علل شیوع اضطراب در کودکان چیست؟

1.1    شیوع اضطراب در کودکان

شیوع اضطراب در بین کودکان جهان، در طی ده های اخیر رشد قابل ملاحظه ایی یافته است و پیش بینی ها، حاکی از رشد این مساله به میزان افزایشی 50% در دهه آینده خواهد بود (دی انگلیس، 2004). تخمین زده می شود که از بین هر 5 کودک 1 کودک تجربه ابتلاء به اضطراب را دارد (مادرن، فرانی، مک لوگلین و کاکس، 2004).

مطالعات نشان می دهد که کودکان، نیز مانند بزرگسالان دچار اضطراب می گردند و اضطراب در کودکان، با علایمی همچون ترس، نگرانی و احساس تنش در رویارویی با موقعیت های مختلف مشخص می گردد. در حقیقت لغت اضطراب، دارای 4 وجه می باشد که عبارتند است از: 1. احساس ذهنی ترس 2.تنش جسمی 3.نشانگان جسمی 4.احساس اضطراب و تنش (هیلی، 2010).

مطالعات نشان می دهد که هیجانات اضطراب از حالت ساده عصبی بودن تا حالات شدت یافته ترس مفرط امتداد دارد (بارکر، 2010).

مطالعات لاست و پرین (1993) نشان می دهد که هرگاه جمعیت های نمونه کودکان در جامعه، مورد مطالعه قرار می گیرند، معلوم می شود ترس ها، نگرانی ها و تشویش ها،مشکلاتی کاملاً رایج در آنها هستند. بررسی میزان شیوع اضطراب در کودکان، به علت تنوع روش شناختی و ملاک های تشخیصی کار، دشوار است. از لحاظ ملا ک های تشخیصی، پسران و دختران در کودکی، تقریباً به یک میزان به اضطراب مبتلا می شوند، اما نسبت اضطراب پسران به دختران در نوجوانی تغییر می کند و یک به سه می شود در دو مطالعه کودکان نژادهای قفقازی و آفریقایی، در چند موقعیت ترس آور از نظر ویژگیهای بالینی اضطراب، بررسی شدند و معلوم شد که هر دو نژاد، در شیوع این مساله شبیه به هم بودند. ملاک های تشخیصی اختلالات در سیاه پوستان آمریکایی،بالاتر از کودکان سفیدپوست گزارش شده است (کاشانی و اورواشل، 1988 (اما معلوم نیست که وضعیت اجتماعی-اقتصادی قومیت، نژاد و جنسیت چگونه بر شیوع این اختلال در کودکان تأثیر می گذارند.

  نمونه ای از تجارب برتر تربیتی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

1.2    علل اضطراب در کودکان

رشد عاطفی و شناختی کودکان پیش دبستانی، تحت تأثیر عوامل گوناگونی از جمله استعدادهای ژنتیکیی، اختلال روانشناختی خانوادگی، ضربه ها یا آسیب های قبلی، تاریخچه یا سابقه یادگیری رفتاری و شناختی کودک، و روابط داخلی و متقابل او با همسالان و افراد خانواده، قرار می گیرد. عوامل زیستی، شناختی، رفتاری و خانوادگی از بزر گترین علل دخیل در این مساله به شمار می آیند. این عوامل در مورد سایر اختلالات کودکان نیز مصداق دارند. مطالعات مربوط به تأثیر ژنتیک در اضطراب، اگرچه قوی نیست، اما نتایج معناداری به بار آورده است. پژوهشگران دریافتند که اضطراب در بستگان نزدیک، به میزان یک چهارم بروز کرده، یعنی 1.4 آنها دارای این اختلال بودند، حال آنکه در میان گروه کنترل دو درصد گزارش شده بود (کرو، نویز، پالز، اسلایمن، 1983). پژوهش دیگری در مورد دوقلوها نشان داد 31 درصد دوقلوهای همسان در اختلال وحشت زدگی اشتراک دارند، حال آنکه در دوقلوهای ناهمسان این نتیجه مشاهده نشد. در ترس های ساده دیگر نیز وضع به همین گونه است و به نظر می رسد در خانواده ها،  شیوع دارند. علت اصلی در توجیه شناختی این است که اضطراب از روش ها و برداشت های غلط از جهان نتیجه می شود. شاید هم کودکانی که دچار اضطراب اند، به دلیل تجربه های قبلی یا تعبیرات غلط خود از رویدادها، دنیای بیرونی خود، را طوری می سازند که اضطرا ب زا باشد و رفتار نابجای والدین نیز به این اضطراب ها دامن می زند.

مطالعات بارت، راپی، دادز و راین، (1996) نشان می دهد، پروراندن انتظارات غیرمنطقی و توقعات بی مورد در ذهن والدین و عملی ساختن آنها در قبال کودکان، می تواند در کودکان ایجاد اضطراب کند و این مساله می تواند باعث شود، تا کودک مضطرب، همیشه گرایش داشته باشد تا در موقعیتهای مختلف، احساس تهدید و نگرانی برای خود کند و نگران باشد که نتواند انتظارات والدین را برآورده سازد.کودک مضطرب موقعیت هایی را که در واقع سالم، و بالقوه راحت هستند، نیز تهدیدآمیز تلقی می کند. همان گونه که پیشتر اشاره شد، پاسخ های اجتنابی، پاسخ هایی هستند که به منظور جلوگیری از موقعیت نامطلوب انتخاب می شوند. اجتناب از انجام کار ناخوشایند، پاداش مثبتی فراهم می آورد. به عنوان مثال کودکی که والدینش در جلوی دیگران و در مهمانی ها، تقاضای بازی و رقابت بالاتر از سن وی را دارند ممکن است چنان کودک را مضطرب نمایند که وی دیگر به جمع مهمانی ها و دوستان نیاید. در آینده ماندن او دراتاقش سبب کاهش اضطراب او می شود. او برای خودداری از اضطراب، در آینده هم می کوشد با دیگران معاشرت نکند. ازاین رو از اعمال متقابل اجتماعی، با آنها خودداری می کند. چنین پاسخ اجتنابی از درگیر شدن فرد با عواطف نامطلوب و ناخواسته جلوگیری می کند. پاسخ های اجتنابی، در واقع در بازداشتن موقعیتهای نامطلوب کارساز نیستند. الگوبرداری نیز در ایجاد اضطراب نقش دارد. مطالعات نشان می دهد که کودک، می تواند رفتار بد را با مشاهده واکنش های پدر و مادر، و الگوهای رفتاری آنها یا شنیدن توضیحات آنها در مورد رویدادهای اجتماعی کسب کند.

  ابعاد اهداف تدریس از منظر روانشناختی