مقاله رایگان با موضوع وظیفه شناسی، انعطاف پذیری، کنترل تکانه

No Comments

2-8-پیشینه تاریخی مدل پنج عاملی شخصیت
مک دوگال54 (1932؛ به نقل از گروسی فرشی، 1380) در اولین نشریه خود درباره منش و شخصیت (که بعداً به نام مجله شخصیت55 منتشر شد) در باره گستردگی معانی خاص منش و شخصیت با دو مفهوم متفاوت بحث می‌کند. او در این نشریه فرضیه‌هایی را مطرح می‌کند که مورد علاقه‌اش می‌باشد و در آن می‌گوید که شخصیت ممکن است بر اساس تحلیل وسیعی از پنج عامل تفکیک به نام‌های «منش، هوش، مزاج، خلق یا گرایش، خشم و غضب» توجیه می‌شود. هر یک از این عوامل پیچیده و دارای متغیر‌های فراوان است. کلیچ56 (1926، به نقل از گروسی فرشی، 1380) عنوان می‌کندکه تحلیل دقیقی از زبان به فهم شخصیت کمک خواهد کرد. آلپورت و آدبرت57 (1936) بررسی زبان خودشان را بر عهده گرفتند و زمینه را برای تحقیقات بعدی فراهم ساختند. بنابراین می‌توان گفت تا حدودی این پنج بعد عمده در بر الگویی در تنظیم تفاوت‌های فردی است و بدین ترتیب وجود ابعاد پنج‌گانه اصلی به تأیید رسید(پروین و جان، 1381).
مدل پنج عامل شخصیت رابرت مک‌کری58 و پلی کاتسیا59
مهمترین تغییر در مدل نورمن هنگامی بوجود آمد که مک‌کری و کاستا مدل پنج عامل جدید را ارائه دادند و آن تغییری بود که در بعد فرهنگ صورت پذیرفت. آنها مدعی شدند که این بعد تنها بار عاملی اندکی به مواد مربوط به فرهنگ دارند. در عوض بار عاملی زیادی با اصیل بودن، خلاقیت، مستقل بودن و جرأت ورزی دارد. بنابراین آنها این عامل را تجربه‌پذیری نام نهادند. نتایج تحقیقات نشان داده است که این مدل برای سنجش شخصیت افراد در گستره و قالب سرشتی به اندازه کافی مناسب است(کارور وشیر، 1992). بر اساس نظر مک‌کری می‌توان معتقد شد که مدل پنج عاملی در بین تقریباً تمام سازه‌های صنعتی شخصیت، دارای وارایانس مشترکی بوده، بر اساس آن می‌توان آنها را در قالب پنج عامل روان رنجور خویی، برونگرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، و وظیفه شناسی خلاصه نمود(شولتز، 1390). این پنج عامل نه تنها در مقیاس‌های رتبه‌ای همسالان (تیوپس و کریستال، 1992 و 1961) وجود دارند، در ویژگیهای توصیفی سویسه60 (1997)، در پرسشنامه اندازه‌گیری نیاز و انگیزش کاستا و مک‌کری، 1998) در مقایس‌های تخصصی مجموعه A کالیفرنیا لنینگ (1994) و در مجموعه علایم اختلالات شخصیت کلارک و لیوسلی (1997) نیز آشکار هستند (مک‌کری و کاستا، 1998)
این مدل سودمندی زیادی درزمینه وحدت‌بخشی و انسجام بخشیدن به مفاهیم و اندازه‌گیری‌های گوناگون داشته است. تحقیقاتی که با مدل پنج عاملی مرتبط می‌شوند، جمعیت‌های گوناگون را در بر می‌گیرند (مک‌کری و همکاران، 1998).
و غالباً دوره‌های متعدد زندگی را تحت پوشش قرار می‌دهند (کاستا و مک‌کری، 1992).
ابعاد شخصیت در مدل پنج عاملی شخصیت مک‌کری و کاستا
رابرت مک‌کری(1949)و پل‌کاستا(1942) با مطالعه مستمر در مرکز پژوهشهای پیری‌‌شناسی مؤسسه علمی تندرستی «مریلند» و با تکیه بر روش تحلیل عاملی به پنج عامل نیرومند در شناخت ویژگی‌های شخصیت انسانها دست یافتند که هرکدام از این 5 عامل در درون خود شش ویژگی خاص (جمعاً 30 ویژگی) را شامل میشوند و در واقع پنج عامل معرفی شده را میتوان «سوپر صفات»61 نامید. (هازینسکی62 و همکاران، 2000)
مدل ارائه شده از سوی رابرت مک کری و پل کاستا به مدل پنج عاملی شخصیت مشهور است. این مدل شخصیت افراد را به پنج بعد بزرگ شامل روان رنجور خویی، برونگرایی، انعطاف‌پذیری، سازگاری و وظیفه‌شناسی تقسیم می‌کند.از این پنج عامل، دو عامل برون‌گرایی و مقبولیت به صفات شخصیتی دارای ماهیتی بین شخصی مربوطاند.عامل وظیفه‌شناسی اساساً صفات رفتاری هدف‌گرا و نیز کنترل تکانهها به شکلی جامعه پسند رادر بر میگیرد. در عامل نوروزگرایی، پایداری هیجانی در برابر گسترهای از هیجانات منفی مانند غم، تحریک‌پذیری، تنش عصبی و … قرار میگیرد و عامل گشودگی نیز به گستردگی، عمق و پیچیدگی وجوه فکری، ذهنی، و تجربیات فرد مربوط است.
2-9-روان رنجور خوییN63
مؤثرترینقلمرو مقیاسهای شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان رنجور خویی است. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی‌های عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می‌دهند، اما مطالعات بی‌شمار نشان می‌دهد، افرادی که مستعد یکی از این وضیعت‌های عاطفی هستند، احتمالاً وضعیتهای دیگر را نیز تجربه میکنند(مک کری و کاستا، 1992).
تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه N را تشکیل می دهند، و بیشترین آمادگی برای ناراحتیهای روانشناختی را دارد.عواطف شکننده مانع از سازگاری می‌شود، هر چند مستعد داشتن علایق غیر منطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانش‌های خود بوده و خیلی ضعیف‌تر از مردان و زنان با نمره بالا در دیگران با استرس کنار میآیند. هم چنان که اسم این عامل نشان میدهد، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شده‌اند کلاً نمره بالایی در پرسشنامه N به دست میآورند(به عنوان مثال آیرنگ 1964 به نقل از مک کری و کاستا 1992). اما مقیاسهای N اندازههایی همانند سایر مقیاسهایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می‌گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال ابتلا به برخی از اختلالات روانی در نظر گرفته شود و نمرات بالای N ممکن است از انواع مشکلات روان پزشکی باشد. اما زیر مقیاس با یک اختلال قابل تشخیص روایی همراه نباشد. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت چند اجتماعی داشته باشد و نمره بالایی در N کسب نکند و وقتی که نمره N پائین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیتهای افرادی که نمرات آنها در N فشارزاست، بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.
2-10-برونگرایی(E)64
برون‌گراها جامعه‌گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برون‌گرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم، علاقه به شرکت در گروه‌های بزرگ و گردهماییها، با جرأت بودن، فعال بودن و پر حرف بودن نیز از صفات برون گراهاست. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند( کاستا و مک کری و هالند، 1984).
بنا برتعریف جان و سریواستارو(1999)، برون‌گرایی بیانگر وجود رویکردی پر انرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد می‌باشد که ویژگی‌هایی چون مردم آمیزی، فعال بودن، قاطعیت و جرأت را شامل می‌شود. سازشپذیری نشانگر جهت‌گیری اجتماعی و جامعه پسند در مقابل نگرش خصمانه نسبت به دیگران می‌باشند که ویژگیهایی چون نوع دوستی، خوش قلبی، اعتماد و فروتنی را شامل می‌شود. هر قدر که نشان دادن برون‌گراها آسان است، به همان اندازه نشان دادن ویژگی‌های درون‌گراها مشکل است. در برخی از توصیف‌ها درون‌گرایی باید به منزله فقدان برون‌گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون‌گرایی. از این رو افراد درون‌گرا خود دارترند تا غیر دوستانه، مستقل‌اند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل، وقتی منظور این است این افراد ترجیح می‌دهند تنها باشند، شاید گفته شود این افراد کمرو هستند. خصوصیات گفته شده شاید در مواردی عجیب یا بعید به نظر برسند اما تنها به کمک تحقیقات متعددی بر آورده شده اند و موجب پیشرفت های مفهومی در مدل پنج عامل گردیده‌اند (کاستا و مک کری، 1980، مک کری و کاستا، 1987).
2-11-انعطاف پذیری65 (O)
انعطاف‌پذیری راهی بزرگ به سوی هنر، هیجان، مخاطرات، تفکرات غیر معمول، تصویرسازی ذهنی، کنجکاوی و تجارب گوناگون می باشد. به عنوان یک بعد اصلی شخصیت، انعطاف‌پذیری کمتر از Nو E شناخته شده است. عناصر تجربه‌پذیری چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی، استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در نظریه ها و سنجش‌های شخصیت، ایفا نموده‌اند، اما به هم پیوستگی آنها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح است. اشخاص تجربه‌پذیر هم درباره دنیای درونی و هم درباره ایفای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آنها از لحاظ تجربی غنی است. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید وارزشهای غیر متعارف بوده و عمیق تر از اشخاص غیر منعطف، هیجان های مثبت و منفی را تجربه می‌کنند. زیر مقیاسهای انعطافپذیری عبارتند از: خیال‌پردازی، زیبا شناسی، احساسها، اعمال، عقاید و ارزشها (کاستا و مک کری، 1998). این افراد قدرت تصویر‌سازی ذهنی بالا، دارای گنجینه واژگان غنی، ایدههای جالب و بدیع، وقت خود را صرف تفکر به چیزها، کلمات سخت به کاربردن را دارند.
2-12-سازگاری (A)66
عامل مسئولیت‌پذیری بازتاب دهندهی تفاوت‌های فردی متوسط با همکاری و همسازی اجتماعی است. افراد برخوردار از همسازی بالا، کنار آمدن با دیگران را یک ارزش می‌دانند( جانسون، 2000، به نقل از آقایی، 1384). بی شک صفت مسئولیت‌پذیری برای به دست‌آوردن و نگهداری مردم ویژگی سودمندی است، آنها به مراتب بهتر از افراد فاقد تطابق پذیری عمل می‌کنند و در معرض موقعیتهای سخت و متضاد افکار مطلق استبدادی قرار نمی‌گیرند. اما افرادی که تطابق‌پذیری دارند می‌توانند یک دانشمند، کارشناس، منتقد و سرباز خوبی باشند.
همانند برون‌گرایی، مسئولیت‌پذیری بعدی از تمایلات بین شخصی است. افراد همساز به هم حسی، همکاری، اعتماد کردن و حمایتهای بین شخصی تمایل دارند. قطب مقابل مسئولیت‌پذیری، مخالف ورزی است.
این افراد اشخاص بی‌اعتماد، شکاک، فاقد هم حسی، کله شق و خشن هستند( لیبرت ویلبرت، 1998). زیر مقیاس‌های، مسئولیت‌پذیری عبارتند از: اعتماد، صراحت، نوع دوستی، پیروزی، تواضع و دل رحم بودن(کاستا و مک کری، 1998).
2-13-وظیفه شناسی67 (C)
کاستا و مک‌کری (1998) معتقدند که این عامل با کنترل تکانهها و خویشتن‌داری قدرت اراده و موفقیت ارتباط دارد. این صفت به نشان دادن خود انطباقی، عمل به وظایف و نائل شدن به موفقیت دلالت می‌کند. غلبه نقشه بر رفتار خود به خودی و بی نظمی از ویژگیهای این صفت محسوب شود. با این صفت می‌توانیم راهی برای کنترل، هدایت و تنظیم تکانه‌های خودمان پیدا کنیم. عمده‌ترین مسأله مورد شمول صفت وظیفهشناسی عبارت است است از «نیاز به موفقیت». آنها علی‌رغم موانع موجود، در رفع آنها مصرند و تمایل به دقت و کامل بودن دارند. وظیفه شناسی معمولاً با پشتکار و قابلیتهای جسمانی مرتبط است. افراد فاقد این صفت از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزکی زیاد اجتناب می‌کنند (لیبرت ولیبرت، 1998). زیر مقیاس‌های وظیفه شناسی عبارتند از شایستگی، نظم و ترتیب، فرمانبرداری، پیشرفت طلبی، خود نظم دهی و حسابگری(کاستا و مک کری، 1992). در مباحث مربوط به سازمان‌ها گفته می‌شود که حس وظیفه‌شناسی مهم و مفید بوده و شاخص مناسبی برای پیشگویی عملکرد در بسیاری از مشاغل می باشد. چرا که تمایل این افراد برای دستیابی به موفقیت بیش‌تر است.
2-14-تاب آوری
یکی از مهمترین پیشرفت‌های نیمه دوم قرن بیستم پیدایش نظریه‌هایی است که بر نقش فرآیندهای عالی مؤثر بر مهار و هدایت فرآیندهای شناختی تأکید می‌نماید. در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست‌ویکم می‌توان ورود سازه تاب‌آوری را به عرصه ادبیات روانشناسی تحولی، انقلابی نو در غوه نگرش روانشناسان، روان‌درمانگران، روانپزشکان و مددجویان به شمار آورد.
صفت تاب‌آوری به عنوان گرایش به تعدیل و مدیریت مؤثر پاسخ‌های فرد در برابر تقاضاها و استلزام‌های متغیر محیطی و نیز داشتن توانایی بهبودی مؤثر در شرایط استرس‌زا توصیف شده است ( بلاک و بلاک 1980).
پژوهش‌ها نشان داده اند که تفاوت های فردی در صفت تاب‌آوری پیش‌بینی کننده توانایی بهره‌برداری از

  پایان نامه ارشد درباره شیمی درمانی

دیدگاهتان را بنویسید