای تنوع چندانی نمیداند .در این مقاله خالقیمطلق حجم انبوهی از مطالب را مطرح میکند بیآنکه دقیق و موشکافانه آنها را بررسی کند بنابراین مخاطب به صورت سطحی با مطالب آشنا می شود و مهمتر اینکه پژوهشگر در نهایت هیچ جمع بندی خاصی ارائه نداده است .
ویدا رضایی نیز در مقاله ای با عنوان « ویژگیهای گرشاسپ نامه» در نشریهی آموزش زبان و ادب فارسی ، دوره ۲۱، شماره ۴، تابستان ۱۳۸۷، فردوسی را بسیار بلیغ تر از اسدی می داند و سپس از عناصر سامی و آریایی در گرشاسبنامه سخن می گوید به طوری که میگوید خاستگاه داستان گرشاسبنامه از کیفیتی مذهبی برخوردار بوده که عنصر اسطوره نیز به آن راه یافته است. در این پژوهش ، پژوهشگر به قضاوت نشسته است بی آنکه برای قضاوت خود دلیل بیاورد مثلاً از برتری بلاغی فردوسی بر اسدی سخن می گوید در حالی که حتی یک بیت هم از دو شاعر در مقایسه با هم نمیآورد .
مهدی طباطبائی در مقالهای با عنوان « بررسی جایگاه و شخصیت زنان در گرشاسبنامه» در فصلنامه زبان و ادب فارسی شماره ۳۸ تابستان ۱۳۸۷، زنان را از بازیگردانان و فعالان جامعه در گرشاسبنامه مطرح می کند و سعی می کند حضور آنان را برجسته جلوه دهد که این قضاوت و تلاش ایشان به نظر مغرضانه می آید.
فصل دوم
محتوای گرشاسبنامه
۲-۱ مقدمه

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.