دو دسته از عوامل موثر بر سازگاری

عوامل موثر بر سازگاری

این عوامل را می توان به دو دسته تقسیم کرد که بطور خلاصه عبارتند از:

الف) عوامل شخصی

ویژگی های فردی. ویژگی های فردی مانند جذابیت فیزیکی، ویژگی های روانی، هوش، شخصیت فرد و … از جمله متغیرهایی به شمار می آیند که در جذابیت و پذیرش از جانب همسالان و سازگاری آینده فرد نقش دارد. یکی از ویژگی های روانی که در سازگاری فرد موثر است، سرشت می باشد که آن تفاوت های فردی پایدار در کیفیات و شدت واکنش هیجانی، سطح فعالیت، توجه و خودگردانی[1]تعریف کرده اند.

باس[2]و فلومین[3]معتقدند که در سال های اولیه عمر، سه بعد وسیع در شخصیت افراد وجود دارد که ابعاد آن در سرتاسر طول نسبتاً پایدار و ثابت باقی می مانند. این ابعاد عبارتند از: حساسیت (تحریک پذیری)، فعالیت و معاشرت پذیری. همچنین در تحقیق دیگری نشان داده شد که سرشت بر روش های سازگاری که یک فرد در موقعیت های استرس بکار می برد، تاثیر می گذارد. همچنین بر انواع رویدادهایی که تسط فرد، استرس زا شناخته می شود موثر است.

از جمله ویژگی های روانی دیگر که در سازگاری موثرند عبارتند از: مهارت های اجتماعی، میزان انعطاف پذیری، سازگاری فردی و اجتماعی که در محبوبیت کودک و پذیرش افراد از سوی همسالانش نقش مهمی دارند. (خدایاری فرد، 1385)

عوامل خانوادگی. اولین و مهم ترین نقش را در رشد شخصیتی و اجتماعی شدن فرد، خانواده به عهده دارد زیرا ادراکی که فرد از خود دارد نقش مهمی در رشد شخصیتی و تعادل روانی او بازی می کند و زیربنای این مفهوم نیز در خانواده و در نخستین سال های زندگی بر اثر نگرش و طرز رفتار پدر و مادر نسبت به کودک ایجاد می شود.

  سطوح آموزش کارکنان در سازمان های صنعتی 

چنانچه نگرش والدین نسبت به کودک مثبت باشد کودک نیز خود را قبول داشته و ادراک مثبتی از خود خواهد داشت و در نتیجه می تواند سازنده تر و موثرتر باشد. اگر پدر و مادر پیوسته کودک خود را با سایر کودکان مقایسه نمایند و مورد سرزنش و ملامت قرار دهند، کودک نیز خود را قبول نمی کند و نسبت به خود نگرش منفی پیدا خواهد کرد. همین ادراک موجب عدم تعادل روانی و مشکلات سازگاری او خواهد شد. (شفیع آبادی و ناصری، 1386)

به تجربه ثابت شده است نوجوانانی که از دوران کودکی در خانه سازگار بوده اند در اجتماع هم سازگاری های مناسبی از خود نشان داده اند و قابلیت انعطاف پذیری و تطبیق آنها با اوضاع مختلف، مطلوب بوده است. (خدایاری فرد، 1385)

ب) عوامل اجتماعی

نقش همسالان. طبق برخی از مطالعات صورت گرفته، تجارب همسالان در دوران کودکی و نوجوانی با سازگاری بعدی آنان ارتباط دارد. همینطور گزارش می دهد کودکانی که روابط نامطلوبی با همسالان خود دارند بیشتر از آنهایی که با همسالان خود به خوبی کنار می آیند، احتمال دارد در بزرگسالی به روان پریشی، روان نژندی، ناسازگاری های رفتاری، بزهکاری و مشکلاتی در رفتار جنسی مبتلا شوند. هارتاپ[4]گزارش داد که میزان بزهکاری در میان جوانان و نوجوانانی که به دلیل رفتارشان دستگیر شده بودند، در میان افرادی که در دوران کودکی به دشواری با همسالان خود کنار می آمدند بیشتر بود و روابط ضعیف با همسالان بطور کلی در سبب شناسی بسیاری از ناسازگاری های عاطفی و اجتماعی دخالت دارد.

  مفهوم رفتارهای شهروندی سازمانی از منظر روانشناختی

با افزایش نفوذ گروه همسالان نفوذ والدین رو به کاهش می رود. اکثر نوجوانان دوست دارند اوقات فراغت خود را با همسالان بگذرانند. عضویت در گروه همسالان برای نخستین بار افراد را در فرآیندی قرار می دهد که بیشترین میزان جامعه پذیری به شکل ناخودآگاه و بدون طرح ریزی در آن انجام می پذیرد. در گروه همسالان برخلاف خانواده، رضایت حول محور علایق و منافع قرار دارد. تاثیر گروه همسالان در دوران بلوغ به اوج خود می رسد. گروه از طریق اعطای پاداش یا انتقاد و تحریک در مقابل همنوایی[5]به عبارتی سازگاری یا ناسازگاری اعضا با هنجارهای گروه تاثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت آنها اعمال می کند. (ستوده، 1378)

[1]. Self- regulation

[2]. Bass

[3]. Flomin

[4]. Hartop

[5]. Conformity