مقاله رایگان با موضوع تاب آوری، انعطاف پذیری، وظیفه شناسی

No Comments

(نعمت طاووسی، 1391).
منظور از مقابله کردن تلاش‌هایی است که برای کنترل و اداره کردن موقعیت‌هایی که به نظر خطرناک و استرس‌زا می‌رسند به عمل می‌آوریم با این تعریف که از لازاروس و فولکمن (1985) است، سه ویژگی عمده دارد: بیانگر این است که مقابله مستلزم تلاش و برنامه‌ریزی است؛ نتیجه نهایی واکنش‌هایی مقابله‌ای را مثبت فرض نمی‌کند، مقابله کردن را فرآیندی تلقی می‌کند که در طول زمان اتفاق می‌افتد. این ویژگی‌های تعریف مقابله بسیار مهم است زیرا به ما امکان می‌دهد تا سبک‌های راهبردی مقابله‌ای متفاوت را مطالعه کنیم. در نتیجه در می‌یابیم که کدام سبک‌های مقابله‌ای در کدام موقعیت‌ها موثر است. (محمد خانی، 1389)
1-3- اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
شخصیت از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و هر یک آن را بر اساس چهارچوب نظریه مربوطه تعریف کرده اند.
همچنین در مورد ابعاد شخصیتی افراد دانشمندان نظرات گوناگون و تقسیم بندی های مختلفی را ارائه داده اند. از جمله این نظریات می توان به مدل پنج عاملی شخصیت مک کراو کاستا1(1986) اشاره نمود. مدل پنج عاملی، شخصیت افراد را به پنج بعد روان رنجورخویی 2(تمایل افراد به تجربه اضطراب، تنش، خصومت، کمرویی، تفکر غیر منطقی، افسردگی، عزت نفس پائین) برون گرایی3(تمایل فرد به معطوف ساختن توجه به اشخاص دیگر و لذت بردن از داشتن تعامل با سایرین) انعطاف پذیری4 (جست و جوی فعال فرد برای بهره گیری از تجاب دیگران و کنش فرد به کنجکاوی، عشق بدهند، تخیل، روشنفکری و نوآوری) سازگاری5(گرایش افراد برای احترام گذاشتن به دیگران وداشتن توافق و هماهنگی زیاد با آن ها) و وظیفه شناسی6(توانایی افراد در سازماندهی، پایداری، کنترل و انگیزش در فتارهای هدفمدار و گرایش به شایستگی، نظم و ترتیب، کوشش برای پیشرفت، خویشتن داری و تأمل) تقسیم می کند.
هر یک از افراد برحسب ویژه گی شخصیتی خود طبق این مدل می توانند انگیزش و اگرایش خاصی نسبت به وظایف و اهداف سازمان داشته باشند. بدین ترتیب، تفاوت های شخصیتی افراد می تواند منبع توسعه خلاقیت و یا زمینه بسیاری از مشکلات سازمانی باشند و بر عمل، رفتار، تصمیمات و رفتار سازمانی آنان موثر خواهد بود.
در طول 20 سال گذشته مطالعه درباره ی تاب آوری به طور معنی داری گسترش یافته است و نیاز به پژوهش درباره ی این موضوع احساس می شود. شاید تمایل زیاد به پژوهش های تاب آوری به این دلیل باشد که عوامل محافظت کننده نقش پر اهمیتی را در زندگی فرد ایفا می کنند. از سوی دیگر بحثی از محبوبیت مفهوم تاب آوری و پژوهش های مرتبط با آن به این دلیل است که این دیدگاه برتوانمندیها، ظرفیت ها، امید و قدرت فرد تمرکز دارد.
این که عوامل محافظت کننده به عنوان سپری بر علیه رفتارهای خطرزا و پیامدهای همراه با آنها مطرح هستند، تعیین کننده این موضوع است که چرا بسیاری از جوامع به شناسایی عوامل موثر برتاب آوری و بدنبال آن، طراحی برنامه های درمانی وارتقای توانایی های لازم در جانان اقدام کرده اند. (رسنیک، 2000).
اصطلاح سبک‌های مقابله‌ برای روش‌های مبارزه با منبع اضطراب مورد استفاده قرار می‌گیرد و به روش مواجهه با دشواری‌ها و کوشش برای غلبه بر آنها اشاره دارد (پورافکاری، 1373). به بیان دیگر، رفتارهای مقابله‌ای به آن دسته از راهبردهای هوشیار اطلاق می‌گردد که فرد در مواجهه با رخدادهای استرس‌زا خاص مورد استفاده قرار می‌دهد (موس و هالان7، 2003؛ نقل از کاکابرایی و همکاران، 1390)
1-4- اهداف پژوهش
هدف اصلی
پژوهش حاضر بررسی رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با تاب‌آوری و سبک‌های مقابله‌ای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد استان کرمانشاه در سال 1393 است.
اهداف فرعی
تعیین رابطه بین 5عامل بزرگ شخصیت(روان رنجور خویی، برون‌گرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، وظیفه‌شناسی) با تاب‌آوری
تعیین رابطه بین 5 عامل بزرگ شخصیت(روان رنجور خویی، برون‌گرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، وظیفه‌شناسی) با سبک‌های مقابله‌ای
1-5- فرضیه‏های پژوهش
بین پنج عامل بزرگ شخصیت(روان رنجر خویی، برون گرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، وظیفه شناسی) با تاب آوری دانشجویان دختر و پسر رابطه وجود دارد.
بین پنج عامل بزرگ شخصیت(روان رنجر خویی، برون گرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، وظیفه شناسی) با سبک های مقابله ای دانشجویان دختر و پسر رابطه وجود دارد.
1-6-تعاریف
1-6-1-تعاریف مفهومی
پنج عامل بزرگ شخصیت عبارت است از روان رنجور خویی(N)، برونگرایی (E)، سازگاری (A)، انعطاف پذیری(O)، وظیفه شناسی(C) و با وجدان بودن. مفهوم شخصیت از دیدگاه آلپورت عبارت است از «سازمان پویایی از نظام های جسمی- روانی در درون فرد است که رفتار و افکار ویژه او را تعیین می کند». هم چنین وی، شخصیت را مجموعه عوامل درونی ای ه تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد تلقی می کند (شولترودوان، 1998).
روان نژندی- تمایل عمومی به تجربه و عواطف منفی چون (ش) غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می دهد (مک کری و کوستا، 1992).
برونگرایی (E): بیانگر وجو رویکردی پر انرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد می باشد که ویژه گی هایی چون مردم آمیزی، فعال بودن، قاطعیت و جرأت را شامل می شود(جان و سریو استاوا، 1999).
سازگاری(A): بعدی از تمایلات بین فردی است و اساساً یک فرد دلپذیر، نوع دوست است. نسبت به دیگران همدردی کرده و مشتاق است که کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند (مک کری و کاستا، 1991).
انعطاف پذیری (O): قابلیت پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیر متعارف می باشد. این عامل با صفاتی نظیر هوش، اعمال خلاف عرف، تخیل، کنجکاوری و ابتکار توصیف می شود.(مک کری و کوستا 1991).
وظیفه شناسی( C): توصیف کننده قدرت کنترل تکافه ها، به نوعی که جامعه مطلوب می داند و تسهیل کننده، رفتار، تکلیف محور و هدف محور است. وظیفه شناسی ویژه گی هایی چون تفکر قبل از عمل، به تأخیر اندازی ارضا خواسته ها رعایت قوانین و هنجارها و سازماندهی و اولویت بندی تکالیف را در بر می گیرد (دیگمن و تاکوموتو چوک، 1981).
تاب آوری می تواند سطوح استرس و ناتوانی را در شرایط استرس زا تعدیل کند و افزایش رضایت از زندگی را باعث شود. تاب آوری به فرآیند پویای انطباق و سازگاری مثبت با تجارت تلخ و ناگوار در زندگی گفته می شود (بنارد، 1995).
سبک‌های مقابله‌ای:
سبک‌های مقابله، به مجموعه تلاش‌های شناختی، هیجانی و رفتاری شخص برای کنترل درخواست‌های بیرونی، درونی بخصوص، که فرد را تهدید می‌کند یا به مبارزه می‌طلبد گفته می‌شود که به سه دسته کلی سبک‌های مقابله‌ مساله مدار، هیجانی مدار و اجتنابی تقسیم می‌شوند (ابراهیمی، بوالهری، ذوالفقاری، 1381)
1-6-2-تعاریف عملیاتی
پنج عامل بزرگ شخصیت: میزان نمره یا کمیتی است که آزمودنی ها با توجه به پاسخ هایشان به پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI) کسب می کنند. این پرسشنامه دارای 60 آیتم است که ابعاد پنج گانه شخصیت بمنجار (روان رنجور خویی، برون گرایی، انعطاف پذیری، سازگاری، وظیفه شناسی) را می سنجد.
تاب آوری:
نمره ای است که آزمودنی ها در پاسخ به مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون (CD-RISC) کسب می‌کنند واین نمره شاخص عددی مناسبی برای اندازه گیری تاب آوری می باشد. این مقیاس توانایی با سازگاری و تنش را اندازه می گیرد.
سبک‌های مقابله:
عبارت است از نمره‌ای که فرد در پرسشنامه مقابله با فشار روانی CISS-SF 8کسب کرده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1-شخصیت
روانشناسی شخصیت حوزه بسیار گسترده‌ای است،زیرا شخصیت خود موضوعی است پیچیده و دارای ابعاد و جنبه‌های گوناگونی است. برای شناخت شخصیت انسان، از دیرباز کوشش‌های فراوانی به عمل آمده است. نظریه‌های متنوع و مختلفی در مورد چگونگی شکل‌گیری شخصیت، عوامل موثر در این شکل‌گیری، عوامل تشکیل‌دهنده شخصیت و از این قبیل عرضه شده است که بعضی کوشیده‌اند پاسخگویی همه سوالات در مورد شخصیت انسان باشند و برخی تنها به چند جنبه‌ی شخصیت پرداخته‌اند (کریمی، 1388).
دیدگاه نظریه‌پردازان درباره ماهیت شخصیت انسان نه تنها نمایناگر توشه‌های نظری، تجارب بالینی و تجربی آنها می‌باشد بلکه تا حدودی متاثر از تجارب شخصی آنها دردوران کودکی می‌باشد. به عبارت دیگر دیدگاه نظریه‌پردازان مختلف درباره ماهیت شخصیت انسان، به مثابه داربستی است که به وسیله آن نه انها نظریه خود را پی‌ریزی می‌کنند، بلکه توسط آن رفتارهای خود و دیگران را مورد پردازش قرار می‌دهند. به همین دلیل نظریه‌پردازان مختلف چشم‌اندازهای متفاوتی درباره ماهیت شخصیت انسان دارند. بنابراین چندان شگفت‌انگیز نمی‌باشد که تا به امروز تعریف واحدی از شخصیت که مورد توافق همه نظریه‌پردازان روانشناسی می‌باشد، وجود نداشته باشد (پروین9، 1996).
مفهوم شخصیت چیست و چگونه باید آن را تعریف کرد؟در زبان روزمره مردم یکدیگر را با عباراتی مانند «بسیار با شخصیت» یا «دارای شخصیت خوب» توصیف می‌کنند. معمولاً این راهی است برای بیان این مطلب که فرد مورد نظر مجموعه متنوعی از رفتارهای جالب توجه اجتماعی را از خود نشان می‌دهد. اما در زبان یک روانشناس گفتن این که فرد از شخصیت «بیش‌تر» یا «کمتر» برخوردار است، کاملاً بی‌معنی خواهد بود. هر چند جنبه‌های فردی شخصیت، از قبیل درجه برون‌گرایی را می‌توان اندازه گرفت، اما خود شخصیت مفهومی گسترده‌تر و پیچیده‌تر است که به کمیت درنمی‌آید.
از نظر ریشه‌ای، گفته شده است که کلمه شخصیت معادل کلمه personalityانگلیسی یا personalite’ فرانسه است که خود از ریشه لاتین persona گرفته شده و به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می‌گذاشتند. این تعبیر اشاره بر این این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که بر چهره خود می‌زند تا وجه تمیز او از دیگران باشد (کریمی، 1384). وقتی از شخصیت حرف زده می‌شود مقصود در نظر داشتن بسیاری از ویژگی‌های فرد است. نظریه اسمیت مطالعه شخصیت و نقش آن در شناخت رفتار، در سراسر تاریخ روانشناسی جایگاه ویژه‌ای به شخصیت داده است. برای شناخت دقیق واژه شخصیت باید به ریشه این واژه توجه کرد. شخصیت از واژه یونانی پرسونا10 به معنای نقابی که هنرپیشه‌ها در اجرای نقش‌های خود بر چهره می‌زنند گرفته شده است. به سادگی می‌توان دریافت که چگونه واژه پرسونا برای اشاره به ظاهر بیرونی به کار رفته است، زیرا در حقیقت این چهره عمومی است که افراد در روابط خود آن را آشکار می‌سازند. بنابراین شخصیت فرد را می‌توان بر مبنای تاثیری که وی بر دیگران می‌گذارد تعریف کرد، یعنی اینکه فرد مورد نظر چگونه بنظر می‌رسد (شولتز، 1377). شخصیت عبارت است از جنبه‌هایی از حیات انسان، اجازه می‌دهد پیش‌بینی کنیم که انسان در اوضاع واحوال یعنی چه رفتاری از خود نشان می‌دهد (مشبکی، 1377).
همچنین فرگوسن (1970) معتقد است: شخصیت الگویی از رفتار اجتماعی و روابط اجتماعی و روابط اجتماعی متقابل است. بنابراین شخصیت یک فرد مجموعه راه‌هایی است که او نوعاً نسبت به دیگران واکنش یا با آن‌ها تعامل می‌کند (کریمی، 1375).
صاحب نظران حوزه شخصیت و روانشناسی از کلمه شخصیت تعریف‌های گوناگون ارائه داده‌اند شخصیت هر فرد همان الگوی کلی یا همسازی ساختمان بدنی، رفتار، علایق، استعدادها و صفات دیگر است. بدین ترتیب می‌توان گفت که منظور از شخصیت مجموعه کامل خصوصیات و صفات فرد است (مان11، 1992) ایزدی (1351) شخصیت را مجموعه تفکیک ‌ناپذیرآن خصایص بدنی و نفسان

  دانلود پایان نامه دربارهمحیط زیست

دیدگاهتان را بنویسید