با موضوع تعاریف رضایت شغلی

با موضوع تعاریف رضایت شغلی

  • Post author:
  • Post category:علمی

مورهد و گریفین(۱۳۷۷)، رضایت یا نبود رضایت شغلی رو طرز تلقی فرد نسبت به شغلش می دونن که از جمله موضوع هاییه که بیشترین تحقیق درباره اون صورت گرفته. شرمرهورن و همکاران (۱۳۸۶) هم رضایت شغلی رو اندازه احساس مثبت یا منفی شخص نسبت به شغلش می دونن. به طور کلّ، رضایت شغلی عبارت از یه جور احساس خوشحالی و رضایت خاطر فرد از شغل خود در سازمانه که با کار مناسب با استعدادها، اندازه موفقیت در شغل، تأمین نیازای منطقی، شکوفایی استعدادها، پیشرفت شغلی، تجربه های موفق، و جوّ سازمانی رابطه داره(میرکمالی،۱۳۸۰).

محققان رضایت شغلی رو از دیدگاه های مختلفی تعریف کردن. گروهی رضایت شغلی رو براساس نوع عامل روانی تعریف کرده و اون رو یه جور سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می دونن. یعنی اگه شغل دلخواه لذت مطلوب رو واسه فرد تأمین کنه در این حالت فرد از شغلش راضیه. در مقابل اگر شغل مورد نظر رضایت و لذت مطلوب رو به فرد نده در این حالت فرد شروع به مذمت شغل کرده و درصدد تغییر اون برمیاد. هاپاک استاد آموزش و تربیت دانشگاه نیویورک، رضایت شغلی رو مفهومی پیچیده و چند بعدی میدونه و این معنی رو با عوامل روانی، جسمی و اجتماعی در رابطه می کنه و تأکید می کنه تنها یه عامل موجب رضایت شغل نمی شه، بلکه ترکیبی از مجموعه عوامل جورواجور دلیل می شه که فرد شاغل در لحظه معینی از شغلش احساس رضایت کنه و از اون لذت ببره. یه گروه دیگه از محققان عوامل مختلفی مثل اندازه درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط، محیط کار و فرآورده های اون رو به عنوان عوامل احساس رضایت از شغل نام می برن(پورکلهر و همکاران، ۱۳۹۱).

هرسی و بلانچارد رضایت شغلی رو به صورت نگاه کلی فرد نسبت به شغل مطرح می کنه. براساس این تعریف، شغل فرد بیشتر از وظایف مرتب تعریف شده واسه ایشون در محیط سازمانیه. شغل افراد لازم میکنه که اونا با همکاران و سرپرستان رابطه دوطرفه داشته باشن؛ مقررات و سیاستای سازمانی رو رعایت کرده و اجرا کنن؛ عملکردشون طبق استانداردهای تعریف شده سازمانی باشه و در شرایط کاری که در بیشتر موارد زیادی مطلوب نیست، کار کنن. این بدون معنیه که آزمایش فرد در مورد کاری که انجام میده و بیان رضایت و یا نارضایتی از اون یه نتیجه کلی از مجموعه ارکان متفاوتیه که شغل ایشون رو تشکیل میده. براساس تعریف دیگری که لوتانز ارائه میده، رضایت شغلی شامل درک کارمند از برآورده شدن انتظارش از شغل تلقی می شه. آرنولد و فیلدمن رضایت شغلی رو به عنوان مهم ترین نگاه شغلی عنوان کرده و عقیده دارن که رضایت شغلی به شکل تلقی کارکنان نسبت به شغل و سازمان بستگی داره، پس، وقتی ما میگیم کارمندی دارای رضایت شغلی مطلوبیه، به معنی اون هستش که شغل خود رو دوست داره، واسه اون ارز ش قائله و نگاه مثبتی نسبت به شغل داره.

نیوسترن تعریف کامل تری از رضایت شغلی ارائه داده. براساس تعریف ایشون، رضایت شغلی نگاه مثبت و کلی فرد نسبت به شغل معینیه و درجه ای رو شامل می شه که شخص از شغل خود راضی بوده و نسبت به اون احساس و کشش مثبتی رو بیان می داره. از دیدگاه ایشون محیط کار در آدما احساسات و نگرشای متفاوتی رو به وجود می آورد که شامل مجموعه نگرشای مثبت فرد نسبت به شغلش به حساب آورد که به صورت دوست داشتن وظایف شغلی و شرایطی که اشتغال در اون شکل میگیره، تجلی پیدا میکنه(منصوری و همکاران، ۱۳۸۷).

 

۲-۴-۲- اهمیت رضایت شغلی

اهمیت مطالعه و بررسی رضایت شغلی رو از ابعاد جور واجور میشه مرور کرد: در همه سازمانا و مؤسسات، علاقه خاصی به بررسی رضایت شغلی صورت میگیره و بنابر این رضایت شغلی به عنوان موضوعی مشترک در تموم سازمانا تلقی می شه. باخبر شدن از اندازه نگاه کارکنان نسبت به شغل شون در همه مؤسسات مهم حساب می شه. مدیران، در زمان انتخاب و استخدام افراد، فقط به دنبال داوطلبانی برنمی آیند که از تواناییا، تجربه و انگیز های لازم بهره مند باشن؛ بلکه به نظام ارزشی اونا که متناسب با ارزشای سازمان باشه، هم توجه دارن .از طرف دیگه مدیران در بین کار هم، به نگاه کارکنان و اندازه رضایت شغلی اونا تأکید دارن بررسی و تحلیل رضایت شغلی نگرانی همه محققان علوم انسانیه و مطالعه اون به عنوان مبحثی میان رشته ای تلقی می شه. مهم بودن این موضوع موجب اون گردیده که صاحب نظران از زوایای زیاد: روان شناسی، جامعه شناسی، مدیریت و علوم تربیتی، به تبیین ابعاد جورواجور رضایت شغلی بپردازند و این مهم باعث تنوع روی کردها و زیادی تولیدات علمی در تحلیل رضایت شغلی گردیده. از نظر روش شناسی تحقیق، در بعضی بخش ها، رضایت شغلی به عنوان متغیر وابسته و در یه سری های دیگه، تحقیقات، به عنوان متغیر جداگونه در نظرگرفته شده. در حالت اول، محققان تلاش در تحلیل و شناسایی عوامل مؤثر فردی، شغلی، سازمانی و اجتماعی در تشکیل و چگونگی رضایت شغلی دارن. بیشتر نگران در این بخش، اندازه اثر و چگونگی اون رو در اندازه رضایت شغلی کارکنانِ مورد آزمونه. در حالت دوم، محققان، در جهت بررسی و مطالعه اثرات و پی آمدهای رضایت شغلی در سطوح جور واجور فردی، سازمانی و اجتماعی تلاش می کنن(زکی، ۱۳۸۷).

پرطرفدار بودن مطالعه رضایت شغلی بیشتر به وجود اومده توسط سادگی نسبی اون هستش. دلیل دیگه اینه که در خیلی از نظریه های مربوط به پدیده های سازمانی مانند وجود کار، سرپرستی و محیط کار، رضایت شغلی یه متغیر اصلیه. رضایت شغلی عامل مهم یافته های سازمانی تلقی شده و در وسعت کارکرد شغلی باعث سلامت کارمندان و موندگاری کار می شه(اسپکتور، ۱۳۸۷).

 

 

۲-۴-۳- نظریه های رضایت شغلی

درباره رضایت از شغل تا الان پژوهشای زیادی صورت پذیرفته که هر یک دیدگاه های مختلفی رو مورد بحث قرار میدن. در این قسمت واسه آشنایی با موضوع، بعضی از این نظریه ها، ذکر می شه.

 

۲-۴-۳-۱- نظریه نیازها

یکی از مهمترین تئوریا در مورد انگیزه آدم رو ابراهام مازلو با عنوان”سلسله مراتب نیازها”مطرح کرد : نیازای فیزیولوژیکی، نیازای ایمنی، نیاز به عشق، نیازای احترام، نیازای خود شکوفائی (نیازای آزادی تحقیق و بیان و نیاز دانش اندوزی و درک) مزلو به فکر بود هروقت یه سطح از نیازای برآورده شن دیگه تحریک کننده نیستن و سطوح بالاتر نیازها جهت انگیزه فرد شروع به فعالیت می کنن.

 

نیازای فیزیولوژیکی

مهمترین سطح سلسله مراتب نیازها، نیاز به آب و غذا و چیزی که واسه باقی موندن آدم لازمه، هستن. برابر این تئوری وقتی این نیازها ارضا شن دیگه نمیشه از اونا به عنوان انگیزه سود برد. وسیله ارضای این نیازها پوله.

نیازای ایمنی

مازلو واسه ایمنی عاطفی برابر ایمنی فیزیکی اهمیت قائله و عقیده داره که آدم واسه نگهداری و حفظ چیزی که در اختیار داره نگرانه و وقتی ارضا شد دیگه تحریک کننده نخواد بود. نیاز به عشق یا نیازای اجتماعی، نیاز به ترتیب و دلبستگی و محشور بودن با بقیه.

نیاز به احترام

مازلو اشاره میکنه که این سطح، هم شامل احترام به خود و هم احترام از ناحیه دیگرونه.

نیازای خود شکوفائی

خود شکوفائی آرزوی شدن هرچه بیشتر و بیشتره.از اون چیزی که فرد توانایی شدنش رو داره. این سطح بالاترین درجه تموم نیازای سطوح پائین،میانی بالائی انسانه.

نیازای آزادی،تحقیق و بیان

وجود شرایط اجتماعی که در اون آزاد سخن گفتن مجازه واجرای عدالت، خوبی ، و صداقت تشویق می شه.

نیاز به کسب علم و درک

رسیدن و طبقه بندی علم محیط، نیاز کنجکاوی، یادگیری، تفکر کردن، تجربه اندوزی و بررسی کردن. مازلو عقیده داره که دو دسته نیازای آخر(آزادی بیان و علم اندوزی) پیش نیازای اساسی جهت ارضای پنج دسته نیاز دیگرند و واقعا راه هایی واسه رشد و ارضای نیازای دیگه حساب می شن(محمدپور و همکاران، ۱۳۸۷).

 

۲-۴-۳-۲- نظریه بهداشت- انگیزه(دوعاملی هرزبرگ)

هرزبرگ با نظرخواهی از حدود چهار هزار کارگر در مورد نوع احساسشون درباره شغل، به این نتیجه رسید که دو دسته از عوامل به طور کامل متفاوت موجب دو نوع احساس درباره کار شده، ازاین رو:

اول: بعضی از عوامل شغلی به رضایت خاطر منجر می شه، درحالی که دیگه عوامل ممکنه مانع نارضایتی باشن و منبع رضایت خاطر هم نیستن؛

دوم: رضایت شغلی و نارضایتی شغلی روی پیوستاری واحد قرار ندارن هرزبرگ یه دسته از عوامل دیگه رو در ایجاد رضایت مؤثر می دونه که نبودشون در سازمان به نارضایتی میرسه. اون این عوامل رو عوامل انگیزشی نامیده س موفقیت در انجام دادن کار، شناسایی، نفس کار، مسئولیت، رشد یا پیشرفت.  به نظر هرزبرگ، در جامعه معاصر نیازای اساسی مردم برآورده شده. از این رو، ارضای نیازای پایین تر به رضایت شغلی منجر نمی شه. بهترین احساسی که این ارضا بوجود میاره، بی توجهی به شغله، هرچند نبود ارضای اونا منتهی به نارضایتی می شه. ازاین رو رضایت شغلی، پیرو ارضای نیازای بالاتره، چون رسیدن و ارضای اونا تا حدی سخته. به خاطر همین نبود ارضای این نیازها فقط به بی توجهی نسبت به شغل میرسه(خدایاری فرد، ۱۳۸۸).