علل روانی و جسمانی جرائم در زنان

علل روانی و جسمانی جرائم در زنان

لمبروزو با توجه به طرز تفکر کلی خود راجع به بزهکاری می‌گوید : رابطه جسمانی و روانی جرم در زنان کمتر از مردان است و تعداد جانی بالفطره در میان آنها کم است و میزان محکومین زنان به مراتب از مردان کمتر است .

به عقیده او ، این امر معلول چهار علت زیر می‌باشد :

  • زنان اصولاً از لحاظ زیستی محافظه کارتر هستند و علت اصلی این محافظه کاری را باید در عدم تحرک یاخته های ماده « اوول » زن در مقایسه با « اسپرماتوزوئید » مرد دانست .
  • نقش اجتماعی زنان نیز در مقایسه بامردان فرق می‌کند . چه کار زنان بیشتر در خانه انجام می‌شود ، در حالی که مردها در خارج از خانه فعالیت دارند .
  • مسئله انتخاب همسر نیز از عوامل مؤثر است . یرا ازدواج های نامناسب نیز یکی از علل مهم انحرافات زنان است .
  • غشای مغزی زنان فعالیت کمتری دارد و وجود عوامل محرومیت زا نیز نه تنها گاهی زنان را به بزهکاری سوق می‌دهد ، بلکه سبب پیدایش عوارض روانی و هیستریک و مشکلات جنسی در زنان می‌شود .

به عقیده « لمبروزو» علل جسمانی و واپس گرائی تکوینی مربوط به دورانهای گذشته ، فقط در میان خود فروشان دیده می‌شود . نظر او این است که زنان بزهکار نقص اخلاقی ندارند ، بلکه بیشتر تحت تأثیر تلقین و وسوسه های غیر قابل اجتناب منحرف می‌شوند . از طرف دیگر ، به نظر او ، زنان بزهکار بیش از مردان قسی القلب و حسابگر و شیطان صفت هستند . اوچنین می‌گوید : کشتن دشمن ،‌زن بزهکار را راضی نمی‌کند ، بلکه او میل دارد قربانی خود را در حال عذاب نیز ببیند ، تا مقتول طعم مرگ را کاملاً بچشد . اومعتقد است که تعداد زن جنایتکار بالفطره نادر است ، ولی اگر زنی به راه بزهکاری افتاد ، خیلی شقی خواهد بود . عقیده او این است که یکی از عوامل بزهکاری زنان حس انتقام جوئی آنها است و این حس از کینه و نفرتی پدید می آید که به عوامل جنسی و حسادت زنانگی بستگی دارد. (همان منبع : 129)

  راه هایی واسه افزایش بهره وری