هوش غیر شناختی از دیدگاه روانشناختی

هوش غیر شناختی

پیشینه هوش هیجانی را می توان در ایده های وکسلر به هنگام تبیین جنبه های غیر شناختی هوش عمومی جست و جو کرد وکسلر در صفحه ی 103 ، گزارش 1942 خود درباره هوش می نویسد :

« کوشیده ام نشان دهم که علاوه بر عوامل هوش ، عوامل غیر هوش ویژه ای نیز وجود دارد که          می تواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند نمی توانیم هوش عمومی را مورد سنجش قرار دهیم مگر این که آزمون ها و معیارهایی نیز برای سنجش عوامل غیر هوشی در برداشته باشد »

1-Bar-on                       2 – Salovy                   3 – Emdional

وکسلر در صدد آن بود که جنبه های شناختی هوش عمومی و غیر شناختی را با هم بسنجد تلاش او در این زمینه را می توان در استفاده ی وی از کاربرد خرده آزمون های تنظیم تصاویر و درک و فهم که دو بخش عمده آزمون وی را تشکیل می دهند دریافت . در خرده آزمون درک و فهم “سازگاری اجتماعی” و در تنظیم تصاویر شناخت و تمیز “موقعیت های اجتماعی” مورد بررسی قرار می گیرد .

1

پژوهش های انجام شده توسط سیپس و همکارانش ( 1987) نیز نشان می دهد که بین درک و فهم تصاویر و شاخص های هوش اجتماعی پرسشنامه نام شخصیت کالیفرنیا cpi هم بستگی معنا داری وجود دارد ( شریفی  ، پاشا ـ 1375)

علاوه بر این موارد وکسلر در کارهای خود به تلاش های دال مبنی بر سنجش مهارت غیر شناختی هوش نیز اشاره کرده است نتیجه ی کوشش های دال به همان گونه که پیش از این نیز عنوان گردید در مقیاس رشد اجتماعی و این سند منعکس است

  مفهوم خود شکوفایی از دیدگاه روانشناسان
1 . Sipps

لیپر ( 1948) نیز بر این باور بود که تفکر هیجانی بخشی از تفکر منطقی است و به این نوع تفکر یا به معنایی کلی تر « هوش » کمک می کند روان شناسان دیگری نظیر (‌مییر 1993) و سالووی نیز پژوهش های خود را بر جنبه های هیجانی هوش متمرکز کرده اند پژوهشگران از طریق سنجش مفاهیمی مانند مهارت های اجتماعی توانمندی های بین فردی رشد روان شناختی و آگاهی های هیجانی که همگی مفاهیمی مرتبط با هوش هیجانی هستند به بررسی ابعاد این نوع هوش پرداخته اند دانشوران علوم اجتماعی نیز به کشف روابط بین هوش هیجانی و سبکهای مختلف مدیریت و رهبری و عملکرد های فردی و تغییرات درون فردی و اجتماعی و انجام ارزشیابی از عملکرد های فردی و گروهی همت گماشته اند شایان ذکر است که ایده ی هوش هیجانی پس از 50 سال بار دیگر توسط گاردنر در سال 1983 استاد روان شناختی دانشگاه هاروارد دنبال شد وی هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون ( زبانی ، موسیقیایی ، منطقی  ، جسمی ، میان فردی و درون فردی )        می داند .