موثرترین عامل در رشد مسولیت چیست؟

عوامل مؤثر در رشد مسئولیت

در عصر ما مسلم است که رفتار فرد نتیجه‌ی تعامل موقعیت ‌ها و عوامل متعددی است که مهم ترین آنها خانواده، مدرسه و اجتماع می‌باشد. اگر هر یک از این عوامل وظایف خود را به خوبی انجام دهند شانس موفقیت فرد هنگام بلوغ و بزرگسالی افزایش خواهد یافت (شاملو، 1386).

2-16-1 مسئولیت‌پذیری و خانواده

خانواده کوچکترین و مهمترین واحد اجتماعی است که بیشترین تأثیر را بر رشد همه جانبه فرد دارد. خانواده از طریق ارائه الگوهای معیارها، پاداش‌ها، همانندسازی و شیوه‌های تربیتی، نقش خود را ایفا می‌کند (شعاری‌نژاد،1387). در واقع اولین عنصر مؤثر در رشد و شکل‌گیری مسئولیت‌پذیری، خانواده و والدین می‌باشد. تحقیقات نیز در این رابطه نشان داده‌اند که چگونگی رفتار والدین با کودک در سال های نخست حیات، اثر ماندگاری در شخصیت کودک خواهد داشت (کلمزوبین، ترجمه علی‌پور، 1387).

نظریه‌پردازان شخصیت اعتقاد دارند که شخصیت افراد متأثر از خانواده و تجربه‌های زندگی آنهاست. رشد شخصیت سالم و موفقیت در زمینه‌های متعدد زندگی متأثر از الگوهای ارتباطی حاکم بر محیط خانواده است. کودکی که در یک خانواده‌ی حمایت کننده رشد می‌کند. در مقایسه با کودکی که در خانواده طرد کننده رشد می‌کند تجربه‌های متفاوتی دارد (غنی‌آبادی، 1378).

به نظر آدلر[1] نیز خانواده فراگیرترین و با نفوذترین اثر را روی رشد شخصیت دارد. به نظر او حمایت افراطی والدین باعث احساس بی‌کفایتی و عدم مقبولیت کودک می‌شود، زیرا فرصت مستقل بودن و احساس مسئولیت از او گرفته می‌شود و ممکن است از پرخاشگری برای جبران احساس بی‌کفایتی خود استفاده کند. مسامحه و غفلت والدین نیز ممکن است باعث شود کودک دیگران را به عنوان افرادی طلب‌کار و غیردوستانه بنگرد و احساس ناتوانی در همکاری ‌های اجتماعی نماید (شیلینگ، آرین، 1391).

  یک تولد هیجان انگیز و انگیزه بخش : تولد در دفتر کار

آدلر در مورد نازپروردگی کودک می‌گوید: وقتی والدین شیفته‌ی فرزندان‌شان باشند تکالیفی را برای آنها انجام می‌دهند که خودشان می‌توانند از عهده‌ی آن بر آیند. در نتیجه این کودکان احساس می‌کنند قادر به انجام وظایف خود نیستند و بی‌کفایت‌اند. افراد نازپرورده با وجود آنکه در جامعه مشارکتی ندارند توقع دارند همیشه دنیا از آنها مراقبت کند. کودکان موجودات اجتماعی هستند که اگر والدین و معلمان آنها را تشویق کرده باشند آماده‌ی مشارکت هستند، بنابراین باید به سوی اهداف اجتماعی هدایت شوند (پروچاسکا، ترجمه سید محمدی، 1391).

به نظر کی‌نیا، کودکان نازپروده‌ی امروز افراد کج خلق، پرتوقع، تنبل، بی مسئولیت و جاه‌طلب فردایند (کی‌نیا، 1391). گلاسر[2] در سال (1972) نیز در زمینه‌ی نقش خانواده در مسئولیت‌پذیری می‌گوید: از آنجا که انسان با توانایی ارضای نیازهایش به دنیا نمی‌آید، این وظیفه والدین است تا مهارت‌های لازم از جمله مسئول بودن را از طریق نظم و انضباط به کودکانشان بیاموزند. مانند تأکید بر مقررات معقول از طریق روش‌های با ثبات به صورت تعمدی. آنها باید از تنبیه خودداری کنند زیرا این کار غیرمؤثر است (شیلینگ، آرین، 1391). به عقیده گلاسر، تنبیه نکردن به اندازه نپذیرفتن عذر و بهانه اهمیت دارد. تنبیه به رابطه‌ی حسنه لطمه می‌زند، تعهد و مسئولیت را از افراد سلب می‌کند و موجب تقویت هویت ناموفق می‌شود (شفیع آبادی و ناصری 1392).

[1] .Adler, A

[2] .Glasser,W