فرآیندهای اصلی در رشد شخصیت کدامند؟

 

شخصیت چیست؟

“شخصیت عبارت است از الگوهای رفتاری و شیوه های تفکر که سازگاری فرد با محیط را تعیین می کند”( اتکیسون[5] و هلیگارد[6]، 1993).

صاحب نظران حوزه شخصیت روانشناسی از کلمه شخصیت تعریف های گوناگونی ارائه داده اند از نظر ریشه ای، گفته شده است که کلمه شخصیت معادل کلمه (pErsonality) انگلیسی است که درحقیقت از ریشه لاتین گرفته شده که که به معنی نقاب یا ماسکی بوده که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره می گذاشتند.

این تعبیر تلویحاً اشاره با این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که بر جهره خود می زنند تا وجه تمییز او از دیگران باشد.

در زبان عامه، شخصیت به معنای دیگری به کار می رود، مثلا وقتی گفته می شود که کسی با شخصیت است یعنی اینکه او دارای ویژگی هایی است که می تواند افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهد یا متانت و وقار ویژه ای دارد.همین طور در نقطه مقابل آن بی شخصیت به معنای داشتن ویژگی های منفی است که البته باز هم دیگران ار تحت تاثیر قرار می دهد، اما در جهت منفی.همچنین کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور و صاحی صلاحیت در حوزه های مختلف به کار می رود همچون شخصیت سیاسی،شخصیت علمی، شخصیت هنری و از این قبیل.

اما در روانشناسی، شخصیت به مفهومی متفاوت از آنچه ذکر شده تعریف می شود مثلا در روانشناسی همه کس دارای شخصیت است و بنابراین اصطلاحی به نام بی شخصیت در روانشناسی وجود ندارد.

 

 

فرآیندهای اصلی در رشد شخصیت

سالهای پیش دبستانی، دورهای مهم و اساسی در رشد متقابل اجتماعی و در تحول کارکردها و توانائیهای حرکتی، زبانی و شناختی است.همچنین بخش قابل توجهی از تحقیقات در مورد این دوره، تحت عنوان وابستگی به دیگران انجام گرفته است.منظور از وابستگی اهمیت گروه درایجاد احساس امنیت خاطر و پشتگرمی در کودک است یعنی، کودک از اینکه جزئی و عضوی از این  گروه است احساس توانایی، دلگرمی و اعتماد به نفس می کند.

  پنج استراتژی برای هوشمندانه کار کردن به جای زیاد کار کردن

ساختار خانوده:بدون تردید ساختار خانواده و جایگاهی که کودک آن را در خانواده اشغال می کند، نقش مهمی دررشد شخصیت وی ایفا می کند به استثنای موقعیتهایی مثل پرورشگاهها یا مهد کودک ها که کودک با گروه هایی از افراد در ارتباط است، غالباً ارتباطات اجتماعی کودک منحصر به مادر یا کس دیگری است که به جای مادر از او مراقبت می کند و ارتباط گسترده تر با محیط اطراف نیز غالباًَ ار طریق مادر مراقبت می شود.این وابستگی به مادر تا 2 سالگی ادامه می یابد و از آن پس تماس کودک با فرزندان دیگر خانواده ها و اطرافیان آغاز می شود.در دوره پیش دبستانی گسترش فزایند در روابط کودک با گروه های اطراف خود روی می دهد.

ترتیب تولد:اثری که پیامدهای وجود برادران و خواهران متعدد برای کودک به وجود می آورد، بستگی به ترتیب تولد او دارد.فرزند ارشد تا زمانی که فرزند دوم پا به دنیا گذارد توجه کامل والدین را به خود اختصاص می دهد.تعدادی از محققان توانسته اند تفاوتهای فابل توجهی بین فرزند ارشد و کودکان بعدی مشخص کنند که امکان دارد مربوط به تفوات توجهی باشد که والدین به کودک اول و دوم می کنند بر طبق گزارش این محققان، فرزند ارشد تمایلات نزدیک بودن و دلبستگی بیشتری را نسبت به بزرگترها حفظ می کنند، بعضی از یافته های تحقیقی حاکی از آن است که فرزندان ارشد عموماً بیشتر مستعد اضطراب اند  که ممکن است این حالت بازتابی باشد.فرزندان اول ممکن است دارای مزایایی نیز باشند؛ مثلاً در سخنگویی نسبت به فرزندان بعدی بیشتر بوده و عموماً‌انگیزه پیشرفت قوی تری دارند.اثرات ترتیب تولد در ارتباط با جنس کودک جنس فرزندان دیگر و نوع تمایلات آنها پیچیده تر می شود کودکان بعدی ممکن است برادر و خواهران خود را به جای والدین خود الگو قرار دهند.

  علائم و نشانه های استرس و آثار ان بر دستگاه ایمنی

 

 

تفاوتهای جنسی: یافته ها در مورد ترتیب تولد به اهمیت تفاوتها در جنس و تاثیرآن بر رشد شخصیت اشاره دارند.از آغاز تولد جنس کودک جنبه مهمی از هویت او را به دیگران می شناساند این امر در نام، در لباس پوشیدن، اسباب بازیها، و وجوه دیگر زندگی او منعکس می شود؛ اما در دوره پیش دبستانی تفاوت های آشکاری در تعدادی از ویژگی ها از نظر جنس مشاهده می شود.پسران آشکارا پرخاشگر تر از دختران هستند .شیوه های تربیتی والدین یا نگرش خاص آن ها در این مورد نیز می تواند اثرات کاملا متفاوتی بر پسران و دختران داشته باشد.

عدم حضور پدر و شاغل بودن مادر: مطالعاتی که در این مورد انجام شده نشان  داده است که پسران فاقد پدر از یک سو کمتر از پسران دارای پدر تخیلات پرخاشگرانه دارند و از سوی دیگر استعدادهای عددی آنها ضعیف تر از مهارت کلامی آن ها است و همچنین مادران چنین خانواده هایی سخت گیر تر و ورابط آن ها با فرزندان خشن تر است زیرا برای اعمال کنترل ناچارند ژست پدرانه بگیرند.اما بعضی از اثرات این فقدان در مورد دختران ممکن است در دوران بلوغ ظاهر شود یعنی هنگامی که باید نقش های زنانگی خود را ایفا کنند به مردی علاقمند شوند.مطالعات مشابه در مورد فقدان مادران چندان فراوان نیست؛زیرا کمتر خانواده ای است که با فقدان مادر بتواند بدون جانشین مادر باقی بماند.اما مطالعاتی در مورد آثار اشتغال مادر بر فرزندان انجام گرفته است (اتکینسون[7] و همکاران، 1983، 1993).این مطالعات نتوانسته اند به روشنی نشان دهند که اشتغال مادراز نظر جنبه های عاطفی و سازگاری های این کودکان اثرات زیان باری دارد.بر خلاف تصور عمومی معلوم شده است که این کودکان نه از نظر اضطراب و احساس وابستگی ا ز کودکان مادران خانه دار بالاتر ند و نه از نظر کاهش اتکای به خود و اعتماد به نفس که تصور می رود عدم حضور مادر موجب آن باشد.دختران مادران شاغل نقش زن را در خانواده ها چندان متفاوت از نقش پدر نمی بینند و از نظر آنان پدران نیز بنا به اجبار حاصل از شاغل بودن مادر خانواده ، مسئولیت هایی را در درون خانه به عهده دارند.

  انسولین چگونه در بدن عمل می‌کند؟

آثار اولیه گروه همسالان: ساختار و ترکیب خانواده به هر شکلی که باشد، کودک به تدریج در معرض اثرات گروه همسالان خود قرار می گیرد این روند تاثیرپذیری با یافته هایی که از مشاهدات گروه همبازی ها در مهد کودک ها و کدکستان ها یا محیط زندگی کودک در محله و کوچه به دست آمده اند تائید شده است، اگر چه در میان کودکان خردسال تعامل سازمان یافته با دوام کمتر به چشم می خورد، با این وجود این کودکان نسبت به یکدیگر پاسخ دهی های قابل توجهی دارند.در پنج سالگی کودکان در کاربرد وسایل بازی همکاری نشان می دهند و از ساخته های یکدیگر ایراد می گیرند.مدت زمان این بازی ها هر چند کوتاه و شامل چند فعالیت مختصر است و در عین حال نشانگر  میزان آگاهی از حضور دیگران و ظرفیت سازی اجتماعی متقابل در این دوره سنی است و شواهدی در دست است که نشان می دهد در همین دوره احساس ما بودن و هویت گروهی، پس از این که گروهی از کودکان به طور مداوم با هم بازی کردند مشاهده می شود.در همین دوره است که رفتارهای غیر عادی  ضد اجتماعی کودکان یا کناره گیری و انزوای آنان توجه والدین و دیگران را به خود جلب می کند.

[1] – Silberman

[2] – Kalagar

[3] – Kalaz mayer

[4] – seif

[5] – Atkinson

[6] – Hilhgard

[7] – Atkinson