مقاله رایگان با موضوع عوامل خطر، نظریه تحول، عوامل درونی

No Comments

جنگ، خشونت، یا مواجهه با سرکوب نژادپرستی و تبعیض تهدید می‌شود چگونه موفق می‌شوند، وقتی که والدین آنها توسط سوءمصرف مواد، بیماری روانی ( یا بیماری جسمی جدی) و بیکاری و فقر شدید ناتوان می‌شوند، چه چیزهایی از آنها محافظت می‌کنند؟ و پدیده تاب‌آوری را درمورد کودکانی که با وجود چالش های جدی و شدید در تحولشان موفق می شوند چگونه تبیین کنیم؟ برای پاسخ به این پرسش ها و احتمالاً پرسش‌های دیگر مطالعه علمی تاب‌آوری حدود4 دهه پیش زمانی مشکل گرفت که پژوهشگران پیشرو به پدیده انطباق در میان گروه‌هایی از کودکان که به عنوان افراد در معرض خطر پدیدآیی آسیب‌شناسی روانی بعدی به حساب آورده شده بودند، توجه کردند( مستن 2001، به نقل از پرتو، 1389).
2-18-موج های پژوهش درباره‌ی تاب‌آوری
موج اول: پژوهش‌هایی را دربر می‌گیرد که به شناسایی ویژگی‌های تاب‌آوری متمرکز بودند که به افراد کمک کنند از شرایط ناگوار بودن آسیب خارج شوند. اینکه تاب‌آوری نوعی یادگیری است یا بخشی از ماهیت ژنتیکی فرد است، موضوعی است که محققان در حال بررسی آن هستند، ویژگی‌های تاب‌آوری همچنین به عنوان عوامل محافظتی و داراییهای تحولی نیز در نظر گرفته شده است.
در این ارتباط مطالعه اولیه‌ای که در اکثر ادبیات تاب‌آوری مورد اشاره قرار می گیرد کاری است که توسط ورنرواسمیت (1992) انجام شد و طی آن یافته های یک مطالعه بلندمدت 30 ساله گزارش گردید.
ورنر مطالعه خود را در سال (1955) در میان کودکانی آغازکرد که در معرض چهارگروه از عوامل خطرزایی محیطی قرار داشتند. تقریباً 200 نفر از 70 نفر که مورد مطالعه در معرض فشار قبل از تولد فقر بی‌ثباتی روزانه و مشکلات شدید سلامت روان بودند وی مشاهده کرد که 72 نفر از 200 کودک علی‌رغم عوامل خطرزا کارکرد مناسبی داشتند در این ارتباط ورنر ویژگی‌های تاب‌آوری که با این افراد کمک کرده بود که علی‌رغم تجربه عوامل خطرزا بودن مشکل باقی بمانند دسته‌بندی کرد.
پدیده‌شناسی ورنر شامل ویژگی‌های فردی از قبیل مؤنث، تنومند، از نظر اجتماعی: مسئول، سازگار و متحمل بودن، پیشرفت‌گرایی ، قدرت کلامی و عزت نفس بود. وی همچنین بر این اعتقاد است که یک محیط مراقبتی (بیرون و درون خانواده) به فرد کمک می‌کند تا شرایط ناگوار را راحت‌تر پشت سر بگذارد.
همچنین راتر (1979، 1985) طی مطالعاتی که انجام داد دریافت که یک سوم افراد علی‌رغم تجربه عوامل خطر‌زا تاب‌آور بودند. برخی از ویژگی‌های تاب‌آوری که راتر طی مطالعات خود بدانها دست یافت عبارت بودند از داشتن خوی87 نرم، مؤنث بودن، فضای مثبت مدرسه، تسلط88 برخورد ، خودکارایی ، مهارتهای برنامه‌ریزی و یک رابطه گرم و نزدیک با بزرگسال.
موج دوم :
بررسی تاب‌آوری تلاشی بود جهت پاسخ به این پرسش که حالات تاب‌آوری چگونه کسب می‌شوند. فلاج (1988، 1997؛ به نقل از ریچاردسون، 2002) بر این عقیده است که حالات تاب‌آوری طی یک فرایند شکست و انسجام مجدد بدست می‌آید.
یک فرایند با جزئیات بیشتر در زمینه کسب حالات تاب‌آوری به عنوان کارکردی از انتخاب هشیار و ناهشیار بوسیله ریچاردسون و همکاران1990مطرح گردید. ریچاردسون مدلی را ارائه می‌دهد که طی آن فرد یا گروه از میان مراحل تعادل زیستی- روانی- معنوی، تعامل با فوریت‌های زندگی از هم گسیختگی، آمادگی برای انسجام مجدد و انتخاب برای انسجام مجدد به صورتی تاب‌آورانه ، برگشت به تعادل یا با فقدان می‌گذرد.
به موجب مدل تاب‌آوری ، افراد این فرصت را می‌یابند که از میان از هم گسیختگی برنامه‌ریزی شده یا واکنش به رخدادهای محیطی به صورت هشیار یا ناهشیار پیامدهای از هم گسیختگی برنامه‌ریزی شده یا واکنش به رخدادهای محیطی به صورت هشیار یا ناهشیار پیامدهای از هم گسیختگی را خود انتخاب کنند.
انسجام مجدد تاب‌آورانه به انسجام مجدد یا تطابقی گفته می‌شود که بر رشد و آگاهی درک خود و قدرت افزایش یافته حالات تاب‌آوری منجر می‌شود.
توصیف تاب‌‌آوری وقتی شروع می‌شود که فرد در نقطه ای از زمان خود را با موقعیتش در زندگی تطابق داده است. استفاده از واژه تعادل زیستی- روانی-معنوی به منظور توصیف حالات تطابق یافته ذهن، بدن و روح است.
تعادل زیستی – روانی- معنوی زمانی است که فرد به صورتی جسمی، روانی و معنوی خود را با مجموعه‌ای از شرایط خوب یا بد تطابق داده است. انسجام مجدد تاب‌آورانه به شناسایی و تقویت حالات تاب‌‌آوری منجر می گردد. انسجام مجدد ناکارآمد وقتی رخ می‌دهد که فرد به موارد رفتار تخریبی یا سایر ابزارها برای از عهده فوریت‌های زندگی برآمدن پناه می‌برد. برخی از این نظام‌های انطباقی در حوزه روانشناسی تحولی به خوبی مورد مطالعه قرار گرفته است که تحول روابط دلبستگی، تحول اخلاقی، نظام‌های خود تنظیم‌گری برای میزان کردن و تنظیم هیجان، برانگیختگی و رفتار نظام انگیزشی و نظام‌های عصبی رفتاری و پردازش اطلاعات مهم‌ترین آنها هستند. موج دوم نظیریه و پژوهش در زمینه تاب‌‌آوری اغلب زمان نظریه تحولی سیستم‌ها را شامل می‌شود و با مفاهیمی مانند مسیرهای تحولی، و روندهایی که مدلهای پویا، تعاملی، متقابل، چند علیتی و چندسطحی معمول در نظریه تحولی سیستم‌های معمول، سروکار دارد(رایت و مستن، 2006، به نقل از کریمی، 1389).
تعادل زیستی- روانی- اجتماعی به طور معمول از سوی عوامل درونی و بیرونی، فشارزارها، شرایط ناگوار، فرض‌ها و سایر اشکال تغییر مورد هجوم قرار می‌گیرد. اثرگذاری این عوامل به حالات تاب‌آوری و انسجام‌های مجدد تاب‌آورانه قبلی بستگی دارد.
در واقع تعامل بین فوریتی‌های زندگی و عوامل محافظتی است که تعیین می‌کند از هم گسیختگی رخ خواهد داد یا نه. انسجام مجدد می‌تواند به صورت‌های تاب‌آورانه تلاش برای برگشت به تعادل زیستی- روانی -اجتماعی، انسجام مجدد همراه با خسارت و انسجام مجدد ناکارآمد باشد.
بهبودی همراه با خسارت بدین معنی است که افراد به خاطر فشار فوریتی‌های زندگی، انگیزه، امید و کشش خود را از دست می‌دهند ( ریچاردسون و همکاران، 1990) .
موج سوم:
انسجام مجدد تاب‌آورانه برای رشد به انرژی نیاز دارد و طبق نظریه تاب‌آوری منبع این انرژی یک منبع معنوی و ذاتی است. یکی از عبارات نظریه تاب‌آوری این است که نیرویی در درون هر فرد وجود دارد که او را به سوی خودشکوفایی ، نوع دوستی، فردیت و هماهنگی سوق می‌دهد، این نیرو یک منبع معنوی دارد. پرسشی که به موج سوم بررسی تاب‌آوری منجر گردید عبارت بود از اینکه منبع انرژی یا انگیزشی که به انسجام مجدد تاب‌آورانه منجر می‌شد چیست و کجاست؟
موج سوم نظریه و پژوهش در حوزه‌های تاب‌آوری بر مداخله برای پرورش و تقویت تاب‌آوری تأکید می‌کند. با وجود این شناخت بهتر فرایندهای واسطه‌ای و تعدیل کننده از مراحل و شرایط لازم کارهای مداخله‌ای است (رینولدمرامر، 2003) .
2-19-مدل ها و الگوهای تاب‌آوری
طبق نظر هالت89(2009) در طول دهه‌های گذشته بر اثر مطالعات زیادی که در زمینه تاب‌آوری انجام شد مدلهای مختلفی ارائه شده است که عبارتند از:مدل شکست ناپذیر(مقاوم)90- مدل چالشی91- مدل حفاظتی و مدل جبرانی
دو مدل اول بر نحوه واکنش یا پاسخ فرد نسبت به عوامل خطرساز متمرکز است و دو مدل بعدی چگونگی رابطه بین عوامل خطرساز و عوامل حمایتی را بررسی می‌کند.
الف) مدل شکست ناپذیر(مقاوم): این مدل جوانان را در دو دسته‌ی آسیب‌پذیر وآسیب‌ناپذیر قرار‌می‌دهند در این مدل هر دو گروه با عوامل خطرساز مواجه می‌شوند اما پاسخ‌های متفاوتی را نشان می‌دهند.
فرد آسیب‌‌پذیر و آسیب‌ناپذیر تحت تأثیر موانع قرار می‌گیرند اما فرد آسیب‌پذیر برای کنارآمدن با فشار روانی اضافه شده، بر شرایط ناتوان است. این مدل فرض می‌کند سطحی از آمادگی ذاتی در هر دو دسته وجود دارد ( کوئن و ورک92،1988).
ب) مدل چالشی: این مدل عوامل خطرساز را در یک پیوستار در نظر می‌گیرد و یک دیدگاه منحنی شکل به تاب‌آوری می‌دهد به این معنی که در معرض قرار گرفتن کوتاه‌مدت در برابر عوامل خطرساز منجربه پیامدهای منفی کوتاه‌مدت می‌شود. برای مثال اگر یک نوجوان گاهی اوقات به طور تصادفی با یک گروه زورگیر از همسالانش مواجه شود این شرایط می‌‌تواند به او در بوجود آوردن یک راهبرد مناسب کمک کند و این نوجوان با اینکه اعتماد به نفس پایین و ترس را تجربه می‌کند ، می‌تواند با این شرایط مقابله کند بر اساس این مدل اگر این نوجوان هر روز اذیت شدن را تجربه کند ممکن است راهبردهایی را برای مقابله با خشونت پیدا کند از جمله در جریان گذاشتن مسئولین مدرسه، والدین، هم مسیرشدن با دوستان دیگر، عوض کردن مسیر خود و … پس طبق این مدل افراد مهارتها و ابزارهای اجتماعی را رشد می‌دهند تا خطرهای مشخصی را که در آینده با آنها مواجه خواهند شد را مدیریت کنند ( هالت 2009، به نقل از سلامت شریف، 1391).
پ)مدل جبرانی: این مدل تأثیر عوامل خطرساز را می‌پذیرد اما می‌گوید عوامل حفاظتی می‌تواند پیامدهای منفی را کمتر کنند. به این معنی که عوامل حفاظتی این توانایی را دارند که عوامل خطرساز را خنثی یا با آنها مقابله کنند (زیمرمن و لبینگن هیمر، 932002،به نقل از سلامت شریف، 1391).
البته عوامل خطرساز در این مدل از زندگی فرد خارج نمی‌شود چرا که عوامل حفاظتی که وجود دارد فقط پیامدها را تغییر می‌دهد به عبارت دیگر اگر در برابر عوامل خطرساز سطوح بالایی از حمایت وجود داشته باشد در مقابله با عوامل خطرساز پیامدهای مثبت به وجود می‌آید و اگر میزان خطر زیاد باشد و عوامل حمایتی کم باشد در این صورت پیامدهای منفی بوجود می‌آید.
جانسون و ویچلت94 (2004) در این مدل، تاب‌آوری را تعدیل کننده پیامدهای منفی از طریق حضور عوامل حفاظتی می‌دانند. این مدل حداقل 2 محدودیت دارد. یکی اینکه توانایی لازم را که بتواند عوامل خطرساز را خنثی کند توضیح نمی‌‌‌دهد، دوم آنکه چگونگی تعادل عوامل حفاظتی و خطرساز را بیان نمی‌‌کند به طوری که در فرایند انزوا هستند و فقط پیامد تغییر می‌کند (سلامت شریف، 1391).
ت) مدل حفاظتی: این مدل توانایی را دارد تا یک فرد را از پیامد منفی حفظ کند و در بیشتر موقعیت‌ها هم می‌تواند عوامل خطرساز را حذف کند ( زیمرمن و آرانکامار،951994، به نقل از سلامت شریف، 1391).
یک عامل حفاظتی با عامل خطرساز قبل از بروز پیامد مقابله می‌کند و در واقع عوامل حفاظتی می‌توانند با عوامل خطر تعادل کنند تا افراد را از پیامدهای منفی دورکنند ( کوئن و ورک 96، 1988) .
این مدل به دو دلیل پذیرفته شده است یکی اینکه در این مدل ارتباط بین عوامل خطرساز و حفاظتی آسانتر تشخیص داده می‌شود و این امکان فراهم است که نحوه ارتباط پیامدها با ویژگی‌های ذاتی بهتر تعیین می‌شود.
و همچنین می‌تواند مشخص کند که در چه مرحله‌ای عوامل از شکل حفاظتی به خطرساز تغییر می‌یابد و دوم اینکه برای ایجاد برنامه‌های رشدی و تدابیر عمومی مفید است، اگر بین یک عامل حفاظتی مشخص و کاهش دادن خطر، ارتباطی بدست آید سپس می‌توان تدابیری را در نظر گرفت تا به افراد کمک کنند به سوی عوامل حفاظتی حرکت کنند.
فارلی (2007) معتقد است جهت رشد تاب‌آوری همراه شدن معنویت و اخلاقیات از طریق پیوند زدن مردم به امید، ایمان و علاقمند کردن به دیگران، می‌توان تاب‌آوری را پرورش داد ( نوروزیان، 1391).
2-20-انواع تاب‌آوری
بنابه نظرهارت و همکاران97 (2007، به نقل از نوروزیان، 1391) توصیف تاب‌آوری سه روند را شامل می‌شود.
تاب‌آوری عمومی، تاب‌آوری حقیقی، تاب‌آوری تلقیحی .
الف‌‌) تاب‌آوری عمومی
در زبان عامه همان غلبه بر موقعیت‌های دشواری است که هر کس با آن موقعیت مواجه می‌شود. با این تعریف تاب‌آوری به نظر

  پایان نامه با کلید واژگان شرکت های تجاری

دیدگاهتان را بنویسید