تعریف آموزش و یادگیری از دیدگاه روانشناسی

تعریف آموزش :

معمولاٌ فعالیتهایی را که معلم به تنهایی با به کمک مواد آموزشی انجام می‌دهد آموزش می‌نامند، چه این معلم در دبستان مشغول آموزش باشد، چه در دبیرستان، چه در دانشگاه، و چه در یک دوره کارآموزی کوتاه مدت، ‌بنا به تعریف، آموزش عبارت است از فعالیتهایی که به منظور ایجاد یادگیری در یادگیرنده، از جانب آموزگار یا معلم طرح‌ریزی می‌شود و بین آموزگاه و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می‌یابد. جای تذکر است که این تعریف به آموزش رودرروی کلاسی محدود می‌شود، زیرا در آن بر کنش متقابل بین معلم و یادگیرنده تأکیده شده است، و انواع دیگر آموزش مانند آموزش از طریق رادیو، تلویزیون، کتاب، و از این قبیل را که در آنها کنش متقابل یا رابطه دو جانبه رو در روی بین معلم و دانش‌آموز وجود ندارد شامل نمی‌شود. با این حال، آموزش را میتوان به نحوی جامع تر تعریف کرد، آن طور که علاوه بر آموزش رو در روی کلاسی. سایر انواع آموزش را نیز شامل گردد. بنابراین، میتوان گفت آموزش به هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح‌ریزی شده ای گفته می‌شود که هدف آن ایجاد یادگیری در یادگیرندگان است.

 

3-2- تعریف یادگیری :

برای یادگیری تعریفهای مختلفی وجود دارد که هر یک از آنها به جنبه های خاصی از فرآیند یادگیری تأکید می‌کند و جنبه های دیگر آن را نادیده می‌گیرد.

جامعترین تعریفی که تا کنون از یادگیری به دست آمده تعریف هیلگارد و مارکویز است ( کتاب شرطی سازی و یادگیری، ویرایش کیمبل، ‌1968، صفحات 13-1 ). در این تعریف آمده است :‌یادگیری یعنی ایجاد تغییر نسبتاٌ پایدار در رفتار بالقوه یادگیرنده، ‌مشروط بر آنکه این تغییر بر اثر اخذ تجربه رخ دهد.

  مشکلات یادگیری را چگونه رفع کنیم؟

روانشناسان رفتارها را به دو دسته رفتارهای آشکار و رفتارهای نهان تقسیم می‌کنند. رفتار آشکار به اعمالی که مستقیماٌ قابل مشاهده هستند گفته می‌شود، مانند صحبت کردن نوشتن، ‌راه رفتن، و جز اینها.

رفتار نهان به اعمال درونی فرد که به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند گفته می‌شود، مانند یادآوری، تفکر، ‌تخیل، از این قبیل. ما از طریق رفتارهای آشکار به رفتارهای نهان پی می‌بریم.

به قول گیج و برلاینر ( 1984، ص 253 ). « همه روانشناسان نیاز دارند تا رفتارهای آشکار فرد را مورد مشاهده قرار دهند تا تعیین کنند که آیا تغییراتی که یادگیری نام دارند در فرد اتفاق افتاده اند یا نه ».

بنابراین ما برای کسب اطلاع از میزان یادگیری فرد به رفتار قابل مشاهده یا به اصطلاح دقیق تر به عملکرد او مراجعه می‌کنیم. عملکرد نیز مانند رفتار آشکار به جنبه قابل مشاهده یادگیری اشاره می‌کند، اما تفاوت رفتار با عملکرد در آن است که رفتار به هر گوه عمل شخص گفته می‌شو. در حالیکه عملکرد به نتیجه عمل فرد اشاره می‌کند که در ارزشیابی از میزان یادگیری او مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در واقع عملکرد شخص همان محصول یادگیری اوست. بنابراین، ما با مشاهده تغییرات حاصل در عملکرد شخص استنباط میکنیم که در او یادگیری اتفاق افتاده است. به قول هلیگارد و باور ( 1975، ص 2 ) تفاوت بین یادگیری و عملکرد، تفاوت بین « دانستن چگونه انجام دادن کاری و عملاٌ انجام دادن آن است »

 

4-2- مدل عمومی آموزشی :

کوشهای متخصصان آموزشی جهان برای ایجاد نظریه های آموزشی در سالهای اخیر به ثمر رسیده و منجر به پدید آمدن چندین الگو، ‌طرح، ‌شبه نظریه، ‌یا به عبارت متداول تر، مدل آموزشی شده است که ویژگیهای آنها از بسیاری جهات به ویژگیهایی که نظریه‌های آموزشی باید دارا باشند شبیه هستند. این مدلها همه دارای عناصر کم و بیش مشابهی هستند که فعالیتهای آموزشی معلم را به طور نظام دار در یک رشته مراحل متوالی و منطقی ارائه میدهند. معروفترین آنها مدل عمومی آموزش نام دارد. این مدل ابتدا به وسیله رابرت گلیزر ( 1962 ) ایجاد شد وبعدها کسان دیگری از جمله جان دی چکو (1968 )، ‌دیوید مایلز و راجر رابینسون ( 1971 )، و گیچ وبرلاینر ( 1984 ) در آن تغییراتی دادند

  راهکارهایی که شما رو از عصبانی شدن هنگام رانندگی باز می داره