پایان نامه :
مسئولیت کیفری
Unrecognizable business services manager presenting a virtual cloud containing a web of interconnected nodes. IT concept for cloud computing, computer network, deep web and infinite cyberspace.

پایان نامه : مسئولیت کیفری

بود. این نکته که در روایت صحیحه ی امام صادق و در کتاب «شرح اللمعه» از شهید ثانی تصریح شده است، در قانون اسلامی 1370 برای صغار و مجانین پذیرفته شده است. ماده 221 همین قانون مقرر می دارد «هرگاه دیوانه با نابالغ عمداض کسی را بکشد خطا محسوب و قصاص نمی شود بلکه باید عاقله ی آنها دیه ی قتل خطا را به ورثه مقتول بدهد» ولی پذیرش خطا محسوب نمودن جنایات عمدی دیوانه و نابالغ، دلالتی بر منع آن در مورد اشخاص «معتوه» ندارد و به لسان فقها «اثبات شی نفی ما عداه نمی کند» زیرا در قوانین کیفری ما رجوع به فتاوی معتبر اهمیتی اساسی دارد و در قانون اساسی نیز به آن تصریح شده است.
گفتار دوم: مصادیق نقیصه عقلی در روانشناسی:
دراین گفتار به تقسیم بندی نقیصه های عقلی از بعد روانشناسی در چهاربند جداگانه پرداخته می شود.
بند اول:کاناها( کور ذهن ها):
این گروه با بهره هوشی کمتر از 25 شدیدترین درجه کم هوشی را نشان می دهند؛ این ها عقب مانده تر از آن هستند که حتی بتوانند از خود مواظبت کرده و خود را در مقابل خطرات روزانه حفظ کنند؛ ممکن است در آتش بسوزند، به روی خود آب جوش بریزند و یا خانه خودرا گم کنند. این افراد علاوه بر نارسای شدید فعالیت های ذهنی مبتلا به ناهنجاری های حسی و حرکتی و بدشکلی های سر و صورت و کوتاهی اندام نیز می باشند. شکل چشم، گوش و دندان‌ها طبیعی نیستند و تقریبأ همیشه مبتلا به حملات صرع یا فلج مغزی هستند. تکلم و رشد گویایی در درجات بسیار ابتدایی متوقف می شود. قضاوت و استدلال وجود ندارد، دقت و حافظه یا اصلاً دیده نمی شود یا خیلی ضعیف است. بعضی آنها را عقب مانده وابسته یا پناهگاهی (Dependent or custodial) نیز می گویند. درجات پایین این گروه را افرادی تشکیل می‌دهند که به هیچ وجه فعالیت ذهنی ندارند و به اصطلاح یک زندگی نباتی (Vegetative) دارند ولی درجات بالاتر قدری فعال تر و قادر به تکلم یک یا چند کلمه هستند. این افراد محروم، در حقیقت مصرف کننده اقتصادی اجتماع هستند. انتظار به زندگی در این افراد خیلی کم، اکثراً به علت ابتلا به بیماری های عفونی، سینه پهلو، صرع ضربه های ومغزی حاصل از آن و عفونت ها از بین می روند. با پیدایش داروها مرگ و میر آنها کاهش یافته و در نتیجه تعداد این اشخاص روز به روز در حال افزایش است. در این اشخاص هیچ گونه آثار بهبودی حاصل نمی‌شود. نگهداری این کودکان در خانه و کانون خانوادگی، مضرات بهداشتی و تربیتی متعدد دارد و مانع رشد طبیعی سایر کودکان از نظر عاطفی و تحصیلی شده و تعادل عصبی و روانی والدین و اطفال دیگر را برهم می زند.

بند دوم: کالیوها (کند ذهن ها) :
این افراد با بهره هوشی بین 26 تا 50 متوسط درجه کم هوشی را نشان می دهند. به طور کلی کند ذهن ها موجوداتی هستند وابسته به دیگران، شاد و خوشحال و دوست داشتنی هستند. توانایی های آنها در سنین مختلف، شبیه کودکان 3 تا 7 ساله است ولی هرگز در رفتار، گفتار و کردار به یک کودک عادی 7 ساله نمی رسند. این اشخاص می توانند انجام امور خیلی ساده و آسان را فراگیرند و تا اندازه ای قادر نیستند مشکلات خود را از خطرات عادی حفظ نموده و از عهده خوردن غذا و لباس پوشیدن و نظافت خود برآیند ولی به هیچ وجه قادر نیستند مشکلات خود را رفع کنند. قادر به آموختن مواد درسی مانند خواندن و نوشتن نیستند و قوه تعمیم و تمیز ندارند. امور و کارهای ساده و معمولی زندگی را خیلی به آهستگی و با تاخیر می‌آموزند ولی برای یادگیری مسائل پیچیده استعداد کافی و تمرکز فکری ندارند. اگر در مدارس مخصوص کودکان دارای نقیصه عقلی به آموزش و پرورش بپردازند و از روش های آموزشی و تربیتی مخصوص استفاده نمایند به خصوص در آنهایی که بهره هوش نزدیک به 50 دارند شاید بتوانند خیلی به کندی چند کلمه ای خواندن یا نوشتن بیاموزند.
به طوری که ملاحظه می کنید، پیشرفت در این افراد مأیوس کننده است. در این گروه نیز از ناهنجاری های جسمی و اختلالات حسی و حرکتی موجود است ولی چهره این گروه وضع نامتعادل و بد قواره گروه قبلی را ندارد. قضاوت این اشخاص نیز بهتر از گروه قبلی است ولی ابتدایی و ناکامل است و از لحاظ عاطفی وضع متغیری دارند. از آنجایی که افراد این دسته تربیت پذیرند و وابستگی نسبی دارند لذا به آنها نیمه وابسته (semidependent) نیز می گویند. اخیراً با استفاده از روش های درمانی و تربیتی در مدارس و کلاس‌های مخصوص (sepecial training in special school) توانسته اند، در یادگیری و پرورش نسبی استعدادها و مهارت های این اشخاص پیشرفت حاصل نمایند.
بند سوم: کودن ها:
با بهره هوشی بین 5 تا 70 قابلیت آموزشی بیشتری دارند هرچند این افراد نیز قادر به حل مشکلات زندگی نیستند ولی با آموزش می توان آنها را آماده انجام کارهای ساده و پذیرش برخی مسئولیت ها نمود.
«کسانی که نقیصه ی عقلی دارند در دوران کودکی مستعد اختلالات رفتاری بوده و در بزرگسالی رفتار عجیب و یا اعمال هیستریک شدیدی را که در برخی از بیماری های روانی اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود، از خود نشان می دهند.»

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سن عقلی این گروه از کودک 10 ساله تجاوز نمی کند. در این افراد استعداد های ذهنی به طور کلی ضعیف است. در اعمال مالی ذهنی، در قضاوت و استدلال نارسایی دارند و به راهنمایی، نظارت و مراقبت افراد مطلع محتاجند. افراد این دسته ممکن است دچار ناهنجاری های بدنی باشند ولی نقص حرکتی مانند: لکنت زبان و تأخیر در راه رفتن نادر و کمیاب نیست. کودن ها عموما از لحاظ تکلم و گویایی عقب ماندگی دارند. فرهنگ لغات محدودی دارند و چون این وضع را حس می کنند لذا احساس حقارت کرده و در نتیجه دچار آشفتگی های عاطفی از نوع خجالت زدگی یا افسردگی و یا خودرایی و گوشه گیری می شوند. چون نوسان هوشبهر بین 50 از یک طرف و 70 از طرف دیگر است لذا در این دسته بعضی افراد هستند که در همه زمینه‌های جسمی، روانی عقب ماندگی دارند و دسته دیگر فقط در بعضی از جنبه های فعالیت خود عقب ماندگی داشته و در برخی فعالیت ها به عکس به پیشرفت هایی ممکن است نایل شوند. کودن ها از توجه، دقت و تمرکز فکری زود خسته می شوند. با آنکه دیر آموزند ولی کارهای فنی و حرفه ای را در شرایط مساعد فرا می گیرند اما قدرت ابداع و ابتکار ندارند. به علت عدم رشد کامل شخصیت، این افراد زود باور، تلقین پذیر و در حل مشکلات و دفاع از خود عاجزند. از قدیم کودن ها به دو دسته تقسیم می شوند: کودن های آرام یا هماهنگ (harmonic) یعنی افرادی مطیع ، سربه زیر و مایل به انجام کارهای مفید و کودن های ناآرام یا ناهماهنگ (disharmonic) یعنی افراد مبتلا به اختلالات عاطفی و خلق و خو، بی قرار، مضطرب و جار و جنجالی، دسته اخیر اغلب به عنوان وسیله ی اجرای جرایم مورد استفاده قرار می گیرند. نکته ای لازم است در اینجا در تکمیل بحث اشاره شود این است که والدین کاناها و کالیوها همیشه از نظر هوشی در حد عادی اجتماع هستند ولی بر عکس والدین افراد کودن عموما در ردیف کودن ها هستند.
بند چهارم: عقب مانده های ذهنی خفیف (مرزی):
این گروه از نقیصه های عقلی با شدت کاناها، کالیوها و کودن ها نیستند.
هوشبهر (IQ) این گروه حداقل 71 می باشد و حداکثر آن را از هوشبهر یک فرد معمولی کمتر است. درجات پایین این گروه، دارای ضعف قوای فکری هستند. لذا قادر به قضاوت صحیح استدلال مطلوب نیستند. از ابتکار، ابداع و انتقاد عاجزند اما آنچه می آموزند می توانند از نو بیان کنند و بسازند. این اشخاص می توانند معلومات عمومی لازم و مورد نیاز را برای زندگی روزمره کسب نمایند. مفاهیم پیچیده و دقیق را در نمی‌یابند، افراد این گروه اگر با شرایط تربیتی صحیح و راهنمایی تحصیلی و حرفه ای مدارج رشد را بپیمایند و دچار اختلالات عاطفی و هیجانی و ناسازگاری های اجتماعی و دشواری های شغلی و اقتصادی نشوند، می‌توانند در شرایط مساعد از زندگی آرام و مساعد بهره مند شوند، در تولید ثروت سهمی داسته باشد، برای همکاران و خانواده خویش فردی مطیع و فرمانبردار باشند.
این افراد مسلماً به راهنمایی و نظارت روانپزشکان و مددکاران اجتماعی نیازمندند زیرا به تنهایی نمی توانند از عهده انجام دادن مسئولیت های مختلف برآیند. طبقات بالای این گروه جز در مواردی که انتقاد، استدلال و بیان لازم است تفاوت محسوسی با دیگران نشان نمی دهند.
این افراد در کودکی جزو کودکان دیرآموز هستند و می توانند با افراد عادی در مدارس عادی تحصیل کنند. به طور خلاصه این گروه همانهایی هستند که معمولا زود گول می خورند و با کمترین پاداش تحت تاثیر دیگران وادار به اعمال خلاف می شوند، تشخیص آنها از اشخاص عادی به طور معمولی مشکل است و برای اظهار نظر احتیاج به معاینات دقیق تر و آزمون های مفصل تر می باشد. در بعضی موارد قوه شعورشان نمی تواند به آنها کمک کند. قدرت اراده و قوه در این عده کمی مختل است. لازم به ذکر است این اشخاص جزء اشخاص دارای نقیصه عقلی نمی باشند و دارای مسئولیت کیفری نسبی (تخفیف یافته) هستند از این به بعد هر وقت واژه نقیصه ی عقلی در این پایان نامه به کار می رود، منظور کاناها، کالیوها و کودن ها هستند.
فصل دوم
ماهیت حقوقی اعمال مجرمانه و مسئولیت کیفری اشخاص دارای نقیصه عقلی
این فصل پایان نامه به دو مبحث جداگانه تقسیم می شود و ابتدا ماهیت حقوقی اعمال مجرمانه اشخاص دارای نقیصه عقلی مورد بررسی قرار گرفته و به این نکته پرداخته می شود که آیا اعمال مجرمانه اشخاص جرم می باشد یا خیر؟ و در مبحث بعد وضعیت مسئولیت کیفری اشخاص مذکور تشریح خواهد شد.
مبحث اول:ماهیت حقوقی اعمال مجرمانه اشخاص دارای نقیصه عقلی
ماهیت در لغت به معنای «حقیقت و طبیعت و نهاد و سرشت چیزی»آمده است. و در اصطلاح ماهیت هر شی عبارت است از چیستی آن شی. هرگاه از ذات یک شی سؤال می شود پاسخ صحیح، ماهیت آن شی است؛ مثلاً اگر بپرسیم این شی چیست و پاسخ بشنویم کیف یا کتاب است، این پاسخ ها همگی بر ماهیت اشیای مورد سؤال دلالت دارند. آنچه در این فصل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، این است که اعمالی که واجد ضمانت اجرای کیفری هستند، در صورتی که از سوی اشخاص دارای نقیصه ی عقلی ارتکاب یابند، دارای چه ماهیتی در قانون هستند؟ آیا جرم می باشند یا خیر؟
در این راستا دو نظریه وجود دارد در دو گفتار مختلف در این مبحث به آن اشاره خواهد و در پایان به نظری که با منطق حقوقی سازگارتر است اشاره خواهد شد برای تجزیه و تحلیل کامل این مبحث را به دو گفتار تقسیم نموده و در گفتار اول به نظریه «جرم نبودن افعال مجرمانه ی اشخاص دارای نقیصه عقلی» و استدلالات مختص به آن اشاره می شود و در گفتار
دوم به نظریه جرم بودن اعمال مجرمانه شخاص دارای نقیصه عقلی و استدلالات این نظریه اشاره می شود در پایان با توجه به استدلالات هر دو نظریه مذکور در مقام مقایسه و قضاوت بین این دو دیدگاه ماهیت اعمال مجرمانه اشخاص دارای نقیصه ی عقلی را به طور کلی، مشخص نموده و در پایان فایده عملی بحث مطرح می شود.
گفتار اول: نظریه جرم نبودن و دلایل:
طبق این نظر برای اینکه بتوان فردی را به موجب رفتارش مستحق کیفر شناخت، باید تحقق جرم از جانب او ممکن باشد. به عبارت روشن تر تنها کسی را می توان مجازات کرد که پیش از آنکه اهلیت مجازات داشته باشد، رکن مادی و روانی جرم بتواند از او صادر شود. ابتدائاً لازم است شخص اهلیت مادی داشته باشد. اصطلاح اهلیت مادی حاکی از وضعیتی است که شخص به واسطه آن در عالم واقع، قدرت مادی لازم برای انجام جرم و ایجاد نتیجه مجرمانه (رکن مادی) داشته باشد. با توجه به توضیحات

پاسخی بگذارید

بستن منو