عوامل مؤثر موقعیتی و بافتی در حل مساله اجتماعی

عوامل مؤثر موقعیتی و بافتی در حل مساله اجتماعی

پژوهش ها نشان می دهد که زمینه زیستی – اجتماعی بر حل مساله اجتماعی تاثیر گذار است. در این قسمت، پژوهش و تئوری در مورد تاثیر عوامل موقعیتی رشد در گستره عمر، نژاد، جنسیت و روابط اجتماعی در حل مساله اجتماعی در نظر گرفته می شود .

بافت رشدی در گستره عمر و روابط آن با حل مساله اجتماعی :دی زوریلا، الیوارس[1] و کانت (1998). تفاوتهای جنسی و سن را در حل مساله اجتماعی در نمونه ای از جوانان، میانسالان و افراد مسن مطالعه کردند. آنها نتیجه گرفتند که توانایی حل مساله اجتماعی، از جوانی تا میان سالی افزایش یافته و بعد از آن کاهش می یابد به ویژه در مقایسه با جوانان، افرادمیانسال نمرات بالاتری در ابعاد جهت گیری مساله مثبت و حل مساله منطقی کسب کرده اند و نمرات پایین تری در ابعاد جهت گیری منفی مساله، مراجهه تکانشی – بی دقتی و سبک مقابله ای اجتنابی بدست آورند. میانسالان در مقایسه با افراد مسن، نمرات بالاتری در جهت گیری مثبت مساله و حل مساله بدست آوردند اما در سایر ابعاد حل مساله اجتماعی تفاوت معنی داری نداشتند. (چانگ، دی زوریلا، 2004 ).

جنسیت و رابطه آن با حل مساله اجتماعی :

دی زوریلا و همکاران (1995) یک مطالعه نسبتاً گسترده در مورد تفاوت های جنسیتی در میان دانشجویان و پزشکان انجام دادند. این پژوهشگران اثر عمده برای نقش جنسیت به عنوان یک تعدیل گر حل مساله اجتماعی نیافتند .اما آنها دریافتند که جنسیت اثرات سن را برایحل مساله اجتماعی تعدیل می کند. از نقطه نظر گرایشات به مسایل اجتماعی، مردان و زنان متفاوت هستند، اگر چه عموماً مردان مواجهه مساله مدار را ترجیح می دهند، زنان در جستجوی حمایت اجتماعی برآمده و از پاسخ های هیجان مدار استفاده می کنند (پتاسک[2] ، اسمیت[3] ،دادج[4] ، 1995).

  رای وحدت روش چیه؟ 

نژاد و رابطه آن با حل مساله اجتماعی:

به پژوهشی در مورد تفاوتها در حل مساله اجتماعی بین دانشجویان آسیایی– آمریکایی و آمریکایهای سفید پرداخت.دانشجویان آسیایی–آمریکایی درمقایسه با دانشجویان آمریکایی سفیدپوست نمرات بالاتری درجهت گیری منفی و سبک مقابله ای بی دقتی–تکانشی کسب کردند. البته این مطالعات نیازمند تکرار شدن و گسترش به انواع گوناگونی از نژادها و گروه های فرهنگی است، قبل از اینکه رابطه بین نژاد و حل مساله اجتماعی فهمیده شود.(دزوریلاو چانگ،1995).

 

2-34 انواع مسائل :

 مسایل را می توان براساس داشتن یا نداشتن راه حل های روشن دسته بندی کرد :

مسایل خوب ساختار :مسایل خوب ساختار به وضوح مشخص می شوند و یک راه حل مناسب بر مبنای اطلاعات ارایه شده، برای آنها تعیین می شود (بل و دزوریلا[5] ، 2009) .

در آزمونهای مدرسه، معلم از ما می خواست تعداد بیشماری مساله خوب ساختار را در حوزه های محتوایی مشخص حل کنیم. این مسایل مسیرهای روشنی – اگرچه نه لزوماً مسیرهایی ساده برای حل داشته اند. در پژوهشهای روان شناختی، روان شناسان شناختی ممکن است از ما بخواهند انواعی از مسایل خوب ساختار را که کمتر دارای محتوای خاص هستند، حل کنیم برای مثال، روان شناسان روان شناختی غالباً نوع خاصی از مساله خوب ساختار را مطالعه کرده اند. طبقه ای از مسایل حرکتی، که چون نیاز به مجموعه حرکت هایی برای رسیدن به حالت هدف نهایی دارند، چنین نامیده می شوند (رابرت استرانبرگ[6] ، ترجمه خرازی و حجازی، 1387) .

مسایل هم ریخت :بعضی از اوقات دو مساله هم ریخت اند، یعنی ساختار رسمی آنها مشابه و فقط محتوای آنهامتفاوت است. غالباً، مشاهده هم ریختی زیر بنای ساختاری مسایل، بسیار دشوار است(رید[7] ،1996 .بل ودزوریل[8] ،2009 ) .

  سبب شناسی نارسایی در بیان نوشتاری

مسایل بد ساختار و نقش و بینش :مسایل بد ساختار به وضوح مشخص نمی شوند و دارای بینش از یک راه حل در ست هستند. از آنجایی که اکثر مسایل به کار رفته در تمرینهای روزمره و حرفه ای، مسایل بد ساخت می باشند، لازم است که افراد برای حل این گونه مسایل خود را آماده کنند. هنگامیکه مساله بد ساخت با استفاده از اطلاعات پایه ای حل می شوند. مهارت بکارگیری اطلاعات مرتبط با آنها از اهمیت بیشتری برخوردار می شوند. این مهارت به همراه مهارتهای استدلالی، به ارزیابی شواهد موافق و یا مخالف با هر فرضیه نیز دارد ( بل و دزوریلا، 2009 ) .

ما کشف کرده ایم که سبک غریزی و سبک اجتناب پذیری به جزحل مساله در این مجموعه حائز اهمیت بیشتری می باشند. پیش بینی ما بر مبنای این فرضیه می باشد که این دو بعد، نماینده حل مسایل بد ساخت می باشند که نظریه پردازان در ارتباط با موضوع آنها، تحقیقات فراوانی کرده اند

بر اساس تعریف، مسایل بد ساختار فضای خوب تعریف شده ای برای مساله ندارند. حل کنندگان مساله در ساختن بازنمایی مناسب ذهنی برای طراحی الگوی این مسایل و راه حل های آنها مشکل دارند .در مورد چنین مسایلی، بیشتر مشکل مربوط به طراحی برنامه ای برای پیگیری متوالی مراحلی است که گام به گام به راه حل آنها نزدیکتر شود. این مساله بد ساختار را مسایل بینشی می نامند. برای چنین مسایلی ما باید نگاه جدیدی به آنها داشته باشیم. بطور خاص باید مساله را با نگاهی متفاوت از آنچه که  احتمالا در اولین باردیده ایم به آن داشته باشیم  و با روشی متفاوت از روش کلی خود برای حل مشکل، به آن بپردازیم. یعنی باید برای حل مساله بازنمایی خود را از آن، تجدید کرد.(بل ودزوریلا،2009).

  همه چیز برای برگزاری یک مراسم عروسی عالی

 

 

[1] Olivers

[2] Petasek

[3] Smitt

[4] Dadg

[5] Bell&Dxurilla

[6] Robert Stranberg

[7] Reed

[8] Bell &Dzurilla