طبقه بندی تعارضات زناشویی و نقش خانواده در بروز آن

نقش سیستم خانواده در ایجاد تعارضات :

زوجین و خانواده ها  از دیگر گروه های انسانی از بسیاری جهات، از قبیل مدت، شدت و نوع عملکرد متفاوت هستند. در موجودات انسانی خانواده جایی است که ما بیشترین عشق و یا تنفر را در آن تجربه می کنیم یا از عمیقترین رضایت لذت می بریم و از عمیقترین دردها رنج می بریم در خانواده ها عملکرد یک عضو بر کل خانواده اثر می گذارد خانواده یک سیستم با پویایی متعادل است استرسها و کشمکش های زندگی خانواده بطور اجتناب ناپذیر بر روی تک تک اعضای آن اثر می گذارد وقتی کل سیتسم یا یک قسمت آن با بی تعادلی مواجه می شود سیستم در جهت بازگردادن آن به تعادل قبلی عمل می کند ( مک لیود، 1999).

طبقه بندی تعارضات زناشویی

2-1-8-1 منابع درونی : منابعی از تعارض هستند که در افراد وقتی شروع می شوند که غرایز، سایق ها و ارزشهایی بر خلاف فرد دیگری در میان باشد این نوع تعارض اساساً با یک شخص نیست بلکه با خود شخص و فشارهای درونی که از نبرد درونی حاصل می شود نتیجه این تنشهای درونی این است که افراد درموقعیت هایی که این تنشها تحریک یا تقویت می شود شروع به نزاع می کنند ترسهای غیر منطقی یا اضطراب ها یا نیازهای عصبی می تواند منبع اصلی اصطکاک زن و شوهر باشد مثلاً زنی که ترس عمیقی برای از دست دادن شورهش دارد و بی نهایت نسبت به زنان دیگر حسادت می کند حتی اگر شوهرش فقط به آنها تماس سطحی داشته باشد ناراحتیهای عاطفی ،یک منبع عمده اصطکاک و مباحثه هستند مردم دچار بیماری روانی اغلب وقتی زندگی زناشویی شان تهدید می شود روش های مخرب و عجیبی را پیش می گیرند وقتی یک همسر افسرده است زوج او در تعاملات خود بادیگران شروع به رفتارهای گسیخته و خصومت آمیز می کند. افسردگی قبل از ازدواج منجر به انزوا در زندگی زناشویی می شود حتی افراد سالم از نظر هیجانی نوساناتی در خلق خود دارند که رفتارهای آنها را تحت تأثیر قرار می دهد علت عمده تعارضات درونی بطور عمیقی با روان آنها گره خورده است معمولا اضطراب هایی که این افراد در دوران کودکی خود تجربه کرده اند و نیز رابط اولیه در خانوده، آشفتگی هایی که در ازواج به دلیل این تجارب قبلی رخ می دهد مشکل ساز هستند ( رایس[1] ، 1996).

  انواع شبکه های نوآوری از دیدگاه روانشاختی

2-1-8-2 منابع جسمی: خستگی جسمی یکی از این عوامل است فرسودگی جسمانی، تحریک پذیری، آشفتگی هیجانی، بی حوصلگی، کاهش تحمل  وآشفتگی را به دنبال دارد این باعث می شود مردم کارهایی را انجام دهند و حرف هایی را به زبان بیاورند که بطور معمول انجام نمی دهند ( رایس ، 1996).

2-1-8-3 منابع بیرونی : منابعی هستندکه در رابطه با دیگران واقع می شوند همه زوجین مشکلات زناشویی دارند اما زوج های ناخرسد به احتمال بیشتری از غفلت و کمبود عشق، عاطفه، رضایت از ارضای میل جنسی، درک ، احترام ، همکاری نسبت به زوج های خرسند شکایت دارند، به علاوه تصویر ذهنی این افراد مورد حمله قرار می گیرد.  اشتباهات آنها توسط همسرشان بزرگ جلوه داده می شود باعث می شود احساس بی ارزشی کنند این شکایات مرکز تعارضات می شوند و عدم ارتباط ناتوانی در حل تعارضات و کنار کشیدن از دیگر افراد تفاوت ها را همیشگی می کند ( رایس ، 1996).

وقتی وزجین نیازهای روانی اجتماعی همدیگر را ارضا نمی کنند احساس رنجش ، آسیب و آشفتگی می کنند روابط با اقوام اجتماع یا خارج از خانواده به اندازه روابطی که با همدیگر دارند نمی توانند بر آنها اثر داشته باشد زوجین انتظار دارند نیازهای روانی اجتماعی شان در زمینه درک، ارتباط، عشق، عاطفه، همکاری ارضاء شود همۀ مشاورانی که در زمینه مشکلات زناشویی کار می کنند می دانند مشکلاتی که زوجین از آنها شکایت دارند ممکن است فقط نشانه ای از نقطه کانون تعارض باشد علل واقعی مشکلات اغلب عمیقتر است بعضی مواقع زوجین ممکن است خودشان علل اصلی مشکلات شان را نیابند ( رایس ، 1996).

2-1-8-4 منابع محیطی یا موقعیتی : این منابع شامل مواردی مثل شرایط زندگی، فشارهای اجتماعی روی اعضای خانواده ، وقایع غیر منتظره که به عملکرد خانواده آسیب می زند می باشد مثلا فرزند بیشتر در خانواده ، استرس و تعارض بیشتری ایجاد می کند، بعضی مواقع یک رابطه زناشویی در حالتی از تعادل باقی می ماند با این که بعضی وقایع ناگهانی این رابطه را می شکند مرگ یکی از والدین ممکن است باعث تعارض در زندگی زوجین شود زوج داغدیده ممکن است  منزوی شود  ( ولکات[2] و هاکس[3]، 1999).

  راهکارهایی واسه مراقبت از چشم؛ چشمان ما دریچه روح مون هستن 

درهر یک از موارد بالا یک واقعه خاص باعث تعارض می شود گرچه وقایع غیر منتظره مثل بیکاری ،تغییر شغل، جنگ ، بلا ، بیماری، عدم تنظیم خانواده مرگ، جدایی تحمیلی یا جابجایی ممکن است در ایجاد بحران کافی باشد زوجینی که از نظر هیجانی عاطفی نا ایمن و بی ثبات هستند معمولا نسبت به دیگر زوجها مشکل بیشتری دارند زوجهایی که وقتی با هم هستند بخاطر بازنشستگی بیماری یا کاهش اشتغال، تنش بالایی بینشان وجود دارد تعارضات بیشتری دارند( ولکات[4] و هاکس[5]، 1999).

بین تعارضات سازنده و غیر سازنده و مخرب باید تمایز قائل شد مباحثات سازنده آنهایی هستند که درگیر شدن با مشکلات منجر به یک تفاهم کاملتر به منظور مسالحه ، توافق یا حل مشکلات می شود. این تعارضات هیجان های منفی را کاهش می دهد احترام و اعتماد ایجاد کرده و باعث می شود زوجین در کنار هم قرار گیرند و آنها را در یک جو معتمد و دوستانه قرار می دهد تا مخالفت های مشرع را مورد بحث قرار دهند که مفهوم باز شود ( ولکات[6] و هاکس[7]، 1999).

تعارضات مخرب آنهایی هستند که ( خود ) شخص ماقبل را بیشتر از مشکل مربوطه درگیر می کند این تعارضات ، شرمندگی ، تحقیر یا تنبیه شخص مخاطب را بحثهای حساس در روحی از تنفر، تلخی و اهانت، باعث می شود این تعارضات به منظور تحت تاثیر قرا ردادن همسر، تکیه بر انتقادگیری ، همچنین ایده های منفی نسبت به طرف مقابل دارد این تعارضات یا عدم ارتباط واقعی ، شک و تردیدم شخص می گرددو گاهی بر پایه استراتژیهای فردی در زمینه تهدید میبادش تعارضات مخرب، رنجش، خصومت نسبت به شخص مخاطب، کاهش اعتماد ، اطمینان دوستی و صمیمیت را باعث می شود که همکاری زوجین را کاهش می دهد( ولکات[8] و هاکس[9]، 1999).

منابع تعارضات را بصورت دیگری نیز می توان طبقه بندی کرد :

بافت اجتماعی : نفسها و روابط متغیر برای زوجین ارموزی چالش انگیز است تغییرات اجتماعی مثل دو شغلی شدن، تقسیم مسئولیتهای والدینی، عوامل استرس رأی اقتصاد ، بی ثباتی اجتماعی، منابع بالقوه تعارض هستند ( یانگ[10]، 1998).

تئوری رشدی: مطابق با این تئوری نتیجه تجارب زوجین در زمینه استرس در مراحل پیش بینی شده و مراحل پیش بینی نشده رشدی می باشد این در مراحل انتقالی در چرخۀ زندگی خانوادگی است که به احتمال بیشتری تعارض ایجاد می کند ( یانگ، 1998).

  علائم اضطراب در سالمندی

تقسیم بندی دیگری از تعارض شامل تعارضات کلامی و غیر کلامی می باشد.

تعارض و خشم در رابطه نزدیک با هم هستند بسیار ی از ما از خشم می ترسیم چون در خشم کنترل ما از دست می رود ولی خشم یک علامت است می تواند یک پیام باشد که ما آسیب دیده ایم یا حقوق ما مورد تعدی قرار گرفته است یا نیازها و خواسته های ما برآورده نشده است زوجین می توانند به طرز سازنده ای درروابطشان با خشم روبرو شوند خیلی وقتها خشم بعنوان دفاعی بر علیه آسیب استفاده می شود و بعضی مواقع برای برانگیختن طرف مقابل به حل تفاوتها استفاده می شود ( نیکولز،[11]2000).

یک شیوه تعارض معمول، انزوا است که بعضی وقتها بر روابط تاثیر می گذراد و روحیه هر دو همسران تضعیف شده  از هم دور می شوند هسمران یا والدین منزوی، انکار و احساسات خود را سرکوب می کنند آنها ار از تحقیر و حق ندانستن احساساتشان ترس دارند آنها ممکن است از ابزار تعارض بخاطر آزاری که به همسرشان وارد می شود خودداری مکنند ( نیکولز، 2000).

مقدار زیادی از تعارضات در ازدواج در زمینه کنترل قدرت تساوی می باشد زوجین قوانین و مقررات را ایجاد کرده و نقشهایی را طرح می کنند که قدرت در دست چه کسی باشد.( یانگ، 1998).

مباحث کنترل حول منابعی مثل پول، کودکان و … می چرخد و این باعث می شود زوجین درگیر تعارض شوند و برای تفاوتهای موجد در این زمینه به مذاکره بنشینند اگر یک همسر در اغلب مواقع پیروز باشد دیگری ممکن است احساسبی ارزشی، ناکامی و عصبانیت کند سرزنش نیز نسبت دادن علت مشکل به طرف مقابل است اغلب یک همسر طرف مقابل خود را به منظور محافظت از عزت نفس خود سرزنش می کند سرزنش باعث می شود ما موقتاً احساس بهترین داشته باشیم ( یانگ، 1998

[1]1-rice

[2]1-walcott

[3]2-haks

[4]3-walcott

[5]4-haks

[6]5-walcott

[7]6-haks

[8]7-walcott

[9]2-haks

[10]3-young.ks

[11]4-nichols