انواع شبکه های نوآوری از دیدگاه روانشاختی

5  انواع شبکه های نوآوری

شبکه های نوآوری می تواند شکلهای مختلفی داشته باشد. این شبکه ها می تواند به صورت شبکه های همکار به همکار باشد که می تواند هم شامل اعضای رقابتی و هم اعضای غیر رقابتی باشد که در این میان دیدگاههای خود را به اشتراک میگذارند و یا به توسعه ی همکارانه می پردازند. این افراد می توانند شبکه های زنجیره ای را تولید کنند که در سراسر این زنجیره ارزش همکاری می کنند. شبکه های نوآوری می تواند انجمن های داخلی و مکانیزم هایی باشد تا بواسطه ی آن تخصص، فناوری و ایده ها در داخل سازمانهای غیر متمرکز بزرگ به نوعی سرمایه گذاری شود.  این شبکه ها می تواند شبکه های تغذیه کننده ای باشند که ارتباط بین یک شرکت مرکزی بزرگ با تازه کاران خارجی، دانشگاه ها، شرکت های فن آوری و مخترعان را ایجاد می کند. در زیر انواع شایع شبکه های که می تواند یک زیست بوم نوآورانه را خلق نماید آورده شده است (داکرتی،2007 ):

  • شبکه های همکار به همکار: شرکت های رقابتی و یا حتی غیر رقابتی که بینش خود را به اشتراک میگذارند و به توسعه ی همکارانه می پردازند
  • شبکه های زنجیره تامین: نوآوری از طریق زنجیره ارزش
  • شبکه های داخلی: انجمن ها و مکانیزم هایی برای تسهیم دانش و ایده ها درون سازمان های توزیع کننده ی بزرگ
  • شبکه های تغذیه کننده (فیدر): نهادهای متمرکز بزرگتر که از طریق توسعه هماهنگ در شرکاء خارجی خود اعمال نفوذ می کنند.
  • شبکه گروه مشتری/ کاربر: گروه مشاوره یا سایر انجمنهایی که برای مشارکت دادن مشتریان در پیش بردن نیازها و راه حل های توسعه یافته توسط مشتریان ایجاد می شود.
  • رویدادها و انجمن ها: رویدادهای مجزا با هدف ایجاد و پرورش شبکه ای از نوآوریها.

شبکه ها ممکن است براساس مدت زمان و یا ثباتشان از یکدیگر متفاوت باشند  و همچنین از این نظر که آیا برای انجام وظیفه ای خاص ساخته شده اند و یا برای تکامل سهام موجود سازمان به وجود آمده اند. شبکه ها می توانند از پروژه های کوتاه مدت تا روابط بلند مدت متفاوت باشند و این ابعاد مختلف زمانی  که دارای پیامدهای مهمی برای دیگران است بیشتر سلسه مراتبی است با قدرت توزیع شده و ویژگی های خود سازماندهی قوی. پاول[1] (2004) با تمرکز بر ثبات زمانی و اشکال حکومتی بین چهار نوع از شبکه ها تمایز قائل می شود: شبکه های غیر رسمی[2] (مبتنی بر تجربه مشترک، برای مثال باشگاه نوآوران )؛ شبکه های پروژه [3](ترکیب های کوتاه مدت برای به انجام رساندن وظایف خاص- استفاده از فناوری جدید)؛ شبکه ی منطقه ای[4] (که در آن مجاورت مکانی به حفظ یک جامعه ی مشترک کمک می کند- همکاری شرکت با موسسات تحقیق و توسعه و دانشگاهها و دانشکده های صنعتی در منطقه)؛ و شبکه های تجاری[5] (اتحاد استراتژیک و هدفمند بین دو حزب- پارک علم و فناوری و خوشه).

علاوه بر این،  دیک و همکاران[6] (2008) معتقدند که تامین کنندگان، مشتریان، رقبا و سایر سازمانهای صنعتی می توانند از جمله طیف وسیعی از شرکای بالقوه ی شبکه را تشکیل دهند که با تمایز قائل شدن بین ارتباطات افقی، عمودی و عرضیمی توان یک طبقه بندی مشخصی از شبکه های نوآوری را ارائه داد. در این نوع واژه شناسی، شبکه های نوآوری عمودی عبارت است از همکاری بین چندین شرکت در امتداد زنجیره تامین (زنجیره ی عرضه) مشترک. این شرکت ها اغلب رقبای اصلی یکدیگر هستند که به اصطلاح مشغول به اجرای یک چیدمان رقابتی هستند. علاوه بر این همکاری بین یک شرکت و سایر سازمانهابه طور دائمی به یک مفهوم مستقیم اقتصادی مربوط نمی شود بلکه می تواند به عنوان شبکه ی نوآوری عرضی معین گردد. برای مثال، می توان آن را شبکه ای بین موسسات علمی و دانشگاه ها و شرکتها یا انتقال دانش، نوآوری ها در سرتاسر مرزهای صنعت مشخص دانست که فروش در بازارها نه رقابت است و نه وابسته به یکدیگر.

نقش گروه های سوم، از جمله انجمن های حرفه ای، اتحادیه های صنفی و نهادهای تبلیغاتی بودجه به ویژه آنهایی که در راستای ترویج نوآوری هدفمند شده اند (مثل مراکز انتقال تکنولوژی) تاثیر مثبتی بر توسعه ی شبکه های بین سازمانی و نوآوری دارند.  احزاب سوم نقش دوگانه ای در ترویج نوآوری دارند.  آنها در حالت ایده آل به عنوان کارگزاران دانش بی طرف عمل میکنند اما کانالهای ارتباطی مهمی برای توسعهی روابط غیر رسمی (روابط شخصی بین افراد) نیز هستند. این روابط غیر رسمی پایه ای برای توسعه ی روابط شبکه ای به خصوص بین شرکت های کوچک تلقی می شود. اگرچه انجمن های حرفه ای، اتحادیه های صنفی و مشاروان سهم مهی در زیرساختهای شبکه دارند، آنها یکی از مکانیزم های بیشمار شبکه هستند که زیرساختهای منطقه ای را بهبود می بخشند. شرکای علمی که تحت عناوین دانشگاهها، دانشکده های فنی، موسسات تحقیقاتی،  مشاوران علوم کاربردی و لابراتورهای تحقیق و طراحی مستقل طبقه بندی می شوند نیز نقش مهمی در زیرساختهای شبکه ایفا می کنند (دالینسکا، 2012).

  هفت ویژگی سازمان­های خلاق و نوآور

ویزمن و یوزر[7] (1991) بین سه نوع از شبکه های نوآوری تمایز قائل شدند که عبارت است از:

شبکه ی ساختار محور[8]، شبکه ی کاربرد محور[9] و شبکه ی فناوری محور[10].

در شبکه های ساختار محور، همکاری های موجود بر تحقیق و توسعه شرکت و فعالیت های اطلاعاتی مشترک تمرکز دارد. چنین شبکه هایی نتایج حاصل از مطالعات خود را با گروه هایی که مورد علاقه ی آنان است به اشتراک می گذارند. نمایندگان این شرکت ها یا موسسات در انتخاب میزان تمرکز یا عدم تمرکز بر فعالیت های تحقیق و توسعه ی شبکه مشارکت می کنند درحالیکه شرکت کنندگان شبکه به صورت مستقیم و غیر مستقیم به دنبال تامین بودجه ی پژوهش هستند.

از سوی دیگر، شرکت ها برانگیخته می شوند تا در شبکه های کاربرد محور مشارکت کنند تا از این طریق به  فناوری ای دست یابند که به واسطه ی آن مشکلات واقعی و حیاتی آنان حل و رفع می شود.به همین دلیل، این شکل شبکه می تواند تعداد کمی از شرکت ها را با هم ترکیب کند تا یک یا چند پروژه ی تحقیقاتی انحصاری که بر ارزشهای فردی تمرکز دارد را آغاز کنند تا اینکه به صورت مشترک نتایج حاصل از این پژوهشها را مدیریت کنند. پروژه های تحقیقاتی در این شبکه ها مشترکا تامین بودجه می شود وتصمیم گیری در آن به صورت جمعی انجام میپذیرد. شبکه های کاربرد محور، ماهیتی موقتی دارند و بعد از توسعه ی موفقیت آمیز فناوری های مورد نظر، خاتمه می یابند.

در مقابل، شبکه های نوآوری فناوری محور، بر ایجاد فرم های ویژه ی دانش و انتقال حدالمقدور آن به طرفهای ذینفع تمرکز دارد. این شبکه ها بایستی دانشی را خلق کنند که مبتنی بر فناوری ویژه و قاطع باشد و همچنین در حال توسعه . در نتیجه شبکه های فناوری محور، به منظور توسعه ی شبکه ی کاربرد محور براساس فناوری های ضروری ایجاد می شوند. اندازه ی این نوع شبکه محدودیت ندارد؛ ذینفعان بیشتر که به دنبال سود حاصل از مشارکت هستند ، مطلوب تر است. علاوه بر این بیشتر این شبکه ها به صورت عمومی براساس آرمان گرایی و با مشارکت علاقه مندان در موسسات تحقیقاتی تامین مالی می شوند.

اگرچه که این دسته بندی دربردارنده ی نشانه هایی است که ارزش ایجاد چنین اشکال شبکه ها را مشخص می کند، ویزمن و ایزر (1991) درباره ی چگونگی مدیریت این شبکه ها یا چگونگی اندازه گیری عملکرد آنان به منظور اقدامات ضروری توضیحی نداده اند. تامین بودجه برای همه ی این اشکال شبکه های نوآوری ضروری است چرا که باعث می شود که منابع مورد نیاز متناسب با تعیین اهداف پژوهش مورد استفاده قرار گیرند. با این حال بدون آگاهی بر و توانایی به اثبات اینکه آیا  اهداف قابل دسترسی هستند و شبکه در توالی عملیات است، متقاعد کردن مقامات برای حمایت از فعالیت های شبکه در طی یک دوره ی زمانی طولانی- چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی – کار بسیار دشواری است.  علاوه بر این، بدون اثبات این امر که در حال حاضر موسسات و یا شرکت هایی هستند که در شبکه ها مشارکت می نمایند، نمیتوان مطمئن بود که با شرکت در چنین شبکه هایی ارزش پیش بینی شده دست خواهد یافت. با اینحال اگر مدیریت شبکه  بتواند بر عملکرد شبکه نظارت داشته باشد، این امر می تواند به بهینه سازی ساختار و فعالیت ها کمک کند و این امر به نوبه ی خود انطباق با تغییرات محیطی یا چالشهای تازه را تسهیل می بخشد در نتیجه تاثیر مطلوب در بر خواهد داشت.

به منظوردرک عوامل مسئول در خلق ارزش و همچنین عوامل ضروری برای اندازه گیری عملکرد، انکل و گسمن (2005) مدل تئوری هیج و هولینگسورد[11] (2000)  را برای نقشه ی کار شبکه ی نوآوری ایجاد کرده اند. آنها این نقشه ی کار را با توجه به تئوری و نتایج اولیه مصاحبه ها و همچنین فرضیه های توسعه که با هدف آزمون آن فرضیه ها در زمینه ی واقعی شبکه ی نوآوری مفروض شده اند،  اقتباس نموده و استفاده کردند. به منظور استخراج شاخص‌های عملکرد شبکه، واحد تجزیه و تحلیل شبکه ی نوآوری بود. براساس مدل هیج و هولینگسورد (2000) مدل زیر (شکل 2) برای ارزیابی عملکرد شبکه ی نوآوری [12]EURADOS (شبکه ی اروپایی آزمایشگاه رادیواکتیو) توسعه یافته است. درحالیکه هیج و هولینگسورد دو متغیر “شکل شبکه” و “ارتباطات در عرصه های شبکه” را با مفهوم نظری شبکه های نوآوری ترکیب کرده اند انکل و گسمن (2005) در پژوهش خود متغیر شکل شبکه را به دو متغیر جزیی تر تقسیم کرده اند (شکل شبکه و ارتباطات بین اعضا). اهمیت این عوامل برای عملکرد شبکه در مشروح تحلیل های ادبیات شبکه ی نشان داده شده است. در پژوهش انگل و گسمن به سبب ویژگی جامعه ی پژوهششان که پیرامون یک آزمایشگاه رادیاکتیو است و دارای نیازهای ویژه ای است آنها دو متغیر دیگر به این نقشه ی کار اضافه کرده اند (تامین مالی فعالیت های شبکه و اتاق کار خانگی اعضا برای دوزیمتری اشعه).

  راهکارهایی واسه تقویت حافظه بلندمدت 

به طور خلاصه، مدل شبکه ی نوآوری انگل و گسمن (2005) شامل چهار متغیر است که بر عملکرد شبکه تاثیر می گذارد. این متغیر ها عبارتند از: تامین مالی، شکل شبکه، ارتباطات اعضا که منجر به نتایج مستقیم نوآوری مدون در نسخ چاپی است و در نهایت نتایج غیرمستقیم نوآوری که از طریق آزمایشگاههای رادیواکتیو شخصی اعضا محقق می شود .

  1. تامین مالی

منابع برای راه اندازی و اجرای شبکه ها ضرورت دارد. ریتر و جموندن[1] (2003) چهار نوع منبع مرتبط را ذکر کرده اند: مالی، فیزیکی (برای مثال کامپیوتر، تلف و اتاق)، کارکنان و منابع اطلاعاتی. بودجه و تامین مالی تنها به سبب آنچه فراهم می کند باارزش نیست بلکه اهمیت آن به سبب مدیریتی است که از تامین مالی فعالیت ها پشتیبانی می کند.

تامین مالی یکی از مهمترین عوامل در اندازه گیری تاثیر شبکه های نوآوری است چرا که با تامین بودجه، مسئولیت اهداف متصل به این بودجه نیز می آید. بنابراین آنچه در این امر حائز اهمیت است آن است که تامین مالی اهداف هم شامل اهداف کارکنان و هم اهداف سازمان است در نتیجه ادغام این دو امیر در اولویت ابتدایی برای بودجه قرار میگیرد.

 

2.شکل شبکه

در بررسی شبکه های نوآوری، متغیرهای مختلفی برای مطالعه ی ساختار شبکه انتخاب شده است. نظریه ها اثبات روشن و دقیقی از اینکه کدام شکل برای شبکه های نوآوری بهترین است ارائه نمی کنند اما برخی از نویسندگان از عناصری نام برده اند که به نظر می رسد بهترین باشند. موارد زیر می تواند برای شکل شبکه قابل استفاده باشد: اندازه شبکه و یا اندازه گروه های کاری داخل شبکه (پایکا[2]، 1999؛ استابر[3]، 2000؛ سوان[4]، 1999)، مرزهای شبکه (پرانگ[5]، 1999؛ کربز و راک[6]، 1997)؛ ترکیب اعضا (کونوی و استوارد[7]، 2000)، محدوده مکانی اعضا (کوشاتزکی و استرنبرگ[8]، 2000؛ اورلیمنس[9]، 2001)، و موانع ورود و خروج (داشک[10]، 1998؛ ساتبر[11]، 2000) .

فرایند انتقال در داخل شبکه ها نیز به نوبه ی خود می تواند ساختار شبکه و نتایج حاصل از آن را تحت تاثیر قرار دهد. عناصری از جمله صراحت در تسهیم دانش (سیدو و وان ول[12]،1999)، دانش شبکه (داشک، 1998)، مقررات اداری محتوا (هامالاینن[13]، 2001؛ پیتوی[14]، 2004؛ پایکا، 2002)، شدت مثل شدت فراوانی تماسها (اشوری[15]، 1999؛ هیج، 2000) ، پایداری روابط  شبکه (اشوری، 1999)،  نتایج مربوط به نوآوری افراطی یا افزایشی(لامبوی[16]، 2004؛ اورلاماس[17]، 1998)، و پیچیدگی نوآوری(اورلاماس، 2001؛ سیدو و وان ول ، 1999) نیز از عوامل مهم هستند .

به سبب تاثیر ساختاری نقشهای شبکه ای و حمایت این نقشها از نتایج شبکه، این عوامل به طور گسترده ای در تحقیقات شبکه مورد بحث قرار گرفته است. نگهبانان (هامل[18]، 1989) افراد مهم و محوری (والنتی[19]، 1995)، افراد پراکنده در شرکت (ون ایکن[20]، 2000)، یا متخصصان سازمانی (زاندورف[21]، 1997) و دستیار روابط (والتر[22] و جموندن ، 2000، مولر[23]، 2004)، از جمله نقشهای مربوط به شبکه هستند که در تعیین نوع ساختار شبکه می تواند مهم باشد. متعاقبا نویسندگان برخی از عناصر مربوط به صنعت را مهم تلقی می کنند برای مثال ساختار صنعت (مارکو[24]، 1999؛ سیدو[25]، 1999، پیتوی، 2004)، اشکال تولید (لامبوی[26]، 2004)، کمال نوآوری (رابرتسون[27]، 1994) و انجمن های حرفه ای و صنعتی (پیتوی ، 2004؛ سوان، 1999) از جمله عوامل مهم و تاثیر گذار بر فعالیت های شبکه و مدیریت این فعالیت ها هستند چراکه  این موارد تعیین کننده ی سابقه و هدف و مطالبات اعضا هستند. برخی از نویسندگان معتقدند که مدیریت فعال شبکه برای موفقیت آن امری حساتی است (اینکپن[28]، 1998؛ ریتر و جموندن ، 1998؛ کپلهوف[29]، 2000) در حالیکه سایرین از جمله والتر و جموندن (2000) به نتایجی دست یافته اند که به موجب آن متغیرهایی که با اندازه گیری عملکرد شبکه و با تمرکز بر مدیریت اهداف در ارتباط است شناسایی شده است. درحالیکه ویسما و یوسر[30] (1991)  و همچنین هاریس [31](2000) عوامل عملکرد را شناسایی کرده اند. با این حال تنها تعدادی از این مفاهیم مبتنی بر شواهد تجربی حقیقی است و راهنمایی برای عمل فراهم می آورد. (انکل و گسمن، 2005).

  عامل‌های حفاظتی خانوادگی و اختلال‌های هیجانی-رفتاری

به طور خلاصه متغیرهای مرتبط با شکل شبکه ها را می توان دسته بندی کرد، تعداد اعضا؛ انتخاب اعضا؛ نقشهایشان؛ مدیریت شبکه؛ سطح هزینه های پژوهشی، و نوع و کیفیت خروجی (نتایج).

 

3.ارتباطات اعضا

در حالیکه متغیر “شکل شبکه” شامل واقعیت های سخت[32] از ساختار شبکه و مدیریت است، متغیر “روابط اعضا” روابط بین اعضای شبکه را توصیف می کند. نظریه به عواملی مثل مرکزیت، تراکم و یکپارچه سازی و شفافیت اشاره می کند که بر روابط بین اعضا تاثیرمیگذارد. اما همچنین پایداری و ثبات روابط، انتقال، انعطاف پذیری در رابطه، و همچنین سلسله مراتب، تقارن روابط داخل شبکه ای، و فراوانی روابط مواردی هستند که  روابط درون شبکه را تعریف می کنند.

علاوه بر این به کار بستن آنچه تحت اصطلاح واقعیت های نرم در نظر گرفته می شود مثل اعضای شبکه و یا اهداف و انگیزه ی مدیریت، جنبه های فرهنگی مثل اعتماد، باز بودن، جامعه پذیری، فرهنگ شبکه و عمل متقابل به مراتب سخت تر است. نظریات تنها به تازگی تنوع فرهنگی را به عنوان عاملی حمایت کننده از نوآوری در ساختار شبکه ها و همچنین ظرفیت شبکه های نوآوری می پذیرند. آنگونه که نظریات آشکار می نمایند، روابط بین اعضا براساس نوع پیوند آنها یک عامل موفقیت مهم برای نتایج نوآوری شبکه است.

4.نتایج غیرمستقیم نوآوری

این متغیر تاثیر انجام وظایف اداری اعضا در محیطهای خانگی –که غالبا به صورت موسسات خانگی ای که اعضا آن را در پیوند با سازمان شکل می دهند مثل آزمایشگاههای خانگی می باشد – بر نتایج نوآوری های شبکه را توصیف می کند. علاوه بر ارزش مستقیم ایجاد شده توسط شبکه، مثل نشریات مدون، روشها و یا فرایندها، نوآوری می تواند در موسسات اعضا نیز زمانیکه آنها برمی گردند و دانش بدست آمده از شبکه را با دانش موجود در موسسات خود یکپارچه می کنند، رخ دهد.  پیش شرط اساسی در این متغیر این است که ارتباط و پیوند اعضای شبکه با سازمانهای خانگی شان و همچنین پیوند بین بخشهای مختلف جائیست که دانش شبکه می تواند نوآوری جدید را اجرا و رهبری نماید. هیج و هالینگسورد (2000) عنوان می کنند که پیوند بهتر اعضای شبکه با موسسات خودشان، و پیوند بخشهای مختلف با هم، می تواند منجر به دانش بهتری شود که در فرایندها و تولیدات جدید اجرا و آشکار گردد.  جهت عملیاتی کردن این متغیر می توان از عناصری که در بخش قبل ازآن نام برده شد استفاده کرد .

 

[1] . Ritter and Gemünden

[2] . Pyka

[3] . Staber

[4] . Swan

[5] . Prange

[6] . Krebs & Rock

[7] . Conway & Steward

[8] . Koschatzky & Sternberg

[9] . Oerlemans

[10] . Duschek

[11] . Satber

[12] . Sydow & van Well

[13] . Hämäläinen

[14] . Pitaway

[15] . Echeverri

[16] . Lambooy

[17] . Oerlemans

[18] . Hamel

[19] . Valente

[20] . Van Aken

[21] . Zündor

[22] . Walter

[23] . Müller

[24] . Marceau

[25] . Sydow

[26] . Lambooy

[27] . Robertson

[28] . Inkpen

[29] . Kappelhoff

[30] . Wissema and Euser

[31] . Harris

[32] . hard facts

[1] . Powell

[2] . informal networks

[3] . project networks

[4] . regional network

[5] . business networks

[6] . Dilk,Gleich, Wald

[7] . Wisseman and Euser

[8] . structure-based network

[9] . application-based network

[10] . technology-based network

[11] . Hage and Hollingsworth

[12] . The European radiation dosimetry network