علل رویگردانی از ارزشیابی سنتی چیست؟

علل رویگردانی از ارزشیابی سنتی

     نظام ارزشیابی تحصیلی موجود در کشور ما به طور رسمی سابقه ای حدود 90 سال دارد.

بی تردید چهارچوب و مبانی نظری این نظام ارزشیابی ، تحت تاثیر روانسنجی کلاسیک و مکتب روانشناسی رفتارگرایی و تداعی گرایی شکل گرفته است. سال هاست که کارکرد این نظام ارزشیابی مورد بررسی و تامل دانشمندان و مربیان واقع شده است تا نقاط ضعف و     آسیب زای آن شناسایی شود. تداوم این نقد ها و آشکار شدن ضعف های جدی این نظام به نوعی روند این رویگردانی را شکل داده ، آهسته آهسته آن را گسترش بخشیده است و این جریان منشاء جستجوی رویکردهای بدیل ارزشیابی تحصیلی شده است. در محافل تربیتی کشور ما در دهه هفتاد هجری شمسی ، ارایه طرح ارزشیابی مستمر نشانه این جستجوها و رویگردانی ها بود ( حسنی و احمدی ، 1384).

ما نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزشیابی هستیم که به هر دانش آموز با دیده احترام نگریسته ، موهبت های طبیعی او را بسیار بیشتر از آزمون های سنتی در نظر بگیرد، بازخوردی مثبت و تکالیفی رشد دهنده به او ارائه دهد و باور داشته باشد که هر دانش آموز قابلیت رشد و پیشرفت مداوم دارد. روش های سنتی سنجش و ارزشیابی ، دانش آموزان را در جهت ارائه پاسخ های صحیح و از پیش تعیین شده به کار وا می دارد. در این فرایند به رابطه سنجش و یادگیری توجه نمی شود.    آزمون های سنتی به مجموعه ای تصنعی غیر مستقیم و سوالات روشن رفتاری روی می آورد که به سهولت قابل اندازه گیری اند(رستگار،1382).

  راهکارهایی واسه رفع بی عدالتی جنسیتی و زمینه سازی حضور بیشتر در جامعه "

آزمون های سنتی اغلب به رتبه بندی دانش آموزان      می اندیشد و روش آنها تاکید بر نقاط ضعف آزمون    شونده هاست و درمورد پیشرفت دانش آموزان حساس نیست. به دلیل چنین مشکلاتی بحث هایی درمورد ارزشیابی توصیفی مطرح شد (وینگنز[1]، 1993،به نقل از صالحی ، 1388).

[1] Wiggins