منابع پایان نامه ارشد با موضوع دانش آموختگان

No Comments
دانلود پایان نامه

انقلاب فرهنگی در دانشگاهها بعد از انقلاب و جنگ هشت ساله، برنامه ای برای اعزام دانشجو به خارج وجود نداشت و استقبال چندانی نیز از آن به عمل نیامد، مگر در مواردی خاص که کارشناسان نظامی برای گذراندن دوره های خاص و آشنایی با ابزار و آلات جنگی موردنیاز به چند کشور خاص اعزام شدند.
شاید بد نباشد که در اینجا به پیشنهادهای دانشگاه “لوزان” در این زمینه اشاره ای داشته باشیم. کارشناسان غیر دولتی لوزان برای پیشنهاد به کشورهای در حال توسعه به طرح برنامه ای پرداختند که مواد تنظیمی آن به طور خاصه به شرح ذیل است:103
1- بالا بردن سطح دستمزد برای کادر علمی و فنی
2- تنظیم آئین نامه مربوط به شکل دستمزد
3- توسعه و ایجاد موقعیت های لازم برای کار متخصصان
4- افزایش کمک به حصول نوآوریها
5- توزیع درآمد داخلی با انتخاب سیاستهای عاقلانه
6- رفع تبعیض و تعصب
7- پایان دادن به اعمال انحصاری و تحدیدی در مهاجرت
شکی نیست که اگر پیشنهادهای بالا نتوانئد پایانی به شکل “فرار مغزها” باشد که به طور قطع هم نمی تواند اما با توجه به آنچه ذکر گردید پیشنهاد می شود که ضمن دگرگونی در ساختار اجتماعی ولو در بلندمدت و تأمین رشد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، به ویژه دگرگونی اساسی در نظام آموزشی در درجه اول قراردارد، اقدام هایی نیز در کوتاه مدت و یا به طور همزمان با این تغییرات صورت گیرد.104
جهانی شدن و فرار مغزها
ما در جهانی زندگی می کنیم که الگوهای محلی وجود دارد ولی راه حلهای محلی وجود ندارد. در مورد جهانی شدن ما جوابهای محلی نداریم. یعنی نمی دانیم الگوهایی داخلی برای صنعتی شدن، دموکراسی و یا جامعه مدنی درست کنیم. راه حل ها بشدت بین المللی هستند. کشوری که می خواهد پیشرفت کند به لحاظ فکری، تکنولوژیک، حتی حسابداری، باید از راه حل های جهانی آگاه داشته باشد. تک تک ما، چه بسا اگر ما خود را فقط در داخل ایران تعریف کنیم، افراد موفقی به نظر برسیم ولی اگر در سطح جهانی بنگریم افراد ناتوانی هستیم. مثلاً نماینده مجلس، اگر خود را با وضع و افراد هم سطح خود در داخل مقایسه کند، می گوید من آدم بسیار موفقی هستم، ولی وقتی خودش را با نماینده مثلاً دانمارک مقایسه کند که روزی 400 ایمل می زند و به 3 زبان صحبت و 10 لایحه تصویب می کند، می فهمد چقدر عقب است. به نظر می رسد تنها محک کیفیت، سطح جهانی است، در حالی که ما نگاههایمان عمدتاً داخلی می باشد. یکی از ویژگی های ما ایرانیان آن است که خیلی با عواقب کارهایی که می کنیم، کاری نداریم، حتی در سطح فردی نیز اینگونه است؛ مثلاً قول می دهیم ولی عمل نمی کنیم و این یک فرهنگ می شود. آن هم در حد ملی، خیلی برایمان مهم نیست که مثلاً امارات 10 سال دیگر حرف اول اقتصادی را در خاورمیانه بزند.105
حال اگر به مسئله جهانی شدن بازگردیم، به آسانی می توان دریافت که چرا شماری از مغزهای کشور استدلالشان این است که برای ما فرقی نمی کند در کدامین فضای جغرافیایی زیست کنیم، هر جا ارج و منزلت، توان و تخصص ما بهتر دانسته شود، آن محیط، فضای آرمانی است.106
با توجه به جهانی شدن و تسریع در حرکت اندیشمندان به سوی کشورهای پیشرفته برای رسیدن به یک زندگی در حد استاندارد و رسیدن به دوره های تخصصی پیشرفته و بعد اقامت دائم در این کشورها، این سئوال مطرح می شود که ما چه ضعف ها و آنها چه جاذبه هایی دارند که این اندیشمندان و نخبگان به قول معروف نمکگیر می شوند و اقامت دائم را بر برگشتن به وطن ترجیح می دهند؟
جواب کوتاه است و آن دافعه های ماست، نوع برخورد ما با آنها و فراهم نکردن نیازها و خواست های آنان و دیگر هیچ.
در مورد پیامد مثبت فرار مغزها نیز باید گفت:” که این مسأله برای مراکز تکنولوژیکی و سرمایه سودمند است ولی برای کشوری مثل ما مضر است. براساس آمار سنای آمریکا 40 درصد متخصصین تکنولوژی در آمریکا، ایرانی، مصری و هندی هستند. ولی تفاوت ایرانیها با هندیها در این است که هندی با کشور خودش در ارتباط است و رفت و آمد دارد و خدمات رسانی می کند ولی ایرانی اینگونه نیست، به دلایل مختلف سیاسی و فرهنگی و مشکلات روزمره کاری معمولاً یک ایرانی میل چندانی به انواع سرمایه گذاریها در کشورش ندارد و در واقع برای خود “دردسر” درست نمی کند، به همین علت است که پیش بینی می شود که در سال2020 درآمد هند از نرم افزار به حدود 80 میلیارد سرخواهد زد، رقمی که اکنون 8میلیارد دلار است و این تحول بدلیل انتقال نسل عظیمی از متخصصین هندی به شمال آمریکا، آلمان و ژاپن و سود و نتایج حاصل از آن به کشور هند است.107″
متأسفانه ما نباید ایران را با هند مقایسه کنیم. طبق نظرات کارشناسان و معتقدان به مهاجرت نخبگان، نخبگان علمی نیروهای بالقوه ای در کشورهای توسعه یافته هستند که می تواند به نیروهای بالفعل در کشورهای خودشان تبدیل شوند و هم برای کشور مهاجر پذیر و هم مهاجر فرست منفعت داشته باشند اما، نخبگان ایرانی از این قاعده مستثنی هستند که آن هم علل گوناگون دارد که مهمترین آن ارتباط برقرار نکردن صحیح با این قشر از جامعه می باشد.
فصلنامه: چه راه حلی برای فائق شدن به گریز نخبگان در نظر دارید؟
سریع القلم: تصور من این است که در کوتاه مدت، مثلاً برای 5 سال آینده کارهای زیادی نمی شود انجام داد، اما با یک اقدام بزرگ می توان به لحاظ روانشناسانه امید به زندگی را بالا برد؛ یعنی افراد پی میبرند که روز به روز به شرایط زیست بهتر می گردد و ج
امعه رو به سوی حیات معقول دارد. در میان مدت چاره اصلی، حرکت به سمت استفاده بهتر از متخصصان کشور و دادن امکانات به آنهاست. توجه به 5-4 هزار استاد دانشگاه و چیزی حدود 40-30 هزار نفر متخصص در رده های مختلف با توجه به ثروتمندی کشور ما کار ناممکنی نیست و سپس لزوم یک تصمیم در سطوح بالا برای ارج گذاردن به معلومات و تخصص و در واقع توجه ویژه به شایسته سالاری.108البته این کار مشکلی است که نیازمند اعتماد به نفس بالاست. اما به هر حال هر حکومتی برای برنامه ریزی و طراحی آینده اش نیازمند یک مغز افزار است و این مغز حکومت باید ارتباط نزدیکی با متخصصین و مراکز دانشگاهی داشته باشد. بدین منظور دانشگایان باید جزء افراد محرم سیستم سیاسی ما تلقی شوند و از قشر عظیمی که در دانشگاهها تربیت می شوند استفاده بهینه شود. یعنی سیستم تصمیم گیری ما وصل شود به دانشگاهها، همانطور که غرب سیستم تصمیم گیری اش به دانشگاه متصل است و محصول این ارتباط هم برای کل جامعه مفید است.109
وی در ادامه صحبتهایش می گوید: ((تعلق داشتن به سرزمینی یک عامل کلیدی است که من گمان می کنم تعلق ما ایرانیان هنوز از حالت احساسی به حالت عقلانی گذار نکرده است و این حتی گریبانگیر طیف وسیعی از ایرانیان مقیم خارج است. وطن پرستی چیز بدی است، ولی میهن دوستی مسأله بسیار محترمی است. تعلق خاطر به سرزمین در کشور ما بسیار ضعیف است و به نظر من عواقب جدی دارد.110 ))
تجزیه و تحلیل آراء و نظرات اندیشمندان در رابطه با نخبگان علمی
با توجه به راه کارهایی که کارشناسان و دست اندرکاران امر مهاجرت مغزها به آن اشاره کردند و کلیاتی را بیان کردند امروز، نمی توان به یکباره با این پدیده اجتماعی برخورد کرد و یا اینکه همه راه حل های ارائه شده را به نحو احسن اجرا کرد تا مهاجرت نخبگان متوقف گردد چون موضوع مهاجرت مربوط به دو دوره است. یک دوره آن که پیش از انقلاب است و شرایط خاص خودش را داشت. این شرایط باعث شد از یک طرف به علت وقایع قبل از انقلاب رژیم نتواند آنطور که شایسته است شرایط مناسبی را در محیطهای دانشگاهی فراهم کند و از طرف دیگر اعتصابها و تعطیلات چنین امری را میسر نمی ساخت. اما در دوران پس از انقلاب، عده ای از نخبگان که رفته بودند بازگشتند و عده ای نیز که وابستگی به رژیم داشتند مهاجرت کردند. بنابراین در چنین شرایطی که یک رژیمی رفته و رژیمی دیگر روی کار آمده که ظهوری چندان در عرصه اجتماع نداشته است و از قوانین و مقررات محکمی برخوردار نیست نمی تواند شرایطی فراهم کند تا نخبگان آن جامعه مهاجرت نکنند. بنابراین لازم است شرایطی در این جامعه حاکم شود که مهترین آن برقراری امنیت و جوی آرام در جامعه است تا در سایه این امنیت دانشگاه ها و موسسات علمی فعالیت عادی خود را از سر گیرند.
در پایان این فصل لازم است به این نکته نیز اشاره گردد که موضوع فرار مغزها و مهاجرت در حال حاضر با گذشته از نظر ماهیت و شکل با موضوع فرار مغزها در دهه های 50 و 60 متفاوت است.
در دهه 1960 (1339) و دهه های بعد از آن، به موضوع فرار مغزها صرفاً به عنوان یک مسئله نگریسته می شد و واکنشها نسبت به آن عمدتاً بازدارنده، کنترلی و متقابل بود. در حالی که در شرایط کنونی در اثر تحولات و تغییرات محیطی و ظهور دیدگاهها نو در تحلیل و علت یابی مسائل انسانی و اجتماعی این موضوع صرفاً به عنوان یک مسئله مطرح نمی شود، بلکه به عنوان یک “پدیده اجتماعی” که بر اثر تعامل عوامل مختلف ایجاد و گسترش یافته است و دارای آثار و پیامدهای منفی و مثبت بوده مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. همچنین اینکه موضوع مهاجرت، بویژه در این سالها مختص کشورهای در حال توسعه نیست، یعنی فرآیند مهاجرت از کشورهای در حال توسعه به مقصد کشورهای پیشرفته در حال تغییر است و جریان مهاجرت از کشورهای توسعه یافته و صنعتی به کشورهای دارای امکانات و شرایط بهتر نیز در حال شدت گرفتن است. به گونه ای که مطابق آمارها، مهاجرت از اروپای شرقی و کانادا به کشورهایی نظیر فرانسه و آمریکا جدی و فراگیر شده است.
بر مبنای اصل مورد اشاره، لزوماً باید موضوع را در شبکه تعاملهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و حتی ساختاری دید. با این نگرش دلایل صرفاً سیاسی و معیشتی نمی توانند عامل مهاجرت متخصصان ایرانی باشند. از این رو در سطح کلان باید نقش دولت، سازمانها، رسانه ها و مقررات مورد توجه قرار گیرد و در سطح فردی و اجتماعی، زمینه های اجتماعی و فرنگی و کارکرد ساختارها و نهادهای رسمی و غیر رسمی فرهنگی، دینی و اجتماعی.
تمام مطالعات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مربوط به مهاجرت بر ایجاد و توسعه بنیان علمی مناسب برای جلوگیری از فرار مغزها و مهاجرت سرآمدها علمی جامعه اتفاق نظر دارند. به عنوان نمونه کارشناسان و دست اندرکاران علت اصلی خروج و بازنگشتن “المپیادیها” را نداشتن ظرفیتها و منابع علمی و همچنین مقررات دست و پاگیر مراکز علمی و تحصیلی می دانند. در عین حال برخی معتقدند که برای برخورداری از بنیانهای علمی باد با جامعه جهانی ارتباط فعال و البته غیر انفعالی داشت. این بدان معنی است که اگر بخواهیم جایگاهی در جهان علمی و علم جهان احراز کنیم، قطعاً باید عده ای که از توانائیهای علمی و مهارتی لازم برخوردار هستند بروند، بیاموزند و آخرین یافته های علمی را به مراکز علمی و جامعه برگردانند و به عبارت دیگر جامعه خود به استقبال “چرخش مغزها” برود. از این منظر مسئولان کشور باید با ایجاد توانائی در مراکز علمی و ا
رتقای توسعه علمی و همچنین جلوگیری از افزایش روند بدون بازگشت مهاجران برنامه عملی داشته باشند و در برخی از عرصه های علمی و فنی حتی به استقبال مهاجرت حساب شده نیروی انسانی کارآمد بروند.111
طرفداران نظریه گردش مغزها معتقدند که طبق آمارها، بسیاری از دانش آموختگان جهان از کشورهای در حال توسعه که در کشورهای توسعه یافته مشغول تحصیل هستند، پس از اتمام تحصیلات و یا پس از اتمام کار و کسب تجربه لازم، به کشورهای خود باز می گردند و خدمات خود را در خدمت به جامعه خود می گذرانند. در واقع آنچه که باید در مورد آن نگرانی وجود داشته باشد میزان مشارکت این افراد در امور زیربنایی، تحقیق، تدریس و مدیریت علم در کشورهایشان است. اگر این کشورها نتوانند به نحو احسن از سرمایه و منابع انسانی و متخصص خود بهره گیرند، کشورهایی هستند که از این منابع به نفع خود استفاده می کند یا به عبارت دیگر علی رغم نیاز بسیاری از کشورهای در حال توسعه به متخصصین مختلف بسیاری از آنها، توان بهره گیری از استعدادهای متخصصین خود را ندارند و نهایتاً این متخصصین به دلایل مختلف خصوصاً احساس عدم کارائی، کشور خود را ترک می کند. بازگرداندن این افراد از طرق مختلف کار ساده ای نیست، اما به نظر می آید که ایجاد ارتباط بین نیازهای کشور مبدأ یا متخصصین مهاجرت کرده از طریق سازمانهای جذب متخصصین به منظور مشارکت و کسب مشاوره و راهنمائی از آنان برای طرح های توسعه وعمران کشورهای مبدأ مناسب تر است.112

  منابع پایان نامه ارشد با موضوعسلسله مراتب، دانش آموختگان، اقتصاد کشور، ناخودآگاه

فرضیه دوم
نبود امنیت حیاتی و شرایط مناسب اجتماعی در سالهای 1350 تا 1370 تأثیر زیادی بر مهاجرت نخبگان علمی ایران داشته است.
از مسائلی که محیط را برای تحقیق و پژوهش و کارهای علمی فراهم می کند امنیت و آرامش در یک جامعه است. در سالهای نامبرده شرایط مناسبی برای جامعه علمی و دانشگاهی کشور فراهم نبود ونخبگان علمی نیز با توجه به این شرایط کشور را ترک کردند. وقایع گوناگونی در این دوره بوقوع پیوست که می توان به زمینه های رشد و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در سالهای 55 تا 57 و پس از آن پیروزی انقلاب و پیامدهای آن که یکی از آنها حق خواهی گروههای مختلف در سراسر ایران بود، نام برده که اشاره ای به ناامنی های کردستان، آذربایجان و خوزستان و غیره از جمله آنها می باشد و بعد از پیروزی انقلاب نیز تعطیلی دانشگاهها و وقوع انقلاب فرهنگی در دانشگاهها که منجر به تعطیلی این مراکز علمی شده و در نهایت شروع جنگ هشت ساله با عراق که عملاً جو متشنج و عاری از صلح و امنیت را برقرار ساخت، موقعیتی را فراهم کرد تا نخبگان علمی از ایران خارج شوند.
حمید آراسته عضو هیأت علمی موسسه پژوهشی و برنامه ریز آموزشی عالی می گوید: “پس از جنگ جهانی دوم، مهاجرت به ایالات متحده آمریکا افزایش یافت. به طوری که بین سالهای 1950-1941 تعداد 1380 به جمع مهاجران به آمریکا اضافه شد و با بالا رفتن قیمت نفت و در نتیجه درآمد ناخالص ملی کشور از یک سو و کمبود ظرفیت دانشگاههای کشور از سوی دیگر، تعداد بسیاری از دانشجویان به منظور ادامه تحصیل به طور موقت به این کشور مهاجرت کردند و سپس وضعیت ویزای خود را برای دریافت مجوز اقامت دائم تغییردادند. دردهه 1980 (1359) این افزایش به طور چشمگیری ادامه داشت، به نحوی که فقط در این دهه 113201 نفر مقیم آمریکا شدند.

دیدگاهتان را بنویسید