رابطه ی سلامت روانی با تصویرذهنی از خدا و کیفیت دلبستگی

1-6-4-2-              رابطه ی سلامت روانی با تصویرذهنی از خدا و کیفیت دلبستگی

پژوهشگران کیفیت دلبستگی کودک به پدر و مادر و بزرگسالان نسبت به همدیگر را با نوع دلبستگی به خدا و درنهایت تصویر ذهنی از خدا موثر می دانند. تا آنجایی که خداوند به عنوان موضوع دلبستگی به حساب آورده می شود و مامن و پناهگاه محکمی برای بندگان در شرایط دشوار زندگی به حساب آورده شود، تکیه به او می تواند منشا اثر در کاهش اضطراب و افسردگی و احساس تنهایی باشد. در اندازه گیری تصویر ذهنی از خدا و دلبستگی و رابطه ی آنها با رضایت از زندگی، تنهایی، افسردگی و نشانگان فیزیولوژیکی به این نتیجه رسیدند که تصویر ذهنی از خدا و دلبستگی ایمن[1] پیوسته با متغیرهای سلامت فیزیکی و روانی توام بوده است. بر عکس افرادی که دلبستگی اجتنابی[2] داشتند، در بسیاری از شاخص های سلامت روانی پایین تر و تصویر ذهنی منفی از خدا داشتند، دچار احساس تنهایی، افسردگی و بیمارهای روان – تنی[3] بودند و علاوه بر این رضایت آنان از زندگی در سطح پایین تری قرار داشت. این پژوهش نشانگر ارتباط سلامت روان با کیفیت دلبستگی و تصویر ذهنی از خدا می باشد.

برام وهمکاران[4] (2008) در تحقیقی که در آن افراد سالخورده شرکت نموده بودند به این نتیجه رسیدند که احساس نارضایتی از خدا با ناامیدی، احساس افسردگی ، احساس گناه و همچنین با نشانگان افسردگی ارتباط معناداری داشته است. در این پژوهش تصویر ذهنی منفی از خدا (باور به خداوند تنبیه کننده) با احساس گناه افراد شرکت کننده در پژوهش توام بوده است. علاوه بر این پژوهش ها نشان داده اند که نوروزگرایی با احساس ترس از خدا، اضطراب و نارضایتی از او همراه بوده است، در حالی که همسازی با تصویر ذهنی حمایتگر از خدا توام بوده است. فلانلی و همکاران[5] (2009) ارتباط بین اختلالات روانی و نوع تصویر ذهنی از خدا را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که افراد با تصویر ذهنی مثبت از خدا (خداوند نزدیک، دوست دارند و بخشاینده) نشانگان اختلالاتشان پایین تر از دیگران بوده است. در این پژوهش افراد با تصویر ذهنی مثبت به خدا در شکایت جستمانی، وسواس- بی اختیاری[6]، حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، خصومت، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان پریشی، پایین تر از دیگران بودند.

شاپ- جانکر و همکاران[7] (2002) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که بین تصویر ذهنی از خدا و اضطراب و افسردگی همبستگی معنا داری وجود دارد. در این پژوهش بین تصویر ذهنی از خدا و نمره کلی درچک لیست نشانگان رفتاری همبستگی معنا  داری وجود داشته است. بدین معنی که تصویر ذهنی مثبت از خدا با نشانگان رفتاری رابطه ی منفی داشته است. پژوهشگران همچنین به این نتیجه رسیدند که تصویر ذهنی بیماران روانی در مقایسه با تصویر ذهنی افراد عادی منفی بوده است.

بین کیفیت دلبستگی به والدین و تصویر ذهنی از خدا نیز رابطه ای پیدا شده است. این پژوهش ها بر مبنای فرضیه ی انطباقی پایه ریزی شده اند. در نمونه ای از دانش آموزان کلاس های پنجم و نهم، تامینن[8] (1991) نشان داد که رابطه ی نزدیک و دوست  داشتنی با والدین، با مفهوم ذهنی از خدا به عنوان وجودی بخشایشگر، نزدیک، حمایت کننده و بخشنده و بزرگوار در ارتباط است. علاوه بر این، دانش آموزان متعهد (مخصوصا در بین  دختران) خانواده ی خود را به عنوان محل امن، حمایت کننده و خوشایند تلقی می کردند. راس[9] (2006) در پژوهشی که با دانش آموزان پیش دبستانی به عمل آورد به این نتیجه رسید که بین کیفیت دلبستگی این دانش آموزان و نوع تصویر ذهنی ایشان درمورد خدا همبستگی و ارتباط معنا داری وجود داشته اند. به علاوه پژوهش ها نشان داده اند که بین تصویر ذهنی از خدا (پذیرش خدا) با کیفیت دلبستگی به خدا و کیفیت دلبستگی در روابط صمیمی افراد همبستگی معنا داری وجود داشته است ( غباری بناب، باقر و حدادی کوهسار، علی اکبر، 1389 ).

  جرم چیست و مجرم کیست ؟

نیوتن و مکین تاش[10] (2010) در پژوهشی که در ارتباط با تصویر ذهنی والدین از خداوند و میزان مقابله ای آن ها انجام داده اند به این تیجه رسیده اند که افرادی با تصویر ذهنی مثبت از مقابله های روان شناختی بالایی برخوردارند و موقعیت ها را به صورت مثبت ارزیابی می کنند. بنسون و اسپیلکا[11] (1973) همبستگی بین تصویر ذهنی از خدا و عزت نفس را در بین 128 دانش آموز که به مدارس کاتولیک می رفتند مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که عزت نفس بالا داشتن تصویر ذهنی دوست دارند از خدا توام بوده است. به علاوه، افرادی که تصویر ذهنی منفی از خدا داشتند و خداوند را طرد کننده و تنبیه کننده تصور می نمودند عزت نفس پایین تری داشتند.

در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که ویژگی های شخصیتی منفی توام با عدم شایستگی فرد و افسردگی با تصویر ذهنی منفی از خداوند در ارتباط می باشند. افرادی با اعتماد به نفس پایین و آنان شایستگی های خود را پایین می دیدند خداوند را تنبیه کننده تصور می نمودند (گرین وی و همکاران[12]، 2003).

زمانی که افراد از رشد معنوی خود غافل شده و ارتباط خود با خدا را فراموش کرده و پیوسته تاثیر خدا را در زندگی مورد غفلت قرار می دهند و به کارهای ناروا می پردازند احتمال بیشتری دارد که از سلامت روانی پایین و روابط اجتماعی نارضایت بخش رنج ببرند (ریچاردز و برگین، 2005). داشتن تصویر ذهنی تنبیه کننده از خداوند مانع ایجاد رابطه ی صمیمی با خدا می شود و همین امر به صورت چرخه ی معیوب داشتن تصویر ذهنی درست از خداوند را خدشه دار می کند. به نظر می­رسد که برخی افراد در ایجاد رابطه با خدا مشکل دارند چون نتوانسته اند بر تصویر ذهنی تداعی شده در مورد خدا که حاصل تربیت دوران کودکی آنان است غلبه کنند. این امر باعث می شود که نتوانند به خدا اعتماد نمود و با او رابطه ی صمیمی برقرا کنند. به علاوه هنگامی که افراد گناه می­کنند و توبه نمی کنند و یا فکر می کنند که خداوند آنان را نمی بخشد ارتباط آنان با خدا دچار اختلال می گردد. گناه باعث می شود که ارتباط افراد با خدا دچار مشکل شود چون موجب تصویر ذهنی منفی از خود می گردد و موجب می شود که فرد فکر کند که خدا او را دوست ندارد.

  اهمیت و اهداف آموزش و پرورش دوره ابتدایی

زمانی که افراد ارتباط با بعد معنوی خود را از دست می دهند در این موقع است که فکر می­کنند شایسته ی دریافت محبت و مراقبت خدا نیستند. هنگامی که افراد خود را قابل بخشش و دوست داشتن می دانند وخداوند را نیز بخشنده و دوست دارنده می دانند، بهتر می توانند روابط رضایت بخش با او داشته باشند. ارتباط رضایت بخش با خدا به ارتباط رضایت بخش با افراد دیگر نیز منجر می شود. بدین سبب در متون مذهبی تاکید های فراوان بر اصلاح روابط بین فردی شده است. اینجاست که تاثیر کیفیت تصویر ذهنی از خدا در بهبود و سلامتی انسان معلوم می شود. خداوند دوست دارنده که رحمت او وسیع تر از تقصیرهای ماست، تصویر خداوندی مهربان و دوست دارنده است و انسانی که با صمیمیت رابطه ی محبت آمیز را با او ایجاد می کند، می تواند روابط خود انگیخته مبتنی بر دوستی و عشق صادقانه ایجاد کند و همین رابطه، فرد را از انجام بسیاری از گناهان باز می دارد و به فرد ارزش بالایی می دهد که توان مقابله ی او با استرس ها را افزون می کند (براون و میلر[13]، 2005، ایوانز[14]، 2005).

رابطه ی تنگاتنگی بین عزت نفس افراد و تصویر ذهنی شان از خدا وجود دارد. افرادی که عزت نفس شان بالاست تصویر ذهنی مثبت تری از خدا دارند. تیزدل و همکاران (1997) همبستگی معنا داری را بین پذیرش خود، پذیرش دیگران و داشتن تصویر ذهنی پذیرنده از خدا پیدا نموده اند. علاوه بر این همدلی و توانمندی مراقبت از دیگران با نوع تصویر ذهنی افراد از خدا و تجربیات مذهبی شان در ارتباط بوده است. تجربیات نا خوشایند دوران اولیه زندگی مثل سوء استفاده های جنسی و فیزیکی با توصیف ذهنی منفی از خدا توام بوده است. همبستگی معنا داری بین تصویر ذهنی از خدا، افسردگی و سلامت روان وجود دارد. افرادی که خداوند را دوست دارنده تصور می­کردند میزان افسردگی شان در سطح پایین بوده و میزان سلامت روانی شان بالا بوده است ( مک الروی و الین ماری، 1999).

همچنین نتایج داده های پژوهش فوق نشان داد افرادی که خداوند را کنترل کننده می دانستند، افسردگی شان زیاد و سلامت روانی شان پایین تر بوده است. همبستگی مثبت معنا داری بین تصویر ذهن کنترل کننده از خدا و افسردگی و همبستگی منفی بین تصیر ذهنی منفی از خدا وسلامت روان دال بر این موضوع هستند. علاوه بر این تحلیل داده ها نشان داد که افرادی که خداوند را دور تصور می کردند میزان افسردگی شان بالا بود. تصویر ذهنی منفی از خدا با دلبستگی نا ایمن و خلق و خوی افراد در ارتباط می باشد. علاوه بر این دلبستگی نا ایمن با آسیپ پذیری فرد و آسیب های روانی در ارتباط می باشد (اورلینگز-بانتکو و همکاران[15] 2005). گرین وی، میلین و کلارک[16] (2003) رابطه ی معنا داری را بین تصویر ذهنی از خدا و کیفیت سلامت روان بین افراد بزرگسالی که به کلیسا می رفتند پیدا کردند. در گروه زنان دوست داشتن خود به صورت مثبت در هر سه متغیر نمرات افراد را پیش بینی می کرد. در مردان نمره ی افسردگی به صورت منفی با تصویر ذهنی مراقبت کننده از خدا ارتباط داشت. نمره ی افسردگی این افراد بطور معنا داری از میزان گزارش آنان در مورد مراقبت کنندگی خدا قابل پیش بینی بود. شورش گری به صورت منفی و دوست داشتن خود به طور مثبت حضور خدا در زندگی را پیش بینی می کرد. احساس خود شایستگی به طور منفی و افسردگی به طور مثبت با افزایش تصویر ذهنی منفی از خدا در ارتباط بودند.

  مفهوم خود شکوفایی از دیدگاه روانشناسان

افرادی که سبک فکری آن ها درمورد خودشان بدبینانه است و بیشتر به جنبه های منفی دنیا تمرکز می کنند احتمال دارد که دیدشان به خدا بدبینانه بوده و خداوند را بیشتر تنبیه کننده بدانند. این گونه تفکر در مورد خدا همچنین موجب احساساتی از قبیل بی ارزشی و افسردگی می گردد (بریدجز، اسپیلکا[17]، 1992).

برخی پژوهشگران تاثیر خود حرمت گذاری را در نوع تصویر ذهنی از خدا مورد مطالعه قرار داده­اند و به این  نتیجه رسیده اند که خود حرمت گذاری پایین با تصویر ذهنی طرد کننده و دوست ندارنده توام بوده است. این پژوهشگران نتیجه گرفته اند که تجربه ی دوست داشته شدن توسط خدا، قابلیت دوست داشتنی بودن را در ذهن افراد زنده می کند. پارگامنت[18] (1997) در مطالعات خود از پیشینه های تحقیقاتی در زمینه ی مقابله های مذهبی به این نتیجه رسید که افراد با تجربه ی طرد شدگی توسط محافل مذهبی خود، احساس ناامیدی و سرگردانی می کنند. این افراد نسبت به دیگران عصبانی بوده و در مقایسه با افراد دیگر از سلامت روان پایین تری برخوردارند. در این پژوهش پارگامنت نتیجه گرفت که چگونگی ادراک فرد از خودش در ادراک او از خدا تاثیر می گذارد که این امر نیز به نوبه­ی خود در انتخاب مقابله های روانی و و سازگاری اش در زندگ تاثیر می­گذارد (بنسون و اسپیلکا 1997).

 

 

 

 

 

[1]– securely attached

[2]– securly attached avoidant

[3] – psycho-somatic

[4] – Brown, et al

[5] – Felanli , et al

[6] – absessive- compulsive

[7] – Schaap- Jonker et al

[8] – Tominen

[9] -Ross

[10] -Newton & Mc kintash

[11] – Benson & Spilka

[12] – Greenway, et al

[13]– Brown & Miller

[14] – Evans

[15] – Olings – Bantcko, et al

[16] – Greenway & Milne & Clarcke

[17] – Bridges & spilka

[18] – Pargament