چگونه با اهمال کاری مبارزه کنیم؟

سبک‌‌های مقابله ای اهمال کاری

بنا بر رویکردهای شناختی، خودارزشی و نه عدم تحمل شکست علت اصلی اهمال کاری  است. برای برخی افراد مسائل مربوط به خود و برای برخی عدم تحمل تکالیف ناراحت کننده اهمیت دارد (فراری،1991). ترس از شکست در حالی که که فرد آنرا به عنوان عدم کفایت خود تصور ‌می‌‌کند باور ناکارآمدی هست که ‌می‌‌تواند منجر به اضطراب شود و به دنبال آن مشکل عدم تحمل اضطراب بروز ‌می‌‌کند. در نتیجه ‌می‌‌توان به این نتیجه رسید که خودارزشی و نه فقط عدم تحمل شکست علت اصلی اهمال کاری  است (فراری،1994). عمده‌ترین تئوری ذکر شده درباره اهمال کاری  بیانگر آن است که خود ارزشمندی اهمال کاران تنها با عملکرد فرد در انجام تکالیف تعیین ‌می‌‌شود (فراری و همکاران، 1994).

ممکن است تصور شود که اضطراب ‌می‌‌تواند به عنوان انگیزه ای جهت کار عمل کند ولی در مورد اهمال کاری  اضطراب خود به وجودآورنده مشکل است. (روزنبت و فراست[1]،1990، به نقل از میلگرام و همکاران، 1998). اضطراب منجر به این ‌می‌‌شود که وظایفی که نیازمند تلاش بیشتری هستند ملال آور و تهدید آمیزتلقی شوند ( مک کوئن و جانسون، 1999 ؛میلگرام و همکاران، 1998).

این تبیین از اهمال کاری  در مدل ارزیابی اجتناب ـ اضطراب[2] اثبات می‌شود.این مدل بیان ‌می‌‌کند که در شرایطی که افراد موقعیت موجودشان را تهدیدآمیز ادراک کنند و منابع موجود برای رویارویی با این تهدید را ناکافی و نامناسب تشخیص دهند، واکنش اضطرابی همراه با استرس به آن نشان می‌دهند و سعی می‌کنند از موقعیت بگریزند. در شرایط اهمال کاری  این فرار به معنی فروگذاری کارها و انجام تکالیفی است که می‌تواند اضطراب را فراخواند. این اجتناب موقت اضطراب را کاهش می‌دهد .درنتیجه این الگوی رفتاری توسط چنین تقویت منفی حفظ و استمرار می‌یابد (میگرام و همکاران، 1998، به نقل از استیل، 2007). در چنین شرایطی فرد با پرت کردن حواس خود توسط فعالیت‌های خوشایند از فشارهای هیجانی می‌گریزد. این نوع رفتار اگر به صورت پایدار ادامه یابد و به حل مسأله منجر نشود تأسف برای فرد را به همراه دارد چون در اولویت‌های فرد جایی نداشته است(سیلور، سابینی[3]،1981،به نقل از ون ارد، 2000).

  مفهوم و تعاریف کیفیت زندگی کاری از منظر روانشناختی

محققان از این اظهارنظر که اجتناب یک انگیزه اصلی برای اهمال کاری  است حمایت می‌کنند(فراری و پاتل،2004). در نتیجه اهمال کاری  را  ‌می‌‌توان به عنوان یک مکانیسم مقابله ای ناسازگارانه  در نظر گرفت که هدف آن اجتناب از تهدید به صورت موقت برای حفظ بهزیستی فرد در کوتاه مدت است. در این صورت اهمال کاری  ‌می‌‌تواند یک استراتژی مقابله‌ای هیجان‌مدار یا اجتنابی به خصوص در افرادی که به عنوان مشکل گریز شناخته ‌می‌‌شوند،تبیین شود که از عزت‌نفس فرد در رویارویی با تکالیف آزارنده حمایت می‌کند (فراری و همکاران،1995). چون فرد تصور می‌کند شکست یا کمبود پیشرفت در یک تکلیف سطوح مهارت‌های ضعیف او را منعکس می‌کند و در نتیجه آن را تهدیدی برای عزت نفس خود درمقابل دیگران ‌می‌‌پندارد (دایزمورالز و همکاران، 2008).

تحقیقات نشان می‌دهد که اهمال کاران بیشتر سبک‌های مقابله‌ای اجتنابی را جهت مقابله با عوامل و شرایط استرس‌زا بکار ‌می‌‌برند (سایروس و همکاران،2003). پاسخ‌‌های مقابله ای افکار، احساسات و اعمالی را تشکیل ‌می‌‌دهد که فرد  برای رویارویی با موقعیت‌‌های مسأله‌زا که در زندگی روزمره و در شرایط ویژه با آن مواجه ‌می‌‌شود به کار ‌می‌‌بندد(فراید نبرگ[4]،1996، به نقل ازخالیچی، 1384).

هنگامی‌که افراد با شرایط تهدیدآمیز روبه‌رو می‌شوند به هر طریق سعی در دور شدن از این رنج و تهدید دارند. به عبارت دیگر سه نوع استراتژی مقابله‌ای متفاوت واکنش نشان می‌دهند:

1ـ راهبرد مقابله‌ای تکلیف مدار (یا مسأله مدار)که فرد با تمرکز بر روی علت مسائل به صورت خیلی فوری استرس ‌را کاهش می‌دهد 2ـ استراتژی مقابله‌ای هیجان‌مدار که شامل کاهش و تنظیم فشار هیجانی ایجاد شده بوسیله استرس‌هاست 3ـ جهت‌گیری مقابله‌ای اجتنابی که شامل نادیده گرفتن علت حقیقی یک مشکل و منحرف کردن حواس با فعالیت‌های خوشایندتر است (لازاروس و فولکمن[5]،1993، به نقل از الکساندر و همکارن، 2007).

  راهکارهایی که شما رو از عصبانی شدن هنگام رانندگی باز می داره

بین ارزیابی فرد از توانایی‌‌های خود، موقعیت‌ها، منابع در دسترس، تجارب و انتخاب نوع واکنش مقابله‌ای ارتباط وجود دارد. چنانچه افراد شرایط را تهدیدآمیز و غیرقابل کنترل و آسیب‌رسان ادراک کنند و خود را فاقد منابع مقابله‌ای کافی و مناسب جهت رویارویی با این شرایط بدانند به صورت هیجانی و اجتناب از موقعیت واکنش نشان می‌دهند و بالعکس چنانچه با ارزیابی توانایی‌‌ها، امکانات و منابع موجود و در دسترس‌شان موقعیت را چالشی قابل کنترل درک کنند، تلاش می‌کنند تا با استفاده از راهبردهای مؤثر و انطباقی با چالش‌ها درگیر و روبه‌رو شوند و مشکلات را برطرف کنند و یا با موقعیت‌ها کنار بیایند (لازاروس و فولکمن،1993، به نقل از خالیچی،1384).

رویکردهای سازگارانه مقابله‌ای شامل ارزیابی مثبت و فعالانه در رویارویی با علت استرسها می‌باشد و سعی در برطرف کردن آنهاست. درحالیکه مقابله اجتنابی شامل عدم پذیرش و انکار شرایط موجود و یافتن منابع دیگری از خودکامبخشی است (الکساندر و همکاران، 2007).

عزت نفس بالا، مقابله موثر را تسهیل ‌می‌‌کند و مقابله هیجانی به ویژه آنهایی که شامل اجتناب ، سرزنش و برون ریزی هیجانی است با عاطفه منفی و عزت نفس پایین و سازگاری ضعیف در ارتباط است .بنابراین سطوح خودکارآمدی و عزت نفس افراد مشخص می‌کند که چه نوع استراتژی مقابله‌ای استفاده کنند (الکساندر و همکاران، 2007).

نمودار 3-2. اهمال کاری  و باورهای شناختی ناکارآمد
باورهای ناکارآمد شناختی(عدم تحمل مشکلات ،عدم کفایت وخودکارآمدی وعزت نفس پایین…. در موقعیت‌‌های چالش برانگیز) 

                       اضطراب ناشی از شکست و آسیب به عزت نفس                   اجتناب از موقعیت و اهمال کاری  در انجام کار

 

تیک و باومیستر[6](1997) اهمال کاری  را یک عملکرد اجتنابی در واکنش به اضطراب ارزیابی و عدم توانایی کنترل شخصی ‌می‌‌داند. فلت ، بلانستین و مارتین[7] (1995) نیز دریافت که اهمالکاری با جهت‌گیری مقابله‌ای اجتنابی همبستگی مثبت دارد و بیان کرد که به نظر می‌رسد که اهمال کاران از اینکه بر روی علت یک واقعه و مشکل متمرکز و با آن روبرو شوند ناتوان‌اند وبه صورت مضطربانه با موقعیت‌‌های چالش برانگیز روبه رو ‌می‌‌شوند. در تأیید این اظهارات فراری، جانسون و مک کوئن (1995) بیان کردند که اضطراب افراطی را یک علت زیربنایی و اصلی و مربوط به اهمال کاری  است که تقویت کننده اجتناب از فعالیت‌هایی است که عامل به وجود آورنده آنهاست . مورالز و همکاران (2008) این طور عنوان ‌می‌‌کنند که که اهمال کاران به جای اینکه سعی کنند تا فعالانه مسائل را حل کنند و خودشان را با آنها درگیر کنند، با اجتناب از مسایل و وقایع ناخوشایند و انفعال، حل مسایل  و شکل‌دهی شرایط را بر عهده دیگران می‌گذارند.

همان طور که بیان شد ادراک عدم توانایی مواجه موثر ودر نتیجه  اجتناب به علت فقدان منابع ، مهارتها و امکانات مورد نیاز و در دسترس است. افرادی که در توانای حل مسأله نقص دارند، در برابر تکالیف  چالش انگیزی که فراتر از منابع  در دسترس‌شان است و یا تکالیف ملال‌آور با شیوه‌ای  هیجانی  و به صورت مضطربانه برخورد می‌کنند و برای اجتناب از این هیجان ناخوشایند، از موقعیت‌‌های مستلزم رویارویی با مسأله اجتناب ‌می‌‌کنند(فلت و همکاران 1995؛ فراری ، دایز  و همکاران،2008). بریدجز و ریگ(1997) مولفه اجتناب از مسأله را از میان باورهای ناکارآمد دارای بیشترین ارتباط با اهمال کاری  یافت.

 

[1] . Rosenbbte &Frost

[2] . anxiety-avoidance model

[3] . Silver& Sabini

[4]. Frydenberg

[5] . Lazzarus & Folkman

[6] . Tice & Baumeister

[7] . Flett, Blankstein & Martin

  عوامل موثر بر ارزیابی کدامند؟